روزی از روزها،
شبی از شب ها،
خواهم افتاد و خواهم مرد ، اما
می خواهم هر چه بیشتر بروم تا هر چه دورتر بیفتم .
تا هر چه دورتر بیفتم .
هر چه دیرتر و دورتر بمیرم.
نمی خواهم ؛
حتی یک گام یا یک لحظه پیش از آنکه می توانسته ام بروم ،
بمانم ،
افتاده و جان داده باشم.
دوست دارم به یاری این سفر از این منزل از این لحظه ها و از این خاطرات
هر چه دورتر و دیرتر بروم و بمیرم، همین ...
**********************
گر چه شاهدان فیلتر شد اما راه را در شاهدان 2 ادامه خواهم داد .
http://shahedan2004.mihanblog.com/
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر