۱۳۹۰ تیر ۴, شنبه

Re: شاهنامه

25 جون 2011
 
با احترام و عرض ادب به همه عزیزانی که این یاداشت را می خوانند
 
عزیز محترم جناب صادق لطف کردند وبر یادداشت من یادداشتی نوشتند . هر چند بنا نداشتم که در این باره حرفی دیگر بزنم اما دو موردی که به عنوان نمونه  ارسال کرده بودند سبب شد تا کوتاه سخنی دیگر بگویم واین بحث ایمیلی را پایان دهم .
 
1- درست است من خود را معرفی نکردم اما توجه شود که من به هیچ وجه قضاوتی در هیچ مورد نکرده ام ولذا لزومی به معرفی خود نمیبینم تا خوانندگان  بدانند این فردی که در مورد این موضوع قضاوتی ارائه داده است خود دراین مورد تحقیقات مختلفی داشته ویا یادداشتهایی را به چاپ رسنده است یا خیر.
2- ایراد من از اینکه شماخود را معرفی نکرده اید به هیچ وجه این نبوده که نام ویا مدرک خودرا اعلام نمایید بلکه اگر توجه کرده باشید من خواسته ام حالا که رایی به این سنگینی داده اید ودیگران را از خواندن ویا خریدن کتابی منع کرده اید حداقل مشخص فرمایید که شما خود چه تحقیقاتی در این باره انجام داده اید وچند نمونه دیگر را با این نمونه مقایسه فرموده اید  که با توجه به این تحقیقات به  چنین قضاوتی  دست زده اید..
 
3- توجه شود که من در تمام مراحل حق اظهار نظر شما را  محترم دانسته وبر ان ایرادی ندارم .
 
4-ایراد اساسی من بر شما این است که شما نظر شخصی خود را عمومی کرده اید وبه من خواننده میفرمایید که این تصحیح چنین وچنان است وحیف کاغذ وحیف عمری که در تهیه آن صرف شده است.
 
5- وقتی شما وارد جنبه عمومی میشوید من خواننده حق دارم بپرسم جنابعالی که چنین اظهارنظری خصوصی را جنبه عمومی داده اید دارای چه سوابق کاری وتحقیقاتی در امر شاهنامه میباشید ویا این تصحیح را با کدام تصحیح ها مقایسه کرده اید تا بر اساس آن با خود بگویم فلانی از دانش لازم در این امر برخوردار بوده است پس به اظهار نظرش توجه کرده وآن را مورد بررسی قرار دهم .
 
6- در خواست من بسیار معمولی بوده مانند اینکه من دل درد داشته باشم وفردی به من برسد وبگوید این دل دردت در رابطه با آپاندیس تو است وباید بروی وعمل کنی بر من است که از او بپرسم با احترام به شما ممکن است من بپرسم تخصص شما چیست ؟ واگر او گفت من پزشک متخصص داخلی هستم  ویا من عطار دوا فروش گیاهی هستم من نظرش را جدی گرفته وبرای ادامه کار وبررسی وازمایش به بیمارستان مراجعه میکنم وآنها پس از گرفتن عکس ویا ام آر ای میفهمند که درد من از آپاندیس است ویا از پرخوری شب قبل. ولی اگر فرد مزبور به من بگوید من مهندس نقشه برداری هستم مسلم نظرش برای من چندان اهمیت پیدا نمیکند.
 
7- پس جناب صادق خان من نه دنبال مدرک شما بوده ام ونه خواسته ام اسم وادرس خود را برایمان بازگو نمایید من خواسته ام بدانم این اظهار نظر از جانب فردی که اعلام شده آیا ایشان در کار تحقیقاتی شاهنامه کاری انجام داده اند یانه؟ آیا این عزیز کدام تصحیح ها را با این تصحیح مقایسه کرده اند؟ و...
 
8- اما در مورد اینکه بعضی تیتر دکترا ویا مهندس دارند وچیزی میدانند ویا نمیدانندویا افرادی که نام برده اید به علت عدم آگاهی وعدم شناخت آنان به هیچ وجه به خود اجازه قضاوت نمیدهم چون اطلاعی ندارم.  از این باب سخن ها در جامعه ما همیشه فراوان یافت میشود.
 
9- اما در مورد اولین ایرادی که گرفته اید ویا جناب جنیدی گرفته اند، عزیز صادق اولاُ آقای خالقی مطلق حتی یک کلمه به شاهنامه اضافه نکرده ویا کم نکرده بلکه یک نسخه را نسخه مبنا گرفته وبعد دیگر نسخ را با این نسخه مقایسه کرده وبا توجه به همه مراتب یک شعر را انتخاب ونوشته است ودر همین مورد بیت اگر به زیر نویسها توجه فرمایید مشخص کرده است که در نسخه های "لن و پ " مورکی نوشته شده ودر نسخه های  " س و ق وغیره " میازار موری نوشته شده  وبعد این جنا ب خالقی بر اساس برسی که انجام داده ونسخه ای را که به عنوان اصل قرار داده مورکی را انتخاب ودر تصحیح خود آورده است .
توجه شود که شیخ اجل جناب سعدی فرموده است  فردوسی که بر تربت پاکش درود باد چنین گفته  ومسلم است که مفهوم آن بیت از فردوسی است اما انشاء ان بیت از آن سعدی است  نه اینکه عیناُ بیت فردوسی را آورده باشد بلکه معنی را از فردوسی گرفته  اما آن را در قالب الفاظ وانشای خود آورده است .
وتوجه دیگر این است که کتاب بوستان شیخ اجل تماماُ بر همان وزن شاهنامه "بحر متقارب" سروده شده است واین است که ممکن است این نظر پیش آید که پس آن بیت کاملاُ از فردوسی است. 
 
10- اما در مورد دومین موردی را که اعلام فرموده اید در " گفتار اندر فراهم آوردن شاهنامه " صحبت از این است که یک نوشته هایی بود از زمان قدیم که در آن داستانهایی زیاد وجود داشت که در دست واختیار افراد مختلف بود و....و یک فرد علاقمند که منظور ابو منصور محمدبن عبدالرزاق سپهسالاز خراسان و والی طوس میباشد افرادی را جمع کرد تا این  نوشته ها را جمع کنند واز آنها سئوال کرد که گذشتگان ما  در گذشته چگونه زندگی میکردند که ما اینک این چنین در خواری به سر میبریم  وچگونه آنها در نیک اختری وبلند مرتبتی در زمان کند آوری وپهلوانیشان زیست میکردند؟ در واقع از آن افراد دانا وآگاه سئوال میکند که ما اینک در خواری بسر میبریم به ما بگویید که اجداد وگذشتگان ما دروفتی که نیک اختر وپهلوان وکند آور بودند چگونه زیست میکردند واین شاهنامه داستان زندگی گذشتگان ما است در زمانی که نیک اختر وبلند مرتبه وکندآور"پهلوان " بودند.   
 
بگذریم
 
من اینک به جهت اطلاع وآگاهی شمای عزیز که اعلام کرده اید شاهنامه را دوست دارید وآن را مطالعه میکنید ودیگرانی که مانند شما هستند وبه این میراٍث بلند مرتبه امان علاقمند میباشد دو متن را بصورت اسکن ازسال میدارم وامیدوارم از این دو متن استفاده بفرمایید.
 
متن اول که در 13 صفحه ارسال میشود مقاله ای است بنام" شاهنامه متن دشوار آسان نما" نوشته جناب آقای دکتر جلال متینی ریاست دانشگاه مشهد واستاد ادبیات در زمان فبل از انقلاب که در شماره دوم سال چهاردهم ایران شناسی تابستان 1381 به چاپ رسیده است.
 
متن دوم که در چهار سفحه ارسال میشود مقاله ای است  بنام " دو نکته در ادبیات شاهنامه " نوشته دکتر جلال خالقی مطلق در شماره 3 سال چهاردهم  ایران شناسی پاییز سال 1381 به چاپ رسیده است .
 
مسلم جنابعالی و دیگران بعد از مطالعه این دو متن متوجه هستید وبیشتر متوجه میشوید که برای این تصحیح چه زحمات طاقت فرسایی بدون پشتوانه کامل مالی کشیده شده وچقدر در متن های دست نویس به جا مانده از قدیم بررسی وکنکاش شده تا این متن که مسلم است نمیتوان به آن  متنی نام داد که بهتراز این امکان ندارد تهیه گردیده وامید که در آینده دیگران به تهیه متنی بهتر از این دست یابند.
 
ویا در مقاله دوم شما عزیزان متوجه میشوید که برای یک کلمه چه بررسی دقیقی انجام شده تا نهایتاُ به انتخاب یک کلمه انجامیده است.
 
یادم می آید مقاله ای را مدتی مقاله ای را در رابطه با شکسپیر می خواندم که گویا "دقیقاُ یادم نیست " روزانه چندین نوشته در رابطه با کارهای شکسپیر منتشر میشود واین داستان همچنان ادامه دارد وچرا که نه ، هرکس از زاویه ای بر این آثار می نگرد وبر آن ها یادداشتی مینویسد وهمه این نوشته ها راهگشا وقابل تامل است وچرا ما بر شاهنامه این اثر بزرگ ملی ایمان یاداشت ها و تصحیح های مختلف ننویسیم که هر کدام باز کننده جنبه ای از این اثر بزرگ ملی میباشد.
 
واما در مورد جناب جنیدی با احترام به ایشان وباتوجه به اینکه کتاب ایشان را هم من خریده وباخود به اینجا آورده ام ومورد استفاده قرار میدهم شاهد سخنرانی ایشان در یکی دو جلسه ای که به مناسبت بزرگداشت فردوسی در اردیبهشت ماه در مشهد برگزار شده بوده و من تقریباُ به همان خاطر به ایران آمده بودم  بوده ام وامید که روزی شاهد گفتمان این دونفر یعنی جناب جنیدی وجناب خالقی مطلق در یک جلسه مشترک ودر موارد اختلاف نظرشان که از نظر من مبارک ومیمون است باشم ومسلم آن جلسه، جلسه راهگشای خوبی خواهد بود.
 
ونکته آخر اینکه از عزیزانی همچون شما که به شاهنامه ویا به هر کتاب دیگر علاقمند میباشند انتظار است که از شرح های مختلف بر آن کتاب ویا تصحیح های مختلف بر ان کتاب استقبال نمایند زیرا هر شرح نقطه ای وگره ای را برای ما خوانندگان باز مینماید که دریچه است به روی نا آگاهی ما تا از آن به آگاهی بیشتری برسیم .واین مبارک است ومیمون.
 
با احترام
ج ج
 


 
2011/6/24 sadegh arefi <sadegharefi@hotmail.com>
با درود و سپاس از توجه شما به نوشته بنده  آقا یا خانم   ج  ج

... نوشتید  که : خود را بطوره  کامل معرفی‌   مینمودید  و  سوابق  تحصیلی  و  .....

خب دوست عزیز  شما هم  آنگونه که خود  گفتید  معرفی‌ نکردید   نظر  خود  را  فرمودید و  امضا .  ج  ج

۲- دوست عزیز نادیده  چه  کسی‌ گفته تحصیلات  و مدارک  معنی معرفت و شناخت  میدهد . شما امروز کم  دکترای  قلّابی در  اطراف  خود  در  همین  ایران  خودمان    نمی‌بینید  که  یا  آنرا  خریده اند  ( آخرین نمونه ا ش  مهدی  هاشمی  در  لندن )    و  یا  گوساله  به  دانشگاه  رفته  گاو بیرون  آمده اند   من  پوزش  میخواهم   که  اینگونه  مینویسم    .  لطفا  نفرمأیید  که  نمی‌شناسید   حتی  یک  نفر  را  که عنوان دکتر ،  مهندس ، پر فسو ر   را  یدک   میکشد  ولی‌  هیچ  نمیفهمد   که  بسیار  بسیار  هستند .

میفرماید   : تا  مرد  سخن  نگفته باشد   - عیب  و هنرش نهفته باشد   . نمی‌گوید   تا  مرد مدرکش  را  اعلام  نکرده  باشد  .!     لذا  من به  هر  کس  که  قبل  از  هر  چیز  روی  کتاب  یا  نوشته  ا ش     عنوان  دکتر  پرو فسو ر  مینویسد  شک  می‌کنم  . مشک آنست  که خود  ببوید  نه  آنکه  مدرک  بگوید .

...... نوشتهِ اید :  این کتاب   اولین با ر   در  آمریکا  و  زیر نظر  استاد  یار  شاطر .....

هیچ کدام از  این دو دلیل  بر  درستی‌  کتاب  نیست   اینکه در  آمریکا  چاپ  شده و اینکه  ما هنوز  برای  نسخه  درست  شاهنامه باید  به  مسکو  و  لندن و  غیره  برویم   این درد  و  رنج  است .

آقای  جلال   خالقی   با  هیچ کس  مشورت   همکاری  و  همیاری  نداشته  مگر  در  آخر  کار  که  کمی‌  خسته  شده   .  در  یک   مصاحبه  که ایشان  داشتند  فرمودند : دوست عزیز و ادیب من در اروپا از  من  خواستند   که  با هم  این  کار  بزرگ  را  انجام بدهیم  من نپذیرفتم  و  ایشان  از من  ناراحت  شد  . جلال  خالقی میخواست  همه  افتخار  این  کار  به  نام  خودشان  ثبت  شود  .    تک  روی  .  تک  روی  . تک روی =  خرابکاری

و  تا  آنجا   که  بنده  میدانم  زیر  نظر  استاد  یار  شاطر  نبوده   استاد   فقط  یک  مقدمه  نوشته اند    که  آن هم  در  چاپ  ایران بر داشته   شده ! ؟     همین استاد  یار شاطر  در  نوشته   خود    :  (  بر  گزیده  داستانهای  شاهنامه )  صفحه  ۵۳ نوشته  اند   : میازار  موری  که دانه  کش  است  - که  جان  دارد  و  جان  شیرین  خوش  است  . استاد  سخن  سعدی  هم   از  قول   استاد   توس  همینگونه  نوشته  است  و  آن  وقت   جلال  خالقی    در دفتر  یکم  صفحه  ۱۲۰  نوشته  اند    :  

مکش  مورکی  را  که  روزی  کش است - که  او  نیز  جان  دارد  و  جان خوش است  .     این دیگر  غلط   چاپی‌  نیست  که  شما  اشاره  فرمودید .   به  قول  یکی‌  از  دوستان  مور  که  دیگر  ک   تحقیر  نمیگیرد  مانند : مردک   ، روبهک..

خب  شما  بفرمائید   سعدی  و  یار  شاطر    درست  گفت  اند     یا  ایشان  ؟     دهها   مانند  این   است    .  البته  گاهی  کمی‌  اختلاف    خیلی‌  در   معنی‌  و   روح  شعر  تاثیر   نمیگذارد    ولی‌  گاهی  جا بجا  کردن   حتی  یک  نقطه   معنی  شعر  کاملا  دگرگون  میشود .  مانند  : برفت - نرفت    و  اینکه  حاکم  شهر   دستور داد  : ( بخشش ،  لازم  نیست  اعدام  کنید  .)  آقا  خوانده  بود  : (  بخشش لازم نیست ،  اعدام کنید ) 

می‌بینید  یک  نقطه  فاصله   مرگ و زندگی‌  است   تا  چه  برسد  به  عوض  کردن  یک  کلمه   . نوشتن  نیک‌   بجا ی    بد   . در  این  شعر  کلیدی  و  اساسی‌  و  پایه‌‌ای   و  بسیار  مهم  شاهنامه   که  ( در گفتار  اندر  فراهم  آمدن  شاهنامه )

میفرماید :  که گیتی‌ به آغاز  چون داشتند -  که ایدون  به  ما  خوار  بگذشتند .    چگونه  سر آمد  به  نیک‌  اختری - بر ایشان  همه  روز  کنداوری  .    به ما  خوار  گذاشتند ، ما خوار  شدیم   ولی‌  نیک‌  اختر  شدیم ! ؟ ؟    و  استاد  فریدون  جنیدی  میگوید  :  چگونه سر  آمد به  بد اختری .

یعنی  ما شکست  خوردیم  از  اعراب ،ما خوار شدیم ، ما بد اختر  شدیم ، ما به نیک‌ اختری  نرسیدیم ، به بد بختی  و بیچارگی   رسیدیم . بنا بر این  بد اختری    درست  است  .  و  آقای  خالقی  گویا   عمدا   میخواسته   شاهنامه  را  خراب   کند .     من  گمان می‌کنم ایشان  نمیبایست  چنین  کاری  میکردند .   من  چون  قبول  دارم   که  سعدی  و  یار  شاطر  و  جنیدی  درست  می‌گویند   و  ایشان   از این  گونه  اشتباهات  زیاد  دارد   خواستم به دوستان  که  مانند  من  عاشق  شاهنامه   هستند   توصیه کنم  این  کتاب را  نخرند  و  اگر  میخواهند  بخوانند  و  کار تحقیقی  کنند  از کتابخانه  عمومی  استفاده  کنند .  در  پایان  دو باره  از  توجه  شما  سپاسگزاری  می‌کنم . ای  کاش  در  همسایگی  من  بودید  و  شبها با  هم  شاهنامه  می‌خواندیم  و از نزدیک  گفتگو میکردیم  .

مخلص،

صادق






Date: Fri, 24 Jun 2011 09:33:46 -0700
Subject: Re: شاهنامه
From: jjohny100@gmail.com
To: sadegharefi@hotmail.com
CC: latifgachkar@yahoo.com; friends-of-radio-golha@googlegroups.com

24-2011 حون
 
با سلام واحترام خدمت  همه کسانی که این یادداشت را می خوانند
 
یادم  می آید که در کتابی که در باره تاریخ زمان قاجاریه بود مطلبی خواندم مبنی بر اینکه ما ایرانیان خود را در همه کارها وارد دانسته وبه هود اجاره میدهیم که اظهار نظر قاطع نماییم .وداستان از این قرار بود که روزی ملیجک به نار الدین شاه میگوید شما فردا سرت را با دستمال ببند وببین هر کس که به حضور میرسد در باره درد سر شما چه میگوید. نار الدین شاه  همین کار را کرد وآن روز هر کس به حضور شاه میرسد ومیدید شاه دستمالی به سر بسته وبدون اینکه بپیرسد شما را چه شده که دستمال به سر بسته اید شروع  به اظهار نظر میکرد که برای رفع دردسر شاه باید فلان دارو را بخورند ویا فلان عمل را انجام دهند ویا دستمال را طوری دیگر واز زاویه دیگر دور سر مبارک ببندند واین اظهار نظرها چنان زیاد شد ومتفاوت که آخرشاه فکر کرد واقعاُ مریض شده وحتی در این بین خود ملیجک هم شروع کرد به ارائه اظهار نظر در رابطه با درد سز شاه و دادن دوا ودرمان
 
بگذریم  باز مدتی قبل یادداشتی خواندم از جناب دکتر کاتوزیان در همین باب وهمین رابطه وبحث خلق وخوی ایرانیان را بررسی کرده بودند که یا افراط ان ویا تفریط.
 
امروز این یادداشت را در ایمیل دوستان گلها خواندم ولذا از فرد محترمی که چنین اظهار نظر دقیقی کرده اند  که  خوب بود ایشان موارد مورد نظر را که حتماُ باید بسیار باشد که ایشان فرموده اند حیف کاغذ وحیف چاپ  برای همه مینوشتند ویک نقد علمی وکامل بر این تصحیح ارائه میدادند وناگهان وبدون ارائه هیچ گونه موردی یک چنین اظهار نظری نمیکردند.
 
یا حداقل خود را بطور کامل معرفی مینمودند وسوابق تحصیلی ومطالعاتی وتحقیقی خود را بر میشمردند تا من خواننده  بدانم با چه فردی وبا چه سوابق تحصیلی وتحقیقی روبرو میباشم .
 
اظهار نظر کننده محترم هیچ کتابی خالی از اشتباه  ویا خالی از اغلاط چاپی نمیباشد  اما این کتاب که اولین بار در امریکا  وزیر نظر استاد یار شاطر  وجلد به جلد چاپ شد  وبا آمدن یک جلد به بازار کلی در باره آن بحث وفحص شد ومدتها بعد جلد بعدی آن بیرون آمدوتازه قبل از چاپ مقالات مختلفی در باره مطالب مختلف آن ودلایل قبول نسخه فلورانس به عنوان نسخه اصلی و مقالات نقادانه فراوانی در باره اکثر مطالب موجود در شاهنامه در مجله ایرانشناسی که به همت استاد ادبیات ورئیس دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی قبل از سال 1357 جناب دکتر جلال متینی  به چاپ رسید وافرادمشخص وصاحب نامی که در باره شاهنامه تحقیقات دانشگاهی دارند ویا مدرس ادبیات حماسی هستند چه ایرانی وچه خارجی از جمله استاد مرحوم محجوب و دکتر جلیل دوستخواه  ودکتر محمود امید سالار ودکتر جلال متینی وانبوهی دیگر از اساتید بر این تصحیح یادداشت نوشته ویا مقالات متعددی در باره نوع تصحیح این کتاب سخن گفته اند وحتی جناب هدایت  نسخه فلورانس را که 612 قمری تاریخ زده شده است زیر سئوال برده ودست نویس لندن را که 675 قمری تاریخ زده شده نزدیکترین دست نویس به زمان فردوسی این پیر فرزانه دانسته است .
 
لذا با احترام به شمای نویسنده وقبول اینکه شما حق اظهار نظر دارید وهیچ کس نباید جلو اظهار نظر شما را به عنوان یک خواننده بگیرد انتظار است که این اظهار نظر منطقی وبا استدلات محکم ومستند همراه باشد.
با احترام
ج ج  


 
2011/6/23 sadegh arefi <sadegharefi@hotmail.com>

شاهنامه

با سلام و درود به همه دوستان و علاقمندان  شاهنامه فردوسی .

چندی پیش یکی‌ از دوستان ایمیلی زد مبنی بر بیخود بودن  شاهنامه   ویرایش آقای  جلال خالقی  مطلق  . یادم هست  همان  زمان  جواب  نوشتم که بنده  ۸  جلد این شاهنامه  را  خریدم  و  بعد  پشیمان  شدم هر چه  بیشتر  خواندم و  مقایسه  کردم  فهمیدم  حیف  پول  که  دادم . این شاهنا مه‌  پر از غلط  و  اشتباه   است . ایشان  بیش از سی سال عمر خود  و  کاغذ   را هدر  داده  .

حیفم  آمد  این  داستان  را به عرض دوستان نرسانم  .

شاد و  سر بلند  باشید

صادق







هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر