ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۱۳, یکشنبه

Fw: "چتر عشق "شعری از حسین منزوی

با عرض پوزش از دوستان گل
غزل چتر عشق را  به صورت صحیح ارسال می کنم
تصحیح توسط دکتر حسین علی یوسفی

----- Forwarded Message -----
From: Hossein Usofi <drusofi@yahoo.com>
To: Pari Shan <parishan69@yahoo.com>
Sent: Sunday, 3 March 2013, 13:19
Subject: Re: "چتر عشق "شعری از حسین منزوی



علی جان سلام
شب و روزت به خیر



 غزلی از غزل های روان شاد حسین منزوی  
که انصافا درحوزۀ غزل در این روزگار سرآمد بود


و در غزل حسین منزوی چند مورد خطای تایپی وجود داشت 
این ها را در غزل با قلم آبی جداکرده ام

ضمنا منزوی غزل های بسیار نابی دارد 
که برخی از آن ها با صدای خودش  منتشر شده است
او از جمله شاعرانی است که نه فقط غزل خوب می سرود 
صدای فوق العاده خوش طنین و بیان و دکلمۀ بسیار قوی و شیوایی داشت
حتما باید شنیده باشی؟
قربانت: عمو





نوبت آمد، می نوازد نوبتی ناقوس مان
تا بگیرد رودهامان، راه اقیانوس مان 

آذرخشی بود و غرید و درخشید و گذشت
بانگ نوشانوش مان و برق بوسابوس مان

ما نشان خود رقم بر دفتر دل ها زدیم
آشنایی نام مان و عاشقی ناموس مان

چشم های کینه ور هم، معنی دیگر نیافت
ز ابتدا تا انتها، جز مهر، در قاموس مان

عشق مان چتری گشود و بست و رفت و مانده است
لای دفترهای عاشق ها، پر طاووس مان

کشته می شد باز از باد اجل، حتا اگر
شعله ی خورشید روشن بود، در فانوس مان

کرد بخل سرنوشت از نوش دارویی دریغ
فرصت ماندن نداد این بار هم، کاووس مان

یک به یک یاران غار از دست رفتند و هنوز
حکم می راند به مرگ آباد، دقیانوس مان

قصه ی گنگ و کر و ما و جهان می بود، اگر
از قفس می شد رها هم ناله ی محبوس مان

گیرم این رویای آخر، ساحت آرامش است
کو، ولی یارای خواب از وحشت کابوس مان؟
 
«قافیه زنگ کلام است‌، آری اکنون، بشنوی:
زنگ حسرت می زند در قافیه، افسوس مان




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر