ه‍.ش. ۱۳۹۲ آذر ۲۱, پنجشنبه

Fw: Fwd: {تفريح و سرگرمي}, [20768] طنز ها ي تلخ مجلس شوراي اسلامي


 
خیلی ممنون سامان جان
البته مطالب ما هم ابتدا قابلیت پخش نداشت.
البته خیلی سعی کردم طوری مطلب بنویسم که کمترین مشکل را ایجاد کند  چون آقای منصور رضایی فرموده بودند که انتقاد باید خیرخواهانه و حاوی کلمات و جملات توهین آمیز نباشد. ما هم با این پیش فرضها مطالب را که فرستادم. خانم طوسی آنرا کلی جرح و تعدیل کردند و برایم پس فرستادند و آنرا پخش نکردند. لذا آنرا دوباره اصلاح کردم و فرستادم که پخش شد
به هر حال این نوشته ها حاصل زحمات خانم طوسی و آقای رضایی هم هست. .

---------- Forwarded message ----------
From: Saman Homan <s.homan67@gmail.com>
Date: 2013/12/12
Subject: Fwd: {تفريح و سرگرمي}, [20756] طنز ها ي تلخ مجلس شوراي اسلامي
To: Ahmad Ghorbani <ahma.ghorbani@gmail.com>, Mansour Rezaei <mrezaei655@gmail.com>, Sepanta Sh <sepanta2010@gmail.com>, طیبه طوسی <tandtooca@gmail.com>





احمد آقا خیلی قشنگ بود. قلم زیبایی داری . خیلی خوب بود. کیف کردم. البته می خواستم یک سری مطالب پیرامونش بنویسم .ولی هر چه به ذهنم خطور کرد قابلیت پخش ندارد .

---------- Forwarded message ----------
From: ahmad ghorbani <ghorbani1340@yahoo.com>
Date: 2013/12/11
Subject: {تفريح و سرگرمي}, [20756] طنز ها ي تلخ مجلس شوراي اسلامي
To: group <taf_sar@googlegroups.com>


 
طنزهاي تلخ در مجلس شوراي اسلامي
نوشته احمد قرباني
 اين شعر را خيلي قبل در كتابها خواندم
گنه كرد در بلخ آهنگری     به شوشتر زدند گردن مسگری
در آن زمان استدلالي در ذهنم خطور كرد:، استدلالم اين بود، پادشاهان قديم آدمهاي زورمندي بوده اند. اگر زور كافي نداشتند نمي توانستند بر كشور حكومت كنند. داشتن زور زياد ، دليلي براي داشتن  عقل درست و درماني براي آنها نمي شود. حالا اگر چنين كارهايي كرده اند زياد هم نمي شود به آنها خرده گرفت. در ضمن در دنياي قديم، وسايل ارتباطي زيادي نبوده، لذا عقلاي قوم  به سرعت از ماجرا خبر دار نمي شدند. وقتي هم خبردار مي شدند كه كار از كار گذشته بود.
ولي در اين چند روزه  حوادثي اتفاق افتاد، كه اگر نگويم عين همين ضرب المثل است، بلكه بدتر از آن است.  اول اينكه اين حادثه جلوي دوربين تصوير برداري و در حال پخش از صدا و سيما اتفاق افتاد. يعني 75 ميليون ايراني آنرا ديدند.
دوم: فاعل هم يك پادشاه زورمند نبوده بلكه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي بوده اند.
 سوم: فاعل يك نفر هم نبوده كه بگوييم، اشكال ندارد يك نفر جايز الخطا است ، شايد آن موقع فكرش مشوش بوده، بلكه اين خطا را 300 نفر مرتكب شدند.
چهارم: مفعول هم مسگر شوشتري نبوده كه از همه جا بي خبر باشد . بلكه وزير اقتصاد كشور بوده است. پنجم: براي بار اول هم نبوده، كه بگوييم. حالا اشكال ندارد ، يك خطايي براي يك بار اتفاق افتاده ، بلكه تا آنجايي كه ذهنم اجازه مي دهد اين اتفاق دو سه باري است كه توسط اين مجلس  تكرار  شده.
ششم:  مجلس وقتي اين كار را در دفعه قبل انجام داد از طرف مقام معظم رهبري هم توبيخ شد. يعني اين فعل را در شرايطي انجام مي دهند كه قبلاً هم اين كار را كرده  و توبيخ هم شده 
حادثه از اين قرار است، روزي رياست بانك مركزي ( آقاي سيف ) در مورد نوسان رو به پايين شديد قيمت ارز سخني گفت. به اين سخن اعتراضاتي شد، اتفاقاً يكي از معترضين هم وزير اقتصاد( آقاي طيب نيا ) بود. ايشان در آن موقع با جملات محترمانه عدم موافقت خود را با سخنان آقاي  سيف اعلام كردند.
 اين موضع داشت فراموش مي شد. ولي در موقع تقديم لايحه بودجه به مجلس آن هم در موعد مقرر، رئيس جمهوري ، معاونان رئيس جمهوري و وزير اقتصاد به مجلس شوراي اسلامي رفتند. كه به يك باره  نمايندگان مجلس دوباره موضوع سخنان رئيس بانك مركزي را مطرح و از وزير اقتصاد سوال كردند. وزير اقتصاد هم با سخنان خود، مخالفت خود را با  سخنان رياست بانك مركزي اعلام كردند. در ضمن يك سري توجيهاتي هم براي سخنان رئيس بانك مركزي گفتند.
نحوه سخنان وزير محترم اقتصاد هم بگونه اي  بودكه نشان مي داد، بانك مركزي زير مجموعه وزارت اقتصاد نيست. در ضمن ايشان هم با آن سخنان مخالف است. كه از نظر قانون هم درست بود.
در پايان سخنراني وزير اقتصاد، از مجلس،  در مورد قانع شدن نمايندگان رأي گيري شد. با كمال تأسف، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ، اعلام كردند كه از سخنان او قانع نشده اند. و ايشان را بخاطر سخناني كه ربطي به ايشان نداشته توبيخ كردند. بقول معروف ، وزير اقتصاد از مجلس كارت زرد دريافت كرد.
مجلس شوراي اسلامي در آن جلسه كسي را توبيخ كرد كه كار خلاف، ربطي به او نداشت.
از نظر قانوني مجلس شوراي اسلامي مي تواند هر مسئولي را بخاطر هر كاري براي توضيح به مجلس بكشاند. اين موضوع شامل رياست بانك مركزي هم مي شود. پس مجلس اگر به سخنان او معترض است بايد ، آقاي سيف را جهت توضيح به مجلس مي كشاند. اگر رياست بانك مركزي به مجلس نيآمد و يا توضيحات او قانع كننده نباشد. نمايندگان مي توانند از طريق رئيس جمهوري اين مسائل را پيگيري كنند.
نكته جالب توجه اين است كه در جلسه توبيخ وزير اقتصاد، رئيس جمهوري هم حضور داشتند. نمايندگان مي توانستند اين سوال را از رئيس جمهوري بپرسند و از ايشان بخواهند كه مسئول تحت امر خود را توبيخ كند. اين اشكال قانوني نداشت.
از همه مهمتر، قانوني كه مجلس نمي تواند بطور مستقيم رئيس بانك مركزي را توبيخ كند را اسلاف همين مجلسي ها نوشته اند. اگر نمايندگان فعلي به قانون قبلي معترضند. بيايند آنرا اصلاح كنند. بطوريكه بتوانند رئيس بانك مركزي را هم توبيخ كنند.
در ابتدا نوشتم مجلس شوراي اسلامي براي اولين بار نيست كه اين كار را مي كند. بار قبلي در اسفند ماه سال گذشته اتفاق افتاد.
در اسفند ماه سال 1391 مجلس شوراي اسلامي وزير محترم كار و امور اجتماعي را بخاطر نصب رئيس سازمان تأمين اجتماعي كه به او ربطي نداشت، استيضاح كردند و رأي عدم اعتماد به او دادند.
وزير كار هم در همان جلسه گفت كه عزل و نصب رئيس سازمان تأمين اجتماعي به او ربطي ندارد و اين عزل و نصب توسط رئيس جمهوري كه در همان مجلس حضور داشت انجام گرفته.
مجلس در همان موقع، قانونآً مي توانست موضوع استيضاح رئيس جمهوري كه در جلسه حضور داشت را پيش بكشد. مي توانست اين سوال را از رئيس جمهوري بپرسد. مجلس شوراي اسلامي طبق قانون مي تواند رئيس جمهوري را توبيخ كند و رأي به عدم كفايت سياسي بدهد. ولي در همان موقع مجلس شوراي اسلامي،  فرد مجرم را عوضي گرفت.  مجرم اصلي را رها كرد و فرد غير مجرم را توبيخ و بر كنار كرد.
البته روز بعد مقام معظم رهبري براي اين كار به مجلس تذكر دادند.
 موضوع بعدي ، تذكر 20 نماينده به رئيس جمهوري در باره سخنان دكتر ظريف است  كه در يكي از دانشگاهها سخنراني  كرده بود.
البته نمايندگان مجلس حق دارند كه از وزير سوال كنند و او را توبيخ كنند. اين حق مجلس است.  ولي راه انداختن جنگ رسانه اي بر عليه وزير را نمي توان اقدامي عقلايي، توسط مجلس شوراي اسلامي توصيف كرد. هر چند كه وزير خارجه مطالبي كه ايشان نسبت داده بودند را تكذيب كردند.
 موضوع آخر هم در سال 1388 اتفاق افتاد. بعد از حوادث سال 1388 ، طبيعي بود كه مسائل جامعه در مجلس بحث شود. و مشاجراتي هم انجام گيرد. تا اينجاي موضوع مشكلي نبود.
ولي يك روز نمايندگان مجلس از جاي خود بلند شدند و دور مجلس گشتند و شعار  دادند، سران فتنه اعدام بايد گردد،  اين يك طنز تلخي است كه توسط نمايندگان مجلس شوراي فعلي انجام گرفته است.
چون معمولاً تظاهرات  متعلق به  مردمي است،كه حقشان را نمي توانند از روشهاي قانوني دريافت كنند. پس براي احقاق حقوق خود مي روند در مقابل مجلس و يا دولت تظاهرات مي كنند، شعار مي دهند،  تا به حق خود برسند.
سؤالات اساسي از نمايندگان اين است : اولاً:  براي اعدام يك يا چند نفر روش قانوني وجود دارد يا نه؟ اگر روش قانوني وجود دارد كه انجام تظاهرات و شعار دادن، بي معني است. دوماً:  آيا اعدام افراد  حق  و حقوق نمايندگان است كه  حتماً بايد آنرا دريافت كنند؟   سوماً : نمايندگان مجلس اين حق را مي خواهند از چه كسي بگيرند؟ كه آنها دور مجلس مي چرخند و شعار مي دهند.
با تشكر : احمد قرباني
--
‏شما به این دلیل این پیام را دریافت کرده‌اید که در گروه Google Groups "تفريح و سرگرمي" مشترک شده‌اید.
‏برای لغو اشتراک در این گروه و قطع دریافت ایمیل از آن، ایمیلی به taf_sar و unsubscribe@googlegroups.com ارسال کنید.
برای گزینه‌های بیشتر، از https://groups.google.com/groups/opt_out دیدن کنید.



--
saman homan




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر