













سلام به همه دوستان عزیزم . امیدوارم حالتون خوب باشه و سال نو رو با شادی و سلامتی آغاز کرده باشید .
این ای میل دیر به دست من رسیده و از تاریخش گذشته ، فقط چون دیدم که شماره حساب مادر این 3 عزیز در انتهای متن ای میل ؛ ذکر شده , برای دوستان فوروارد کردم
سپنتا
حال چشم نیمه باز شهرام نیاز به جراحی دارد و ما و تلفن هایمان چشم انتظار دکترهایی که به میدان بیایند و ما را در این امر خیر یاری دهند, کسانی که با پنجه های طلایی شان می تواند این سه نفر را از انزوا خارج کنند و به مادری که خود بیماری قند دارد امیدواری دهند. دل ایرانی ما نیاز به تو دارد هموطن که ستاره های امید را برای زیر پوست شهر از نمای سوسو خارج کنی و به آنها شهاب درخشان هدیه دهی. آری هنوز هم نیازمند یاری تو هستیم هموطن که روز شنبه 21 اسفند ساعت 16 در خانه شهریاران جوان و در مراسم گلریزان به این خانواده حضور پیدا کنی تا لطافت روح و بوی عشق را به مشام زخمی شان هدیه دهی. بیاید وبا دستهای پر مهرتان سپهدار سایه نگاه خداوندی به آنها باشید. رسول پاپایی معلم مهربانی است که برایمان نوشته " تمرین فرشته بودن را که دیدم خواندن تا آخر را توان نداشتم . با خود اندیشیدم که عجب معجونی است تهران و چه راز های سر به مهری دارد این شهر در زیر پوست هزار رنگش .
شاید اولین باری بود که نگاهم و بینایی ام کار لامسه را انجام میداد و عمق شیار های رنج و ترک های درد را با نگاه به صورت دخترکان آن خانه ی آسمانی لمس میکردم انتهای آن خانه ی آسمانی خیلی چیز های دیگررا هم لمس کردم .من لمس کردم که چگونه می شود یک مادر لحظه لحظه های عمرش را به کودکانش ببخشد و صدایش بارش بارانی باشد به همه ی حرارت و داغ های تابستان یک زندگی . من لمس کردم که چگونه می شود با کمی نگاه متفاوت و برداشتن عینک های سیاهی که تلاقی نگاهمان را به هم از ما می گیرد در زیر پوست همین شهر دریا دریا عاشق شد و ماهی های کوچولوی قرمز را نه در تنگ های بلورین که در کنج دلها عیدانه برد و گلهای لبخند را به تماشا نشست . من لمس کردم در زیر پوست همین شهر هم می توان حاجی شد و فریاد زد : ای قوم به حج رفته کجایید بیاید همین جا در همین خانه ی آسمانی هم می توان با همه ی یا کریم های آبی همصدا شوید و لبخند خدا را به نظاره بنشینید.
وقتی من آن گزارش را خواندم. بیهودگی بسیاری از لحظه هایم و گنگی بسیاری از لحظاتم را مرور کردم و کویر دستان آن تصاویر ولبخند عجیب آن لبها وشکوه مهربانی آن مادر مرا تا دور دست ها برد که چقدر غافل از احوال دل خویشتنیم . : ولمس کردم می شود دست داشت اما در یک روز گرم تابستانی نتوان بادبادکهای سفید را به آسمان فرستاد ویک دل سیر تنت را به آغوش آفتاب بچسبانی و سال ها در حسرتش بمانی و تلخکامانه نور و آفتاب دشمن جانت و کارد گوشت و بدنت شود و ارزان ترین و در دسترس ترین آرزو ها برایت رویاهایی محال شوند.
من لمس کردم که چگونه می شود در زیر پوست همین شهر و در کوچه ها و محله هایی که می خواهیم نامشان را هم ندانیم رد شد قدم زد و همه ی عطر ها را یکجا بو کرد حتی بوی خدارا
آن روز من خیلی چیز ها رو لمس کردم و به یادم امد که با هم عهد بسته بودیم تا همیشه تا شکفتن شکو فه های بادام با هم بمانیم شاید حضور این فرشته ها در زیر پوست این شهر برای به یاد اوردن همان عهد باشد همان عهدی که سعدی درباره اش گفته بود : بنی ادم اعضای یدیگرند .که در افرینش زیک گوهرند چو عضوی به درد اورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار"
آری تو هموطن جایگاهت را کبریایی کردی و نشان دادی هر چند که مهمان زمینی اما عاریتی هستی لایق آسمان هفتم آری هموطن من هم لمس کردم و هم به یاد اوردم که ادمم و امروز نباید ارام بنشینم حتی با قدمی یا قلمی یا درمی تو هم به یاد آر.
***
آدرس خانه شهریاران جوان و محل برگزاری جش گلریزان:تهران- خ نجات اللهی- نبش خیابان ورشو- خانه ی شهریاران جوان ایمیل و تلفن های روابط عمومی فردا جهت شرکت در مراسم۰۲۱۸۸۹۳۳۴۶۱۰۹۱۹۶۴۶۰۹۲۷ ۰۹۱۹۶۸۴۴۸۱۴fardanews.com@gmail.com شماره حساب خانم صبوره قادری مادر سه عزیزی که مشکل پوستی دارند 6037991051417412 شماره کارت شماره حساب 0302660812001 بانک ملی اين ايميل را براي دوستان خود ارسال کنيد
در لينک بالا عضو شويد تا هر روز کليپ و مطالب جذاب و جالب براي شما ارسال شود

__._,_.___
| . __,_._,___
|
--
اين ايميل را براي دوستان خود هم بفرستيد.
و به آنها بفرماييد، روي خط پايين كليك كنند تا براي آنها هم مطالب خوب و جالب بفرستيم
http://groups.google.com/group/taf_sar/subscribe اين ايميل بدليل عضويت شما در گروه تفريح و سرگرمي است.
ايميل گروه اين است. taf_sar@googlegroups.com
اگر از دست ما ناراحت هستيد و نمي خواهيد مطالب ما بدست شما برسد پس خط پايين را كليك كنيد.
taf_sar+unsubscribe@googlegroups.com
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر