۱۳۹۰ تیر ۲۱, سه‌شنبه

به دیدن تو آمدم





جان من ،نفسم،به دیدن تو آمدم
امید من ،همه کسم، به دیدن تو آمدم
تو بهترین حادثۀ زندگیم،بهترین خاطره
مایۀ آرامشم ، به دیدن تو آمدم
من کویری تشنه ام.تویی آب حیات
خواهم بنوشم جرعه ای،به دیدن تو آمدم
گفتی مرا مهمان چشمت می کنی
پشت در بگذاردیم،به دیدن تو آمدم
خسته و نالان،افتان و خیزان
پای در گل،به دیدن تو آمدم
تو بهاردل غمزده و بیمار منی
ای دوای دردها،به دیدن تو آمدم
مثل باران بهاری پر شوری و امید
گرم چون رویا،به دیدن تو آمدم
سنجری بی توقلبم ازپنجره ها می گیرد
پاک مثل گلها،مثل باران،به دیدن تو آمدم
M.S
Nasim Tehran

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر