۱۳۹۰ فروردین ۲۶, جمعه

::لـیـمـو میـ گهـ:: الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت / بخش اول



T30106074-754894.jpgkhamenei-100.jpg




10427.jpg



تکامل انگلیسی و توسعه آمریکایی/ دکتر ابراهیم فیاض

برای تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، قبل از هرچیز لازم است که به سیر تاریخی مفهوم تکامل، تجدد و توسعه در غرب بپردازیم و بعد از بررسی و تأمل در اوضاع اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر آن دوران که منجر به پیدایش هرکدام از این نظریه‌‎ها شد، باید به سیر تاریخی و اجرای سیاست‌‎های توسعه در کشور خودمان بپردازیم. در این راستا لازم است که شرایط تحقق اهداف موردنظر خود را بشناسیم و آسیب‌شناسی لازم صورت گیرد، مسلما در این راه از سنت فکری ایرانی و اسلامی خودمان و حتی از تجربه‌‎های غرب می‌توانیم بهره بگیریم، چون آزموده را آزمودن خطاست و باید از تجربه بشری بهره لازم را برد.

در بحث الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت با دو مفهوم توسعه Developement و پیشرفت Progress روبه‎رو هستیم که لازم است برای ورود به بحث، روی این دو اصطلاح تأمل کنیم و سیر تاریخی آن‎ها را بدانیم. آمریکایی‌‎ها توسعه Developement را بعد از جنگ جهانی دوم در ادامه نظریه انگلیسی‌‎ها که تکامل و تجدد را بیان ‌کرده بودند، مطرح ساختند.


تکامل در مقابل انقلاب

انگلیسی‌‎ها تکامل و تحول یعنی Evolution را قبول داشتند، بعد از این مرحله در اروپای متصل به Revolution، یعنی انقلاب تبدیل شد. Evolution، تغییری است که تقریبا حالت نرم دارد و با ریزش همراه است که در آن ضعفا‌ نابود می‌شوند و اقویا و اصلح‌‎ها باقی می‌مانند. در این وضعیت، بقای اصلح مد‎نظر است که Evolution یعنی همان تحول و تکامل نامیده می‌شود، چون تحول طبیعت بر این اساس است که ضعفا از بین می‌روند و اقویا باقی می‌مانند، این مبنای توسعه قرار می‌گیرد، ولی Revolution انقلاب است؛ در اروپای متصل (اروپای کاتولیک‌زده) به رادیکالیسم اعتقاد دارند و معتقدند که باید ریشه‌‎ها عوض شود که همان Revolution است، یعنی تقریبا تحول و تکاملی درجه دو یا تحول به توان دو؛ بر این اساس می‎توان گفت که تحول فرمیک (ساختاری) را قبول نداشته، بلکه تحول محتوایی را قبول دارند، یعنی علاوه‎بر فرم، محتوا هم باید تغییر پیدا کند. پس تحول در دو بخش فرم و محتوا را Revolution یا انقلاب می‌گویند، چون طی مراحلی جامعه از لحاظ ساختاری و معرفتی زیر و رو شده و به‎صورت ریشه‎ای تغییر می‌کند که به آن رادیکالیسم می‌گویند؛ به همین دلیل انقلاب با رادیکالیسم و تحول با اصلاحات پیوند خورده است. در انقلاب به‎شدت کشت و کشتار وجود دارد و همه ساختار‎ها با فشار عظیم و خشونت تمام به هم ریخته می‌شوند، همان کاری که ناپلئون در انقلاب فرانسه، هیتلر در آلمان و یا استالین در شوروی سابق انجام داد که این‎ها همه Revolution بودند که در کشور‎های اروپای متصل روی داد.

اما تغییراتی که به‎تدریج در انگلستان انجام شد و در آن انقلابات نرمی به‎وجود آمد، Evolution بود و آن‎ها هم به‎تدریج بر خودشان مسلط شدند و البته کشت و کشتار هم در این انقلاب نرم انجام شد؛ منظورم این است که در انگلستان همیشه Evolution، ولی در اروپای متصل همیشه Revolution، مطرح بوده است. در واقع براساس این‎که مذهب کاتولیک باشد Revolution و براساس این‎که مذهب پروتستان باشد Evolution مورد توجه بوده و به همین دلیل اگر دقت کنیم داروین در انگلستان ظهور می‌کند و اسپنسر در آمریکا. پس مکتب تجدد و تکامل انگلیسی است که بعد از جنگ جهانی دوم از آن توسعه استخراج ‌شد.



تولد توسعه، پس از مرگِ تکامل

بعد از این‎که جنگ جهانی دوم به پایان رسید و انگلیس ضعیف شده و امپراطوری آن از هم پاشید و کشور آمریکا جای آن را گرفت و مفهوم توسعه را تولید کرد. اگرچه آمریکا نیز ادامه انگلستان است، ولی چون بدون تاریخ بوده و نمی‌خواهد ادامه تاریخ انگلستان باشد و از طرفی چون خواهان رشد است، مقوله‎ای به‎نام توسعه را تولید می‌کند که بسط جامعه است.

توسعه یک بحث اجتماعی است و برای دست‌یابی به آن جامعه باید باز شده و بسط پیدا کند که بعدا در جنگ جهانی دوم «پوپر» فیلسوف اتریشی‌تبار انگلیسی، بر اساس مدل آمریکایی، آن را بسط و در استرالیا نشر می‌دهد و کتاب «جامعه باز و دشمنان آن» را بر اساس همین اعتقاد می‌نویسد، یعنی عملا «جامعه باز» نتیجه توسعه است به عبارت دیگر جامعه زمانی‎که توسعه پیدا می‌‌کند، باز می‌شود و بر این اساس پوپر می‌خواهد بگوید که آلمان هیتلری و بعد از آن شوروی، دشمن توسعه هستند، چون Revolution نیستند. آن‎ها انقلاب کردند و بنابراین دشمن جامعه باز هستند. این انقلاب‌‎ها، جامعه بسته ایجاد کنند، چون رادیکالیسم ایجاد می‌شود و بنابراین جامعه باید به‎هم ریخته شود و به قول خودش بهشتی که این‎ها در Revolution و انقلاب مطرح کردند، به جهنم تبدیل خواهد شد؛ وی معتقد است چیزی‎که خودش می‌گوید شبیه محافظه‌کاری و نوعی اصلاح‌طلبی است و با همین سیستم تکامل و تجدد و با مقوله‎ای به‎نام توسعه که بعد‎ها در آمریکا ترسیم شده، به جامعه باز می‌رسیم. پس مقوله‌‎های توسعه، تکامل، انقلاب و... مقوله‌‎هایی بسیار تاریخی هستند و هرکدام جغرافیا و تاریخ خاص خود را دارند و تابع و مشروطی از وضعیت‌‎های ساختاری جامعه خود هستند و این‎که کدام‎یک از این‎ها پیروز می‌شود به این عوامل بستگی دارد.

0008377.jpgMiaad-SamaneSiyasi.jpg
9644870123.240.jpg  POPPER2.JPG
                                                                                                                        
توسعه و جامعه باز پوپری

با پیروز شدن آمریکا در جنگ جهانی دوم، در واقع مفهوم توسعه پیروز می‌شود و دیگر موضوع تکامل مطرح نمی‌شود. تجدد از بین می‌رود و به‎جای آن توسعه مطرح می‌شود که مقوله‎ای آمریکایی است؛ در آمریکا که جامعه‎ای بدون تاریخ است و اقوام مختلف با هم حضور داشته و زندگی می‌کنند، باید با هم مشارکت داشته باشند تا بتوانند این کشور را پیشرفت داده و جهان و بهشت آینده را در آمریکا بسازند. پوپر تا انتهای قرن بیستم، یعنی به مدت 50 سال تئوریسین «جامعه باز و دشمنان آن» بود و به CIA برای شکست دادن شوروی سابق مشاوره می‎داد و به‎خاطر این پست، به‎شدت مورد تنفر همکارانش در دانشگاه لندن واقع شد و در اواخر عمرکاری خود هم بایکوت شد و نمی‌توانست برای تحصیل وارد دانشگاه شود، اساتید و دانشجویان این دانشگاه معتقد بودند که او نوکر CIA برای شکست دادن و نابود کردن کشور‎های جهان است و بعد‎ها این تئوری توسط «‌جورج سوروس» کاملا عملی شد و «جامعه باز و دشمنان آن» استراتژی‌ای برای تحرکات و کار‎های جهانی شد. استراتژی آمریکا از دوره بوش تا این اواخر به این‎گونه بود که انقلاب‌‎های رنگین در کشور‎های مختلف با حمایت مؤسسه جامعه باز، انجام شود. جورج سوروس مؤسسه‎ای را با عنوان پوپر تأسیس و سعی کرد که اندیشه‌‎های پوپر را در ایران و دیگر کشور‎ها، وارد محافل علمی و دانشگاهی کند، البته این بحث به‎صورت قوی‌تر توسط هانتینگتون در کتابی با عنوان «سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی» به‎صورت استراتژیک درآمد، یعنی اگر تئوری آن را پوپر مطرح کرده و ساخته بود، بُعد استراتژیک آن توسط ساموئل هانتینگتون ارائه شد. کتاب «سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی» در حدود سال1980 میلادی نوشته و در سال 1372 هـ.ش در ایران ترجمه شد، یعنی به واقع در این کتاب هانتینگتون، انقلاب اسلامی را در دنیای جدید بازسازی تئوریک کرد، چون این انقلاب نرم، بدون خشونت و غیرمسلحانه و مردمی پیروز شد. انقلاب اسلامی، انقلابی براساس عواطف بود و بر همین اساس به‎نظر بنده جامعه باز و انقلاب ایران، با هم تلفیق شدند و کتاب مشهور «سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی»، تولید و به‎صورت استراتژی آمریکا برای جهان سوم مطرح شد 

--
اگر قصد فوروارد این ایمیل یا هر ایمیل دیگری را دارید، نخست آدرسهای
قبلی را پاک کنید و آدرسهای جدید را در بی سی سی قرار دهید و سپس فوروارد
کنید. پاکیزگی اساس فوروارد کردن ایمیل است
.
.
.
همین حالا یک مطلب به گروه لیمو ارسال کنید.
درشت بخوانید:
(مطالبی که دارای عکس هستند) حتما برای تماشای عکس برروی گزینه
Display images below
کلیک نمایید (دوستان دیگه تو هر مطلب تاکید نکنن)
*
http://groups.google.com/group/lymoo
 
حتما برای ارسال مطلب از آدرس زیر استفاده کنید، ابتدا مطلب را آماده سپس به آدرس رایانامه زیر ارسال کنید:(اینـ بهترهـ)
lymoo@googlegroups.com
* -----------------------------------------------
با تشکر:
شادمهر
مـــدیــریــتــــ گروهـــ

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر