لئو بوسکالیا
سخنی از این جستار: «عشق ما هر قدر هم کهقوی باشد، نمیتوان تنها بود و عشق ورزید.»
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
آن وقتها که در خانوادهای پرجمعیت پرورش مییافتم، همیشه زیر خط فقر
بسر میبردیم. غذا کم بود، فضا فقط به اندازهی خانواری با نصف جمعیت ما
وجود داشت و اغلب، لباس کهنه و کوچکشدهی بزرگترها را میپوشیدیم.
باوجوداین، نه تنها دوام آوردیم، شکوفا هم شدیم. یقین داشتم کسانی هم
هستند که بیشتر از ما دارند، ولی امنیتی که عشق ارزانی ما میکرد، پاداشی
درخور بود. ما همدیگر را داشتیم. هرگز احساس تنهایی نمیکردیم. شوخطبعی
و دستپخت جادویی مامان را هم داشتیم؛ هرگز نخواهم فهمیدکه با آن مواد
اندک چطور آن غذاهای معرکهرا میپخت. خونگرمی و مهارتهای باغبانی بابا
بود؛ هنوز در عجبم که آنهمه محصول را چطور از یک وجب زمین بهدست
میآورد.
عشق همواره حاضر بودتا به مدد آن با هر کمبودی سر کنیم. مهمتر از همه،
همهی ما به بصیرتی عمیق دست یافتیم تا به واسطهی آن، نیاز اصلی و واقعی
وحقیقی را بشناسیم.
عشق ما هر قدر هم که قوی باشد، نمیتوان تنها بود و عشق ورزید.
--
=>=>=>=>=>=>=>=> آیا به همان میزان که کلاس "دشمن شناسی" میرویم در کلاس "دوست شناسی" هم شرکت می کنیم؟ <=<=<=<=<=<=<=<=
دریافت این پیام بدلیل ثبت نام شما در گروه است گروه Google Groups "لیمو
»« Lemon".
جهت ارسال به این گروه، ایمیل را ارسال کنید به lymoo@googlegroups.com
برای سایر گزینه ها، به این گروه مراجعه کنید در
http://groups.google.com/group/lymoo?hl=fa?hl=fa
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر