بعد چندین دهه مظلومی و دل سوختگی
ما بر آنیم که با عشق ستیزی بکنیم
سالها درد کشیدیم و نگفتیم به کسی
وقت آنست که تا جنگ و گریزی بکنیم
با دو بیتی کوچه باغی، همه شب تا دم صبح
بانگ برداشته و حال تمیزی بکنیم
شاد و سرمست به شکرانهء پیروزی خویش
دو سه جامی زده و یاد عزیزی بکنیم
عشق بی عشق بگوییم و به آواز بلند
باز هم مثل قدیم، جستی و خیزی بکنیم
یادگاری بنویسیم روی دیوار اتاق
یادی از هرکس و هر لحظه و چیزی بکنیم
آنچه یک عمر سراسیمه کشیدیم بدوش
همه بردند و کنون فکر پشیزی بکنیم
ساده بودیم و ندانسته درافتاده به چاه
فرصتی هست اگر دقت ریزی بکنیم
محمدتقی خانی - آرام

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر