[1]
وولف دیتریش شنوره [2]
غازی تمام شب را روی یخها به صبح رسانده بود. روباهی اورا دید و در
حالی که دهانش را میلیسید به طرفش آمد. به جلوی غاز که رسید، چارهای
نداشت جز اینکه شناکنان خود را روی آبها نگه دارد. عاقبت نفسنفسزنان
گفت: «میدانی چیه! بیا دشمنیهامان را همینجا مدفون و همدیگر را تحمل
کنیم!»
غاز شانه بالا انداخت و گفت: «خب، بستگی دارد!»
روباه گفت: «به چه؟»
غاز گفت: «به اینکه هوا گرم بشود یا سردتر!»
------------------------------------------------
--
=>=>=>=>=>=>=>=> آیا به همان میزان که کلاس "دشمن شناسی" میرویم در کلاس "دوست شناسی" هم شرکت می کنیم؟ <=<=<=<=<=<=<=<=
دریافت این پیام بدلیل ثبت نام شما در گروه است گروه Google Groups "لیمو
»« Lemon".
جهت ارسال به این گروه، ایمیل را ارسال کنید به lymoo@googlegroups.com
برای سایر گزینه ها، به این گروه مراجعه کنید در
http://groups.google.com/group/lymoo?hl=fa?hl=fa
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر