آورده جهان از نو ، شیرین و فرهادی دل برده و دین از من بی مهری و مهرویی
گلزار امیدم سوخت از برق سیه چشمی در دشت جنونم برد ، خال و خط آهویی
صبری که مرا حاصل از گوشه نشینی شد بر باد بداد آن مه با گوشه ابرویی
هر دم که خزان خواهد تاراج کند عمرم آن شاخ گل رعنا مستم کند از بویی
هر دم که در این زندان داند به لبم جان است بر باغ گشاید باز یک روزنه از سویی
بسیار جفا کردم بر خویش و خطا کردم دانستم و دل بستم بر همچو تو بد خویی
ای سرو بلند من دور از تو پر از خون است چون لاله اگر دارم جامّی و لب جویی
سحر سخنم بگرفت صد کشور دل لیکن افسوس که در نگرفت با نرگس جادویی
تنها به چمن خیزید یاران که عماد امسال شد سایه دیواری شد خاک سر کویی
اين ايميل را براي دوستان خود هم بفرستيد.
و به آنها بفرماييد، روي خط پايين كليك كنند تا براي آنها هم مطالب خوب و جالب بفرستيم
http://groups.google.com/group/taf_sar/subscribe
اين ايميل بدليل عضويت شما در گروه تفريح و سرگرمي است.
ايميل گروه اين است. taf_sar@googlegroups.com
اگر از دست ما ناراحت هستيد و نمي خواهيد مطالب ما بدست شما برسد پس خط پايين را كليك كنيد.
taf_sar+unsubscribe@googlegroups.com

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر