یک شعر آذری,
گینَ آغلادّی مَنی خان چُبانین آغلاماسی,
سارانین سِلَرَ بِل باغلاماسین,
واردی هَر بیر یارانین مَرحَمی گَر تابسا طَبیب
نِجَ دَرمان اُلاجاغ طبیبین بیر یاراسی.
ترجمه به فارسی:
باز مرا به گریه انداخت گریه خان چوپان,
دل بستن سارا به سیل ها,
برای هر زخمی مرحمی هست اگر طبیب پیدا کند,
چطور درمان خواهد شد زخم طبیب.
توضیح آنکه سارا یک افسانه یا داستانی آذری است که در آن یک دختر به نام سارا نامزدی دارد به نام آیدین و پدری چون خان چوپان که خان تمام چوپان ها بوده و یک خان حاکم ظالمی بود که خواستار داشتن سارا بود اما سارا به آیدین دلبسته بود یک روز خان حاکم با تمام قوا برای بردن سارا به خانه خانچوپان میرود و پدرش را به زور مجبور به بردن سارا میکند اما خانچوپان مقاومت می کند و در آخر خان حاکم با زدن یک و دو گلوله به خانچوپان سارا را مجبور به رفتن میکند سارا با خان ظالم میرود اما در راه که از رودخانه داشتن میگذشتن سارا دل به روشنی آب ها میدهد تا به آیدین آب ها به پیوندد
آیدین به آذری روشنی و شادی
به ترجمه فارسی دقت کن شاید چیزی دستت بیاید
تقدیم به همه وطن دوستان ایرانی که راضی نیستند عشق ایرانی خود را به تمام دنیا به فروشند

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر