۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۹, دوشنبه

::لـیـمـو میـ گهـ:: غزل شماره ۲۲: چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

حافظ


چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

سخن شناس نه‌ای جان من خطا این جاست


سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید

تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست


در اندرون من خسته دل ندانم کیست

که من خموشم و او در فغان و در غوغاست


دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب

بنال هان که از این پرده کار ما به نواست


مرا به کار جهان هرگز التفات نبود

رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست


نخفته‌ام ز خیالی که می‌پزد دل من

خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست


چنین که صومعه آلوده شد ز خون دلم

گرم به باده بشویید حق به دست شماست


از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند

که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست


چه ساز بود که در پرده می‌زد آن مطرب

که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست


ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند

فضای سینه حافظ هنوز پر ز صداست

 


-
-------------------------------------------------------------------------------

(\__/)

(='.'=)

(")_(")

(¨`·.·´¨;

HaMiDrEzA_hgh.1365

0935 825 73 79

--
اگر قصد فوروارد این ایمیل یا هر ایمیل دیگری را دارید، نخست آدرسهای
قبلی را پاک کنید و آدرسهای جدید را در بی سی سی قرار دهید و سپس فوروارد
کنید. پاکیزگی اساس فوروارد کردن ایمیل است
.
.
همین حالا یک مطلب به گروه لیمو ارسال کنید.
درشت بخوانید:
(مطالبی که دارای عکس هستند) حتما برای تماشای عکس برروی گزینه
Display images below
کلیک نمایید
*
http://groups.google.com/group/lymoo
 
حتما برای ارسال مطلب از آدرس زیر استفاده کنید، ابتدا مطلب را آماده سپس به آدرس رایانامه زیر ارسال کنید:(اینـ بهترهـ)
lymoo@googlegroups.com
* -----------------------------------------------
در روزگاری که بهانه های بسیار برای گریستن داریم ، شرم خندیدن، به مضحکه هم میهنان مان را بر خود نپسندیم.
کار سختی نیست نشنیدن، نخواندن و نگفتن لطیفه های توهین آمیز...با اراده جمعی این عادت زشت را به ضدارزش تبدیل کنیم.
رخشان بنی اعتماد.
.
با تشکر:
شادمهر
مـــدیــریــتــــ گروهـــ

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر