۱۳۹۰ فروردین ۳۱, چهارشنبه

::لـیـمـو میـ گهـ:: الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت/ بخش دوم/فقیر کشی بجای فقر کشی

 



13890910_4010651.jpg



58053.jpg

الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت/ بخش دوم
فقیرکشی به‎جای فقرکشی!/ دکتر ابراهیم فیاض

پیش از این بخش نخست از سلسله بحث‌‎هایی درباره الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت را ملاحظه کردید، در بخش قبلی تأکید شد بعد از این‎که جنگ جهانی دوم به پایان ‌رسید و انگلیس ضعیف شده و امپراطوری آن از هم پاشید، کشور آمریکا جای آن را گرفت و مفهوم توسعه را به‎جای تکامل مطرح کرد، همچنین بیان شد که پوپر با نوشتن کتاب «جامعه باز و دشمنان آن» این اندیشه را رواج داد که جامعه باز، نتیجه توسعه است و این نظریه توسط «سوروس» در کشور‎های در حال توسعه موردنظر آمریکا پی‌گیری شد؛ اکنون بخش دوم این بحث از نظرتان می‌گذرد.



از همان زمان که هانتینگتون بحث «سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی» را با نگارش کتابی با همین عنوان مطرح کرد، این مباحث به ایران هم وارد شد و جنبشی به نام «اصلاحات» که همان جنبش جامعه باز پوپری است، دنبال شد. این استراتژی در کشور‎هایی که مورد نظر آمریکاست و در آن‎جا نفوذ دارد در حال پیگیری است و دنبال می‌شود.



سامان سیاسی در ایران

در ایران این طرح با باند «گری سیک»، عضو شورای امنیت آمریکا، دنبال شد که با واسطه‌‎ها و ایرانی‌‎های مقیم آمریکا و افرادی که در مؤسسه مطالعات استراتژیک جمع شده بودند، سعی کردند جنبش اصلاحات را بر اساس همان سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی، در ایران اجرا کنند. (بنده در جریان مستقیم این امور بودم، چون شخصی را که با این‎ها ارتباط پیدا کرده بود، می‌شناختم که از باند‎های گری سیک بود و با این‎ها ارتباط برقرار کرد).

در همان دوران دوم خرداد، حتی اصطلاح سامان فرهنگی مطرح شد و حتی سمینار‎های بین‌المللی در این ارتباط برگزار شد؛ این‎ها به‎دنبال سامان دادن بودند، یعنی طبق همان بحث جامعه باز که ریشه در جامعه‌شناسی آمریکایی دارد، در جامعه‌شناسی آمریکایی به‎دنبال سامان هستند، یعنی جامعه را که یک مقوله اروپایی است، تبدیل به سازمان می‌کنند، اما جامعه که در آمریکا به مقوله سیستم تبدیل می‌شود، در مکتب کارکردگرایی بحث می‌شود، یعنی می‌گویند هر جامعه‎ای که کارکرد داشته و مانند سازمان باشد، سامان یا تعادل (که اصطلاح فارسی آن سامان و معادل عربی آن تعادل است) پیدا می‌کند، یعنی هر سیستمی که کارکرد‎های خود را درست و خوب انجام دهد، به سازمان تبدیل می‌شود و سامان پیدا می‌کند. سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی همان‎طور که از نظریه هانتینگتون برمی‌آید، یک کتاب بسیار بنیادی است و برای سال‌‎های سال و حتی تا این اواخر در آمریکا رواج داشت که اکنون شکست خورد و شمشیری که به طرف کشور‎های دیگر آمده بود، به‎خود آمریکایی‌‎ها برگشت و این مسائل در حوادث اخیر کشور‎های تونس، مصر، اردن، یمن، بحرین و... دیده می‌شود؛ اگر دقت کنیم خواهیم دید کشور‎هایی که دچار بحران شدند قبلا کشور‎های سوسیالیستی بودند، مانند مصر، تونس، یمن و... که با آمریکایی‌‎ها ارتباط نزدیکی برقرار کردند، البته این موج هنوز به کشور‎های سرمایه‌داری حاشیه خلیج‎فارس، مانند عربستان به‎معنای واقعی نرسیده است و فعلا دارد ساختار‎های بسته کشور‎هایی مانند مصر را که قبلا سوسیالیستی بود، تخریب می‌کند و بسته به این‎که کشور مصر به‎کدام طرف تحول پیدا کند، ساختار‎های سیاسی هم بعدا پیدا خواهد شد و سامانه‌‎های آن رخ می‌دهند و سر و سامان پیدا می‌کنند.



توسعه مکانیکی

مقوله توسعه یک مقوله کاملا سیستماتیک و تئوریک است که در کنار ساختار تئوریک و تاریخی و جامعه‌شناسی آمریکایی، یک ساختار بسیار مهم و اساسی را تشکیل می‌دهد که متأسفانه تاکنون کمتر درباره آن بحث شد و آن را شناختیم. این مقوله به‎شدت مکانیکی است، چون که تکامل یک نوع روند نرم است و اصلاحات نیز یک نوع انقلاب نرم است که در این انقلاب نرم، مردم کشته می‌شوند، ولی به قول معروف سرشان با پنبه بریده می‌شود، یعنی مردم در یک جهت پیشرفت له و نابود می‌شوند و مشروع است، چون نامش تکامل است و ضعفا باید از بین بروند، به همین دلیل به‎جای فقرکشی اصطلاح فقیرکشی را مطرح کردند. در زمانی که آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی و حجت‌الاسلام خاتمی رییس‌جمهوری ایران بودند، گفتند اگر تاکنون به فکر فقرکشی و از بین بردن فقر بودیم، امروز باید در پی از بین بردن فقرا باشیم؛ چون فقرکشی با نابود کردن فقرا همان تکامل است. هدف تکامل این است که به‎شدت همه را کشت و کشتار کنند؛ ولی کشت و کشتار نرم، پذیرفته شده و مشروع که فقیرکشی نام دارد. تحولات اجتماعی این گونه رخ می‌دهند و بعد به همین دلیل زمانی‎که تئوری که فقیرکشی به‎جای فقرکشی مطرح شد، رمان‌‎های قرن نوزدهم مانند چارلز دیکنز خیلی به این مسائل پرداختند، در این نگرش فقیرکشی جایگزین فقرکشی به‎صورت آرام و تدریجی است، با گرسنگی دادن و بیماری دادن مزمن انسان‌‎ها و فقرا، به‎تدریج و آرام‎آرام می‌میرند و چون به یک‌باره و با شمشیر و گیوتین همانند انقلاب نیست، کسی متوجه نمی‌شود که این فقرا در حال مردن هستند و یا مردند و یا بر فرض می‌گویند که مریض شد و یا سکته کرد و عفونت داشت و مرد، اما مشخص نمی‌شود عفونت چگونه وارد بدنش شد که باعث شد قلبش از کار بیفتد. غذا نداشت بخورد و کم‎کم بدنش ضعیف شد و با یک سرماخوردگی ساده از بین رفت. این‎ها جالب است و در تاریخ هم وجود دارد و افراد با یک بیماری کوچک از بین می‌روند، چون پول ندارند که خود را معالجه کنند، در این تفکر کسی که پول ندارد، باید بمیرد. به قول «جان کازانو» کسی که در آمریکا دلار ندارد مرده است، میزان مرگ و زندگی با دلار سنجیده می‌شود کسی که پول دارد زنده می‌ماند و کسی که پول ندارد می‌میرد.



ضعفا بمیرند

چندی پیش دادگاه فدرال آمریکا، طرح کمک بهداشتی به مردم رییس‎جمهوری آمریکا را رد کرد، که این به مفهوم آن است که هر کسی ضعیف است، باید بمیرد. اصلا در این تفکر این انسان‌‎ها ارزش معالجه ندارند، اما بر فرض مثال سگ رییس‌جمهوری و یا فلان سرمایه‌دار به بهترین بیمارستان‌‎های حیوانات مراجعه می‌کند، چون صاحب آن پولدار است؛ این همان بحث ساختار است، ساختاری که نتیجه آن فقیرکشی است، اما انگلستان چون تابعی از اروپاست و نمی‌توانست مانند آمریکا باشد و همانند آمریکا بیقوله و دشت برهوت نیست و هنوز جامعه در انگلیس معتبر است، بحثی را مطرح کردند و می‌گویند که اگر به فقیر در جامعه کمک نکنیم، باعث می‌شود که خود آن‎ها به ما ضرر بزنند. مثلا بر فرض مثال اگر یک انسان فقیر به یک بیماری مبتلا شود و بیماری او به اپیدمی تبدیل شود، به همه آسیب می‌زند، پس برای این‎که ما و تکامل ما و نسل ما منقرض نشود و مشکلی پیدا نکنیم باید به حدی به فقرا رسیدگی شود که مشکلات این‎ها به ما منتقل نشود، یعنی به حدی به فقیر کمک می‌شود که تکامل سد نشود که بر این اساس دولت رفاه را سامان دادند، یعنی آن‎قدر به فقیران کمک شود تا بیماری و مشکلات آن نصیب همه جامعه نشود و به قولی جامعه زشت و نامناسب نشود. یک حداقل معیشتی به مردم فقیر ارائه می‌دهند که در دو جا صورت می‌گیرد، یکی در کلیساست که می‎گویند سیستم تأمین اجتماعی باز در کلیسا، و این بدان معنی است که هر کسی که در خیابان گرسنه است بداند که خوابگاه زیرزمینی و یک غذای گرمی هم هست و اگر مریض شد، بیمارستان‌‎های خیریه هم وجود دارد. در این زمان کلیسا به کار‎های تبلیغی خود می‌پردازد که مدارسی هم در آن وجود دارد که این مدارس تاریک و کوچک را از نزدیک دیده‎ام. به هر حال حداقل معیشیتی را برای‎شان فراهم می‌کنند! این کار باعث می‌شود که این فقرا دیگر دزدی، جنایت و فساد نکنند و مزاحم تکامل نشوند
139db553a8970ab1a4f14413f75492b9.jpg   2.jpg1.jpg





تکامل یک نوع روند نرم است و اصلاحات نیز یک نوع انقلاب نرم است که در این انقلاب نرم، مردم کشته می‌شوند، ولی به قول معروف سرشان با پنبه بریده می‌شود


پرینت








××××××××××××××××××××××××××××××××××

...«لَبّيکَ يا حُسَين» يَعني أنَّکَ تَکونُ حاضِراً في المَعرَکَة،

وَلو کُنتَ وَحدَه ، وَلو تَرَکَکَ النّاس ، وَاتَّهَمَکَ النّاس ، وَخَذَلَکَ النّاس؛

«لبّيکَ يا حُسَين» يَعني أن تَکونَ أنتَ و مالُکَ وَ أهلُکَ وَ أولادُکَ في هذه المَعرَکة؛

هذا يَعني «لََبَّيکَ يا حُسَين»....

--
اگر قصد فوروارد این ایمیل یا هر ایمیل دیگری را دارید، نخست آدرسهای
قبلی را پاک کنید و آدرسهای جدید را در بی سی سی قرار دهید و سپس فوروارد
کنید. پاکیزگی اساس فوروارد کردن ایمیل است
.
.
.
همین حالا یک مطلب به گروه لیمو ارسال کنید.
درشت بخوانید:
(مطالبی که دارای عکس هستند) حتما برای تماشای عکس برروی گزینه
Display images below
کلیک نمایید
*
http://groups.google.com/group/lymoo
 
حتما برای ارسال مطلب از آدرس زیر استفاده کنید، ابتدا مطلب را آماده سپس به آدرس رایانامه زیر ارسال کنید:(اینـ بهترهـ)
lymoo@googlegroups.com
* -----------------------------------------------
با تشکر:
شادمهر
مـــدیــریــتــــ گروهـــ

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر