۱۳۹۰ فروردین ۲۷, شنبه

دوباره به بذل محبت شما عزیزان محتاج گشته ام

با درود بهمه یاران و همدلان عزیز تز از جان
دربدر دنبال آهنگی میگردم که مال سالهای یادش بخیر است
سالهائی که غم نان نداشتیم و نگاهمان به تقویم برای بثمر نشستن وباروری جوانان مان بود بگذریم
آهنگی که در خواست دارمبا این  اشعار شروع میشود

زندگی زندون تنگه با همه بر سر جنگه

چه جوری برات بگم من دلا امروز همه سنگه

نگاه کن از توی ايوون گربه گنجيشکارو خورده

گل خوشبختی ما رو يه کسی چيده و برده

روی سنگفرشای خونه غير مشتی برف نمونده

يه کسی با خاک باغچه روی پرها رو پوشونده

می دونستم می دونستم يکی دست ما رو خونده

پر خاکستر اينجا چه کسی آتيش سوزونده

نگاه کن تيرهای چوبی که روی سقف اطاقه

همشون و من شمردم گاهی باچشم گاهی با دل

من و تو با هم غريبه سينه هامون پر کينه

هر دو زخمی هر دو تنها ای خدا زندگی اينه

روی سنگفرشای خونه غير مشتی برف نمونده

يه کسی با خاک باغچه روی پرها رو پوشونده

می دونستم می دونستم يکی دست ما رو خونده

پر خاکستر اينجا چه کسی آتيش سوزونده

تصور میکنم خواننده اش کیوان باشد همان که در گروه داریوش و افشین بود(6و8).ه

قبلآ از لطف همگی سپاسگزارم
در پناه خدای عشق ومحبت

--

سبز باشید و پر طراوت

روزگار به کام 

شادزی.....تندرست

دوستدارشما رضا رهگذر

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر