می گویند که این انعکاس کوه است،
ولی در حقیقت انعکاس زندگی است.هر چیزی که بگویی یا انجام دهی، زندگی عینا به تو جواب می دهد.کاسه چوبیپیرمردی تصمیم گرفت تا با عروس و پسر و نوه کوچک خود زندگی کند، دستانش میلرزید و چشمانش خوب نمی دید. هنگام خوردن شام، غذایش را روی میز ریخت و لیوانی را بر زمین انداخت و شکست.پسر و عروس از این کثیف کاری پیرمرد ناراحت شدند. آنها یک میز کوچک در گوشه اتاق قرار دادند و پدربزرگ مجبور شد به تنهایی آنجا غذا بخورد و بعد از شکستن بشقاب غذایش را در کاسه چوبی می ریختند. هر وقت هم خانواده او را سرزنش می کردند، پدربزرگ فقط اشک می ریخت و هیچ نمی گفت.یک روز قبل از شام، پدر متوجه پسر کوچک خود شد که داشت با چند تکه چوب بازی می کرد. پدر به او گفت: پسرم داری چی درست می کنی؟ پسر با شیرین زبانی گفت: دارم برای تو و مادر کاسه های چوبی درست می کنم که وقتی پیر شدید، در آنها غذا بخورید و تبسمی کرد و به کارش ادامه داد.از آن روز به بعد همه خانواده با هم سر یک میز غذا می خورند.=>=>=>=>=>=>=>=> آیا به همان میزان که کلاس "دشمن شناسی" میرویم در کلاس "دوست شناسی" هم شرکت می کنیم؟ <=<=<=<=<=<=<=<=
دریافت این پیام بدلیل ثبت نام شما در گروه است گروه Google Groups "لیمو
»« Lemon".
جهت ارسال به این گروه، ایمیل را ارسال کنید به lymoo@googlegroups.com
برای سایر گزینه ها، به این گروه مراجعه کنید در
http://groups.google.com/group/lymoo?hl=fa?hl=fa
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر