آهوي روزگار نه آهوست، اژدر است
آب هوي و حرص نه آبست، آذر است
زاغ سپهر، گوهر پاک بسي وجود
بنهفت زير خاک و ندانست گوهر است
در مهد نفس، چند نهي طفل روح را
اين گاهواره رادکش و سفلهپرور است
هر کس ز آز روي نهفت از بلا رهيد
آنکو فقير کرد هواي را توانگر است
در رزمگاه تيرهي آلودگان نفس
روشندل آنکه نيکي و پاکيش مغفر است
در نار جهل از چه فکنديش، اين دلست
در پاي ديو از چه نهاديش، اين سر است
شمشيرهاست آخته زين نيلگون نيام
خونابههانهفته در اين کهنه ساغر است
تا در رگ تو مانده يکي قطره خون بجاي
در دست آز از پي فصد تو نشتر است
همواره ديد و تيره نگشت، اين چه ديدهايست
پيوسته کشت و کندنگشت، اين چه خنجر است
داني چه گفت نفس بگمراه تيه خويش
زين راه بازگرد، گرت راه ديگر است
در دفتر ضمير، چو ابليس خط نوشت
آلوده گشت هرچه بطومار و دفتر است
مينا فروش چرخ ز مينا هر آنچه ساخت
سوگند ياد کرد که ياقوت احمر است
از سنگ اهرمن نتوان داشت ايمني
تا بر درخت بارور زندگي بر است
--
--
اين ايميل را براي دوستان خود هم بفرستيد.
و به آنها بفرماييد، روي خط پايين كليك كنند تا براي آنها هم مطالب خوب و جالب بفرستيم
http://groups.google.com/group/taf_sar/subscribe
اين ايميل بدليل عضويت شما در گروه تفريح و سرگرمي است.
ايميل گروه اين است. taf_sar@googlegroups.com
اگر از دست ما ناراحت هستيد و نمي خواهيد مطالب ما بدست شما برسد پس خط پايين را كليك كنيد.
taf_sar+unsubscribe@googlegroups.com

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر