---------- Forwarded message ----------
From: maryambanoo <jabbari.maryam0@gmail.com>
Date: 2011/4/5
Subject: مبانی شعر-قصیده و غزل-قطعه
To: كانون ادبي پرشينبلاگ <kanoun@googlegroups.com>
نکات:
1-شکل ظاهری یا همان آرایش قافیه در قصیده و غزل یکی است.فرق آن دو ،در
تعداد
ابیات و محتوا می باشد.محتوای "قصیده" مدح ،وصف،پند،حکمت و .... است ولی
محتوای
"غزل"بیشتر عشق یا عرفان یا آمیزه ای از هردو است. از زمان مشروطه ، در
غزل محتوای اجتماعی هم رواج پیدا کرد.
2-به بیت اول قصیده و غزل"مطلع" می گوییم. در منظومه ی زیر،فقط
بیت"هان،ای دل عبرت بین ! از دیده عبر کن ،هان/ایوان مداین را آیینه ی
عبرت دان" مطلع قصیده است:
هان،ای دل عبرت بین!از دیده عبر کن،هان/ایوان مداین را آیینه ی عبرت دان
یک ره ز لب دجله،منزل به مداین کن/وز دیده دوم دجله بر خاک مداین ران
خود دجله چنان گرید صد دجله ی خون گویی/کز گرمی خونابش آتش چکد از مژگان
بینی که لب دجله چون کف به دهان آرد؟!/گویی زتف آهش لب آبله زد چندان
از آتش حسرت بین بریان جگر دجله/خود آب شنیدستی کآتش کندش بریان؟
تا سلسله ی ایوان بگسست مداین را/در سلسله شد دجله،چون سلسله شد پیچان
گه گه به زبان اشک،آواز ده ایوان را/تا بو که به گوش دل پاسخ شنوی ز
ایوان
دندانه ی هر قصری پندی دهدت نونو/ پند سر دندانه بشنو ز بن دندان
ما بارگه دادیم این رفت ستم بر ما/بر قصر ستمکاران گویی چه رسد خذلان؟
.
.
.
.
.
.
گفتی که کجا رفتند آن تاجوران ،اینک/ز ایشان شکم خاک است آبستن جاویدان
چندین تن جباران کاین خاک فرو خورده ست/این گرسنه چشم آخر هم سیر نشد ز
ایشان
خاقانی! از این درگه دریوزه ی عبرت کن/تا از در تو زآن پس دریوزه کند
خاقان
3-به بیت آخر قصیده و غزل"مقطع "می گوییم؛در شعری که خواندیم،فقط بیت
"خاقانی !از این درگه دریوزه ی عبرت کن/تا از در تو ز آن پس دریوزه کند
خاقان" مقطع است.
4-"تخلص" در معنای "آوردن نام خود شاعر یا نام شعری شاعر" می باشد که در
قصیده و غزل غالبا در مقطع می آید."خاقانی" در شعر بالا "تخلص" است.
5-تجدید مطلع: گاهی دیده شده که شاعر در قصیده ی طولانی خود،در ابیات
میانی،مطلع شعرش را دوباره آورده است که به این کار "تجدید مطلع"می گوییم؛
مثلا سعدی در قصیده ای با مطلع"به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار/که بر
و بحر فراخ است و آدمی بسیار "
یک بار تجدید مطلع کرده است.
6-آوردن همه ی موارد خاص علوم انسانی را ضروری نمی دانم.
***********************************
***********************************
قطعه:آن قالب شعری است که مصراع های زوجش ،هم قافیه هستند.محتوای
اخلاقی،مدح،
اجتماعی و تعلیمی دارد.آرایش قافیه در "قطعه" به شکل زیر است:
-----------------------------------------
----------------------------------------/
----------------------------------------
----------------------------------------/
----------------------------------------
----------------------------------------/
.
.
.
.
نام گذاری "قطعه"شاید به این دلیل باشد که گویی پاره ای از یک قصیده است؛
یعنی قصیده منهای بیت نخستش ،قطعه است:
لاله ای با نرگس پژمرده گفت
بین که ما رخسار چون افروختیم
گفت ما نیز آن متاع بی بدل
شب خریدیم و سحر بفروختیم
آسمان روزی بیاموزد تو را
نکته هایی را که ما آموختیم
خرّمی کردیم وقت خرّمی
چون زمان سوختن شد سوختیم
تا سفر کردیم بر ملک وجود
توشه ی پژمردگی اندوختیم
درزی ایام زان ره می شکافت
آن چه را زین راه ،ما می دوختیم
(پروین اعتصامی)
همان طور که می بینیم،مصراع های زوج ،هم قافیه هستند.
تدوین:مریم جباری
From: maryambanoo <jabbari.maryam0@gmail.com>
Date: 2011/4/5
Subject: مبانی شعر-قصیده و غزل-قطعه
To: كانون ادبي پرشينبلاگ <kanoun@googlegroups.com>
نکات:
1-شکل ظاهری یا همان آرایش قافیه در قصیده و غزل یکی است.فرق آن دو ،در
تعداد
ابیات و محتوا می باشد.محتوای "قصیده" مدح ،وصف،پند،حکمت و .... است ولی
محتوای
"غزل"بیشتر عشق یا عرفان یا آمیزه ای از هردو است. از زمان مشروطه ، در
غزل محتوای اجتماعی هم رواج پیدا کرد.
2-به بیت اول قصیده و غزل"مطلع" می گوییم. در منظومه ی زیر،فقط
بیت"هان،ای دل عبرت بین ! از دیده عبر کن ،هان/ایوان مداین را آیینه ی
عبرت دان" مطلع قصیده است:
هان،ای دل عبرت بین!از دیده عبر کن،هان/ایوان مداین را آیینه ی عبرت دان
یک ره ز لب دجله،منزل به مداین کن/وز دیده دوم دجله بر خاک مداین ران
خود دجله چنان گرید صد دجله ی خون گویی/کز گرمی خونابش آتش چکد از مژگان
بینی که لب دجله چون کف به دهان آرد؟!/گویی زتف آهش لب آبله زد چندان
از آتش حسرت بین بریان جگر دجله/خود آب شنیدستی کآتش کندش بریان؟
تا سلسله ی ایوان بگسست مداین را/در سلسله شد دجله،چون سلسله شد پیچان
گه گه به زبان اشک،آواز ده ایوان را/تا بو که به گوش دل پاسخ شنوی ز
ایوان
دندانه ی هر قصری پندی دهدت نونو/ پند سر دندانه بشنو ز بن دندان
ما بارگه دادیم این رفت ستم بر ما/بر قصر ستمکاران گویی چه رسد خذلان؟
.
.
.
.
.
.
گفتی که کجا رفتند آن تاجوران ،اینک/ز ایشان شکم خاک است آبستن جاویدان
چندین تن جباران کاین خاک فرو خورده ست/این گرسنه چشم آخر هم سیر نشد ز
ایشان
خاقانی! از این درگه دریوزه ی عبرت کن/تا از در تو زآن پس دریوزه کند
خاقان
3-به بیت آخر قصیده و غزل"مقطع "می گوییم؛در شعری که خواندیم،فقط بیت
"خاقانی !از این درگه دریوزه ی عبرت کن/تا از در تو ز آن پس دریوزه کند
خاقان" مقطع است.
4-"تخلص" در معنای "آوردن نام خود شاعر یا نام شعری شاعر" می باشد که در
قصیده و غزل غالبا در مقطع می آید."خاقانی" در شعر بالا "تخلص" است.
5-تجدید مطلع: گاهی دیده شده که شاعر در قصیده ی طولانی خود،در ابیات
میانی،مطلع شعرش را دوباره آورده است که به این کار "تجدید مطلع"می گوییم؛
مثلا سعدی در قصیده ای با مطلع"به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار/که بر
و بحر فراخ است و آدمی بسیار "
یک بار تجدید مطلع کرده است.
6-آوردن همه ی موارد خاص علوم انسانی را ضروری نمی دانم.
***********************************
***********************************
قطعه:آن قالب شعری است که مصراع های زوجش ،هم قافیه هستند.محتوای
اخلاقی،مدح،
اجتماعی و تعلیمی دارد.آرایش قافیه در "قطعه" به شکل زیر است:
-----------------------------------------
----------------------------------------/
----------------------------------------
----------------------------------------/
----------------------------------------
----------------------------------------/
.
.
.
.
نام گذاری "قطعه"شاید به این دلیل باشد که گویی پاره ای از یک قصیده است؛
یعنی قصیده منهای بیت نخستش ،قطعه است:
لاله ای با نرگس پژمرده گفت
بین که ما رخسار چون افروختیم
گفت ما نیز آن متاع بی بدل
شب خریدیم و سحر بفروختیم
آسمان روزی بیاموزد تو را
نکته هایی را که ما آموختیم
خرّمی کردیم وقت خرّمی
چون زمان سوختن شد سوختیم
تا سفر کردیم بر ملک وجود
توشه ی پژمردگی اندوختیم
درزی ایام زان ره می شکافت
آن چه را زین راه ،ما می دوختیم
(پروین اعتصامی)
همان طور که می بینیم،مصراع های زوج ،هم قافیه هستند.
تدوین:مریم جباری

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر