حسين اقا دستت درد نكنه، مطلب بسيار پرمحتوا وزيبا بود
---------- Forwarded message ----------
From: rose 2020
25 اردیبهشت،
روز بزرگداشت حماسه سراي بزرگ ايران زمین و ستاره در خشنده آسمان ادب فارسي
حكيم ابوالقاسم فردوسی طوسي،
گرامیباد
با تمام ناملایمت¬ها و تنگدستی ها، هنوز استوار ایستاده¬ای ؛ مثل تمام
اسطوره های آزاده شاهنامه ات، بزرگ و باشکوه.
توس، با غرور سر بر آسمان می¬ساید و فخر می¬فروشد به داشتن بزرگمهری چون تو.
بلندترین کوه¬های کهنسال جهان، سر تعظیم فرو آورده اند این همه رادمردی و
آزادمنشی را.
نشانی تمام انسان های آزاده را باید از تو پرسید.
تمام کلمات پارسی، به صف ایستاده¬اند تا نام جاودانه¬ات را با بلندترین
صداها، در قصیده هایی بی پایان بسرایند.
با کدامین کلمات می¬توانند کلمات پارسی، سپاس تو را بگویند؛ سپاس رنج سی
ساله ات را که آغاز ماندگاری¬شان بود.
«بسی رنج بردم در این سال سی نامیرای
عجم زنده کردم بدین پارسی»
شاهنامه¬ات، نامه ماندگاری نامهای اسطوره های ایران زمین است؛ اسطوره
هایی که جانهای آزاده شان را میراث ایرانیان کرده اند.
آری، حکیم توس، حکیم حماسه!
دنیا را فتح کرده ای؛ بی آنکه اسبی زین کنی، بی آنکه شمشیری بیرون از نیامی بلغزد.
سالهاست که رستم و اسفندیار و... با تو به شب نشینی خانه های مهربان
ایرانی ما می آیند و سیاوش از آتش عشق دلها عبور می¬کند و سینه ها گلستان
می¬شوند.
ایران، زنده به نام فردوسی هاست و فردوسی، زنده به ایران؛ ایرانی که مهد
پاکان خردمند و خردمندان نامیرا بوده است.
تمام خویش را به پای ایران می گذاری و تنها سربلندی ایران و ایرانی را می
خواهی. آن قدر به مام وطن مهربانی که حتی درخت هایی که سایه شان بر سرت
نفس کشیده است، عاشقانه ترین آوازهایشان، آوازی است که تو زمزمه کرده ای؛
«چو ایران نباشد تن من مباد».
نامت غرور ایران و ایرانی است؛ هرچند هنوز هم بوی زخم های تنهایی ات در
دربار سلطان محمود، از سمت توس می آید؛ زخم هایی که به اندازه همان زخمی
که سهراب از رستم خورد، دردناک است.
نام بزرگت همیشه جاوید باشد؛ همچون نام ایران، همچون نام همان بنای بلندی
که ساخته ای؛
«پی افکندم از نظم، کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گزند»
نام بلندت چنان بر سینه ایران زمین حک شده است که توفان های نابهنگام
دشمنان و باران های حادثه هم قادر به پاک کردنش نخواهند بود.
آری! نام تو با نام ایران گره خورده است و این گره تاریخ را هیچ دستی به
فاصله تبدیل نخواهد کرد.
نامت همیشه بلند؛ همچون نام ایران! تو جاودانه ای!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مقدمه:
استاد حکیم ابوالقاسم فردوسی بزرگترین شاعر حماسه سرای ایران، بلکه جهان؛
که در نظم داستانها و اساطیر باستانی و قصص و روایات قهرمانی و تاریخی
ایران با نبوغ و استعداد خداداد سخن را به آسمان علیین برد و در عذوبت به
ماه معین رسانید، در فن خویش بزرگ آیتی است که نام او همواره با احترام
زینت بخش تاریخ ادب و فرهنگ کشور ایران خواهد بود.
پرورش و بالندگی:
فردوسی در سال ۳۲۹ هجری قمری در روستای پاژ در شهرستان توس در خراسان
دیده به جهان گشود. کنیه وی ابوالقاسم و تخلصش فردوسی است. در منابع
مختلف و در مقدمه برخی نسخههای خطی شاهنامه وی خود را با نام منصور یا
حسن معرفی کرده است. اینکه چرا شاعر تخلص فردوسی را برای خود انتخاب کرده
است، امکان دارد این موضوع به دیدار وی با سلطان محمد غزنوی بازگردد.
گویا سلطان محمود چنین لقبی به فردوسی داده و منطور وی مردی که از بهشت
آمده بوده است.
او دهقان و دهقانزاده بود. دهقان در روزگار فردوسی و در شاهنامه او به
معنی ایرانیتبار و نیز به معنی مالک روستا یا رئیس شهر بودهاست.
درباره دوران کودکی و جوانی او نه خود شاعر سخنی گفته و نه در
بنمایههای کهن جز افسانه و خیالبافی چیزی به چشم میخورد. با این حال
از دقت در ساختار زبانی و بافت تاریخی - فرهنگی شاهنامه، میتوان دریافت
که او در دوران پرورش و بالندگی خویش از راه مطالعه و ژرفنگری در
سرودهها و نوشتارهای پیشینیان خویش سرمایه کلانی اندوخته که بعدها
دستمایه او در سرایش شاهنامه شدهاست. همچنین از شاهنامه این گونه
برداشت کردهاند که فردوسی با زبان عربی و دیوانهای شاعران عرب و نیز با
زبان پهلوی آشنا بودهاست.
سرودههای جوانی:
کودکی و جوانی فردوسی در زمان سامانیان سپری شد. شاهان سامانی از
دوستداران ادب فارسی بودند. آغاز سرودن شاهنامه را بر پایه شاهنامه
ابومنصوری از زمان سی سالگی فردوسی میدانند اما با درنگریستن به توانایی
فردوسی میتوان چنین برداشت کرد که وی در جوانی نیز به سرایندگی
میپرداختهاست و چه بسا سرودن بخشهایی از شاهنامه را در همان زمان و بر
پایه داستانهای کهنی که در داستانهای گفتاری مردم جای داشتهاند، آغاز
کردهاست. این گمانه میتواند یکی از سببهای ناهمگونیهای زیاد ویرایشهای
دستنویس شاهنامه باشد. از میان داستانهایی که گمان میرود در زمان جوانی
وی گفته شده باشد میتوان داستانهای بیژن و منیژه، رستم و اسفندیار، رستم
و سهراب، داستان اکوان دیو و داستان سیاوش را نام برد.
سُرایش شاهنامه:
شاهنامه پرآوازهترین سروده فردوسی و یکی از بزرگترین نوشتههای ادبیات
کهن پارسی است. فردوسی سرودن شاهنامه را بر پایه نوشتار ابومنصوری در
حدود سال ۳۷۰ هجری قمری آغاز کرد و سر انجام آن را در تاریخ ۲۵ سپندارمذ
سال ۳۸۴ هجری قمری با این بیتها به انجام رساند:
سر آمد کنون قصه یزدگرد به ماه سفندارمذ روز ارد
ز هجرت سه صد سال و هشتاد و چار به نام جهان داور کردگار
این ویرایش نخستین شاهنامه بود و فردوسی نزدیک به 20 سال دیگر در تکمیل و
تهذیب آن کوشید. این سالها همزمان با برافتادن سامانیان و برآمدن سلطان
محمود غزنوی بود. فردوسی در سن شصت و پنج سالگی بر آن شد که شاهنامه را
به سلطان محمود اهدا کند، و از این رو دست به کار تدوین ویرایش تازهای
از شاهنامه شد. فردوسی در ویرایش دوم، بخشهای مربوط به پادشاهی ساسانیان
را تکمیل کرد. پایان ویرایش دوم شاهنامه درسن هفتاد و یک سالگی فردوسی
بودهاست:
سرایش شاهنامه تماماً در دوره سامانیان بودهاست، اما با برچینش سامانیان
و روی کارآمدن غزنویان، فردوسی شاهنامه را به سلطان محمود تقدیمکرد.
بدون شک آرمان او از این کار گرفتن پاداش نبود، بلکه حمایت سلطان محمود
از شاهنامه بود؛ زیرا در آن روزگار فقط کتابهایی از حوادث مصون
میماندند که در کتابخانههای وابسته به دربارهای فرمانروایان نگهداری و
حفاظت میشدند؛ بنابراین، فردوسی ابیاتی درباره ستایش سلطان محمود سرود و
در شاهنامه جایداد
فردوسی شاهنامه را در شش یا هفت دفتر به دربار غزنه نزد سلطان محمود
فرستاد. به گفته خود فردوسی، سلطان محمود «نکرد اندر این داستانها نگاه»
و پاداشی هم برای وی نفرستاد. از این رویداد تا پایان زندگانی، فردوسی
بخشهای دیگری نیز به شاهنامه افزود که بیشتر در گله و انتقاد از محمود و
تلخکامی سراینده از اوضاع زمانه بودهاست.
محتوای این شاهکار ادبی، اسطورهها، افسانهها و تاریخ ایران از ابتدا تا
فتح ایران توسط اعراب در سده هفتم است که در چهار دودمان پادشاهی
پیشدادیان، کیانیان، اشکانیان و ساسانیان خلاصه میشوند و به سه بخش
اسطورهای (از عهد کیومرث تا پادشاهی فریدون)، پهلوانی (از قیام کاوه
آهنگر تا مرگ رستم) و تاریخی (از پادشاهی بهمن و ظهور اسکندر تا فتح
ایران توسط اعراب) تقسیم میشود
پندها و موعظه های فردوسی:
يكي از قسمتهايي كه فردوسي آن را با همان شرط حفظ اصالت به شعر درآورده
است هفت بزم نوشيروان است. نوشيروان هرهفته گروهي از موبدان و بخردان را
به حضور ميپذيرفت و از آنان ميخواست تا هريك سخني از دانش خود بگويد
غالباً گفتگو بين اين بخردان بصورت سوأل و جواب يا مناظره انجام ميگرفت.
شرح هفت بزم از اين بزمهاي هفتگي توضيح سخناني است كه بزرگمهر حكيم، كه
در آغاز جواني به آن انجمن راه يافته بود در آنجا بيان ميكند. گفتار
بزرگمهر در هفت بزم با پندهايي كه فردوسي در قسمتهاي ديگر شاهنامه به
اقتضاي مقام بيان ميكند همه يك ديد و يك فلسفة مشخص را معرفي ميكند و
بدين ترتيب ميتوان همة آنها را زير عنوان پندهاي فردوسي معرفي كرد.
اساس تربيت صحيح و وجود آراسته در نظر فردوسي منوط به داشتن چهار بهره
است كه عبارت است از: خرد، فرهنگ، هنر، و گوهر.
(خرد) را فردوسي خلعت ايزدي و اساس زندگي ميشمارد. تأثير و سود خرد همان
رو آوردن بسوي دانش است. هيچ كس از آموختن بينياز نيست. آيا ميتوان
دانا و نادان را يكسان به شمار آورد؟ مقام مرد دانشمند از همه والاتر است
و ارزش دانش از گنج بيشتر است. (فرهنگ) نتيجه و حاصل دانش و آموختن است.
فرهنگ موجب آرايش جان و صفاي روان است. (هنر) عبارت است از شايستگيها و
مهارتها و منظور از «گوهر» سرشت، طبيعت و صفات و استعدادهاي موروثي است.
در مورد مقايسة فرهنگ و هنر با گوهر، فردوسي مقام فرهنگ را از گوهر
افزونتر ميشمارد. هنر را به منزلة بوي گل و گوهر را به مثابة رنگ آن
تمثيل ميكند و افتخار به فرهنگ و هنر را والاتر از افتخار به گوهر
ميشمارد.
زندگي كوتاه و ناپايدار است و گنج و دينار و كاخ بلند همگي نابود ميشود
و در پايان همة آنچه سرنوشتش نيستي است تنها يك چيز باقي ميماند و آن
شرافت و افتخار و نام نيك است. زندگي خود فردوسي از نظر مادي بروفق مراد
وي نبوده است بويژه در سن پيري با تهي دستي و سختي روبرو شده است اما
وجدان او با عقيدة راسخي كه به ارزش شرافت و افتخار و نام نيك داشته
همواره قرين خشنودي و آرامش بوده است. هيچ گواهي بر اين مدعا گوياتر از
سخن خود فردوسي نيست:
اگر نيست ايدر فراوان درنگ همه نام بهتر كه ماند نه ننگ
مرا مرگ بهتر از آن زندگي كه سالار باشم كنم بندگي
مرا سر نهان گر شود زير سنگ از آن به كه نامم برآيد به ننگ
يكي داستان زد بر اين برپلنگ چو با شير جنگي درآمد به جنگ
به نام ار بريزي مرا گفت خون به از زندگاني به ننگ اندرون
به نام نكو گر بميرم رواست مرا نام بهتر كه تن مرگ راست
مذهب فردوسی:
بر اساس ابیاتی در خود شاهنامه و منابع اولیهای چون آثار نظامی عروضی و
نصیرالدین قزوینی، فردوسی یک مسلمان شیعه بود؛ ولی برخی از پژوهشگران
اخیراً در مورد مذهب وی و شاخه شیعی آن اظهار تردید کردهاند. برخی صرفاً
او را شیعه نامیدهاند؛
چراکه طوس از دیرباز مرکز تشیع بوده و نیز خاندان ابو منصور محمد ابن عبد
الرزاق هم ظاهراً شیعه بودهاند. فردوسی در مورد مذهب آسانگیر بود و
مذهب نیاکان خویش را پاس میداشت. به علاوه نشانههای ایمان اسلامی عمیق
از خود اظهار نمیداشت. در واقع فردوسی در شاهنامه گهگاه به ثبت لحظاتی
میپردازد که حتّی اگر هم برگرفته از منابع ایران باستان بودهاند
نمیبایست در نوشتههای یک مسلمان مقید بیایند. با این حال فردوسی در
مورد شاخه مذهبی خود (تشیع) تعصب داشت و همچنان که از مقدمه شاهنامه بر
میآید او مذهب خود را اسلام واقعی میدانست. یک توضیح این دوگانگی این
است که در سدههای اول اسلام در ایران، اعتقاد شیعی با مبارزات ملی در
خراسان عجین بود. به گونهای که خلفای بغداد و طرفدارانشان در ایران
هیچگاه بین «مجوس» (زرتشتیان)، «زندیق» (مانویان)، «قرمطی» (اسماعیلیان)
و «رافضی» (شیعیان به طور کلی) فرقی نمیگذاشتند. فردوسی بالاتر از همه
این بحثها «یک یکتاپرست بود که ارتباطش را با نیاکانش حفظ کرده بود.»
فردوسی با فلاسفه و آنهایی که در پی اثبات وجود خدا بودند مخالف بود. او
معتقد بود، خدا را با عقل، قلب و یا دلیل نمیتوان یافت. بلکه به اعتقاد
او وجود، یکتایی، و قدرت خدا، همگی با صرف وجود آفرینش به خودی خود تقریر
میشوند. به همین دلیل او خدا را در حالی میپرستید که در مورد چرایی و
چگونگی ایمان ساکت بود. بر اساس اعتقادات او، همه چیز از خوب و بد فقط به
اراده خدا برای انسانها رخ میدهند. این ایمان مطلق به یگانگی و قدرت
خدا گاهی در شاهنامه بر اثر جبرگرایی او که احتمالأ ناشی از تاثیر
زروانیان دوره ساسانی است آشفته میگردید.
جایگاه جهانی فردوسی:
نام و آوازه فردوسی در همه جای جهان شناخته شده و ستوده شدهاست. شاهنامه
فردوسی به بسیاری از زبانهای زنده جهان برگردانده شدهاست.
هانس هاینریش شدر ایرانشناس آلمانی در سخنرانیای که در کنگره فردوسی در
۲۷ سپتامبر سال ۱۹۳۴ میلادی (۵ مهرماه ۱۳۱۳ خورشیدی) به پاس هزاره فردوسی
و در شهر برلین بر پا شده بود، میگوید چیرگی بر ایران به دست مغولان و
از میان رفتن توان ایران پس از یک سده رهایی از چیرگی بیگانگان از
سببهای گرایش ایرانیان به شاهنامه و تلاش برای بازیابی کیستی (هویت)
فراموش شده خویش میباشد. همچنین وی همانندی روزگار ایرانیان در زمان
فردوسی با آلمان سده نوزدهم را چرایی گرایش اندیشمندان آن کشور به
شاهنامه فردوسی و برگردان آن به آلمانی میدانداما به گفته بسیاری از
پژوهشگران ایران فردوسی بزرگترین رزمنامه جهان را پدید آورده که
دربردارنده تاریخ جهان باستان است.
پروفسور کاول؛ امپراتور روم گفته است من شهر روم را با آجر به دست آوردم
و با مرمر آن را به جا گذاردم. ولی فردوسی کشورش را فاقد ادبیات دید و در
مقابل منظومهای از خود باقی گذاشت که همه شاعران پس از او، فقط توانستند
از او تقلید کنند. اما هیچکدام نتوانستند بر او برتری یابند و آن در واقع
حتی با سبکهای مختص به آن شاعران، میتواند برابری نماید و میتوان گفت
که تنها کتابی در آسیا است که همانند اشعار رزمی هومر در اروپا است ....
تندیسهای زیادی از فردوسی ساخته شده که شاید کهنترین آنها تندیس باغ
نگارستان باشد. تندیسهای دیگر: تندیس میدان فردوسی تهران، تندیس دانشکده
ادبیات دانشگاه تهران، تندیس دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد، تندیس
کتابخانه ملی ایران در تهران، تندیس رم ایتالیا، تندیس سفارت ایران در
پاریس، تندیس دوشنبه تاجیکستان
آرامگاه فردوسی:
زمان مرگ او را در سال ۴۱۱ هجری قمری آوردهاند. پس از مرگ، واعظ طبرستان
به دلیل شیعه بودن فردوسی از به خاکسپاری پیکر فردوسی در گورستان
مسلمانان جلوگیری کرد و به ناچار در باغ خود وی در توس به خاک سپرده شد.
مقبره فردوسی بین سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۳ به دستور رضا شاه بازسازی شد.
و در پایان گفتار خود را بدین چند بیت پندآمیز از منظومه حماسی فردوسی،
که همواره مایه مباهات ملت ایران و همه مردم فارسی زبان است پایان
میدهم:
بیا تا جهان را به بد نسپریم
به کوشش همه دست نیکی بریم
نباشد همی نیک و بد پایدار
همان به که نیکی بود یادگار
همان گنج دینار و کاخ بلند
نخواهد بدن مرا ترا سودمند
به نیکی گرای و میازار کس
ره رستگاری همین است و بس
سعادتمند باشید و ماندگار
تا درودی دیگر،
بدرود........
--
به سایت تفریح و سرگرمی هم سری بزنید
http://www.tafrihvsargarmi.ir
---
شما به این دلیل این پیام را دریافت کردهاید که در گروه Google Groups "تفريح و سرگرمي" مشترک شدهاید.
برای لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیلهای آن، ایمیلی به taf_sar+unsubscribe@googlegroups.com ارسال کنید.
از این گروه در http://groups.google.com/group/taf_sar دیدن کنید.
برای گزینههای بیشتر، از https://groups.google.com/d/optout دیدن کنید.
Theresa's - Hotel & Casino - JTM Hub
پاسخحذفTheresa's 경주 출장안마 - 정읍 출장마사지 Hotel & 충주 출장샵 Casino in Las Vegas, 평택 출장샵 NV. - 통영 출장안마 2021 | Find your way back in time and experience everything you love about The Venetian Resort & Casino.