| با سلام، دو مقاله را که قبلا نوشته ام و در روزنامه آسیا چاپ شده است می فرستم. گمان می کنم مود توجه شما واقع می شود...مهدی نگاه نو مهدی مجردزاده کرمانی پیشگویی وقایع آینده در یک میهمانی، در کنار شخصی واقع شدم که دکترای زلزله شناسی داشت. برای این که سرصحبت را باز کنم پرسیدم : « آقای دکتر، آیا زلزله را می توان پیشگویی کرد؟» گفت: « بله، بر رسیها نشان داده است که قبل از وقوع زلزله هوای بالای آن منطقه یونیزه می شود. در این هنگام اگر ماهواره ای از بالای آن ناحیه عبور کند و اگر آن ماهواره مجهز به دستگاههای خاص عکاسی باشد و از آن قسمت عکس بگیرد، یونیزه بودن هوا در عکس مشخص می شود و می توان فهمید که زلزله نزدیک است.» پرسیدم: « اگر همه ی این شرایط جمع شود، چه مدت قبل از وقوع زلزله می توان از وقوع آن آگاه شد؟» گفت: « دو الی سه ثانیه!» گفتم: « یعنی تا بخواهند خبر را به مردم برسانند، همه ی آنها خانه خراب شده اند!» گفت: « همین طور است و اگر وسیله ای در دست داشتیم که مثلا سی ثانیه زودتر، آگاه می شدیم در آن صورت می توانستیم از طریق رادیو، تلویزیون یا زنگهای خطر به همه اطلاع دهیم و چه بسا که جان هزاران نفر از افراد بشر را نجات می دادیم.» خوش طبعی من گل کرد و برای این که وقتی بگذرانیم به شوخی گفتم: « اختیار دارید. برای پیش گویی آینده وسیله فراوان است. فال قهوه، فال چایی، فال ورق. تازه بعضیها وقایع را در خواب می بینند. بعضیها وقایع را از طریق روشن بینی و الهام دریافت می کنند. یعنی نمی شود برای پیشگویی زلزله از این اشخاص کمک گرفت؟» در حالی که می خندید گفت: « چه عرض کنم. می گویند شخصی به نام نوستراداموس، در حدود چهارصد، پانصد سال پیش وقایع امروزی را پیشگویی کرده است!» گفتم: « به حسب اتفاق این شخص را می شناسم و می دانم که در کشور فرانسه به دنیا آمده و در حدود چهارصد و پنجاه سال پیش قطعه هایی می سروده است. خودش هم هرگز ادعای پیشگویی نداشته و فقط در حدود هزارقطعه شبیه رباعی سروده است که در آنها به شکلی مبهم، نامعلوم و با زبانی استعاری ، به نظر می رسد که از وقایعی خبر داده است که قرار است در آینده ای نا معلوم اتفاق بیفتند. درواقع اگروقایعی را هم پیشگویی کرده ، هرگز برای این وقایع تاریخ مشخصی ذکر نکرده است ( هرکسی هم که پیشگو نباشد می تواند بگوید که جنگی اتفاق می افتد، مهم تاریخش است). منتها در سده های اخیر، هر اتفاقی که افتاده، کسانی آن را به یکی از رباعیهای او ربط داده اند و در اصل آنچه که به نام پیشگوییهای وی معروف شده، تعبیر و تفسیرهایی است که بعضیها از سخنان او کرده اند. نگاه نو مهدی مجردزاده کرمانی پیشگوییهای من! می گفت: « اما نوستراداموس وقایع آینده را تا صدها سال بعد از خودش پیشگویی کرده است. مثلا جنگهای جهانی، واقعه ی یازدهم سپتامبر و امثال اینها. چیزهایی را خبر داده که اصلا نمی شود آنها را انکار کرد و یا نادیده گرفت.» گفتم: « شعر گفته !» گفت: « یعنی چه؟ من دارم جدی می گویم» گفتم: « خوب ، من هم دارم جدی می گویم. ایشان در اصل شاعر بوده و چیزی در حدود هزار قطعه شبیه رباعیهای ما سروده است. من از ارزش ادبی این رباعیها اطلاعی ندارم. ولی از نظر پیشگویی اتفاقات آینده فکر نمی کنم بتوان برای شعرهای این شخص ارزشی قایل شد. شاعران دیگری هم داشته ایم که به هوس پیشگویی افتاده و چیزهایی گفته اند که هرکسی به سلیقه ی خود آنها را با وقایع زمانه مربوط دانسته است.» گفت: « اما نوستراداموس خیلی طرفدار دارد. می گویند هرچه گفته عینا و طابق النعل بالنعل اتفاق افتاده است. بالاخره تا نباشد چیزکی مردم نگوید چیزها.» گفتم: « بله صحیح است. ولی کار مهمی نکرده است. من هم می توانم چیزهایی را پیشگویی کنم که حتما و یا به احتمال خیلی زیاد اتفاق خواهند افتاد.» گفت: « حالا که پیشگوییتان این قدر خوب است ، لطفا در مورد آینده ی خود من چیزی بفرمایید.» با لحنی فیلسوفانه گفتم: « در آینده، شما زنده نخواهید بود! حاضرم این مطلب را کتبا هم بنویسم تا اگرصد یا صد و پنجاه سال دیگر کسی آن نوشته را پیدا کرد تعجب کند و بگوید عجب درست در آمده است!» گفت: « صحیح! در مورد وقایع آینده ی جهان چه می فرمایید؟» گفتم : « اتفاقا در آن مورد هم مطلب زیاد دارم. جنگهای بزرگی واقع خواهد شد. یکی از کشورهای خاور میانه به کشور دیگر حمله خواهد کرد. بعضی از کشورها از میان خواهند رفت و کشورهای تازه ای پدید خواهند آمد. بشر در زمینه ی الکترونیک پیشرفت زیادی خواهد کرد. دستگاههای تازه ای اختراع خواهد شد. باز هم بگویم؟» گفت: « نخیر، کافی است. فقط بفرمایید این وقایع چه موقع اتفاق خواهد افتاد؟» گفتم: « چه موقع؟ مگر نوستراداموس گفته چه موقع که من بگویم؟» |
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر