ه‍.ش. ۱۳۹۳ اردیبهشت ۵, جمعه

Re: {تفريح و سرگرمي}, [22459] پاسخ مصطفایی وکیل سابق ریحانه جباری به اظهارات قاضی تردست

سلام محمد عزیز. مثل همیشه مطلبت را هزار بار لایک میکنم.
متأسفانه در پاک کردن صورت مسئله تخصص و ید طولایی داریم. گمان میکنیم با
پرداختن به روبناها و گرفتن و بستن و کشتن و حبس و حصر کردن میتوانیم
جامعه را به راه درست و مستقیم هدایت کنیم کنیم. غافل از آنکه اینها همه
آب در هاون کوبیدن است,
واقعا با چه جرأت و رویی اینطور قاطعانه از کشتن مردم و قصاص سخن می
گویند در حالی که اینگونه رفتارها کمترین تأثیری در جامعه نداشته است و
اوضاع را بدتر و وخیمتر نموده است.


On 4/25/14, Mohammad <m.behkam@gmail.com> wrote:
> سلام به دوستان عزيز،منصور عزيز مطلبي را روي سايت گذاشت در مورد ريحانه ،دستش
> درد نكند ،ولي ما ايرانيها عادت بدي
> داريم وان اين امر است كه خودرا ملزم ميدانيم كه در مورد تمام مسائل حقوقي
> وسياسي وپزشكي و... ايران وجهان اظهار نظر
> كنيم در حاليكه در درون خودمان ميدانيم كه اكثريت ما در حل مسائل ومشكلات فردي
> وخانوادگي خودمان از توانايي بالايي برخوردار نيستيم ان وقت ميخواهيم مشكلات
> مملكت وجهان را حل كنيم اينكه نظرات أفراد مطلع در هر زمينه اي را كه به نظر
> ما نزديك است اشاعه دهيم خوب است همه ميتوانند همه ذظر ها را بخوانند وبهترين
> انها را انتخاب كنند .
> در مورد ريحانه نه من ونه شما حقوقدان و وكيل نيستيم و هيچكس با قاطعيت
> نميتواند بگويد كه او قاتل است يانه ، ولي اين را ميتوانم بگويم كه با انتقام
> واعدام ومجازاتهاي سنگين جرم وجنايت رخت بر نميبندد چنانچه در سي سال اخير جرم
> وجنايت وقتل وقاچاق كالا وقاچاق مواد مخدر مرتب بيشتر شده ،راه حل اصلي ،حل
> مشكل توسعه سياسي،اقتصادي وفرهنگي كشور است، بايد بررسي شود كه ايا در كشورهاي
> پيشرفته كه قصاص وجود ندارد ايا جرم وجنايت از ما كمتر است يا بيشتر وچرا؟
> گاندي ميگويد قانون چشم در مقابل چشم جهان را كور ميكند ،بنظر من بايد نگرش عفو
> ،گذشت و بخشش در جامعه ما فراگير شود تاشهرمان وكشورمان محل بهتري براي زندگي
> باشند اگر ماندلاي بزرگ نگرشي غير از اين داشت افريقاي جنوبي درياي خون ميشد
> وامروز نيز اين كشور مانند زيمبابوه يك كشور عقب افتاده وفقير با يكسوم جمعيت
> كشور مهاجر بود
> با ارزوي داشتن جامعه ومردمي مهربان وبا گذشت در عفو لذتي است كه در انتقام
> نيست
>
>
> Sent from my iPad
>
>> On ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ه‍.ش., at ۲۳:۵۷, Parisa ch <parisa.unknown@gmail.com>
>> wrote:
>>
>> آدمایی مثل شما که خیلی راحت میگن اعدام بشه. از نظر روانی باید مشکل داشته
>> باشن. همه آدمارو اعدام کنن وشما هم تخمه بخرید برید تماشا!!!!!!
>>
>>> On 24 Apr 2014 21:33, "سامان هومن" <s.homan67@gmail.com> wrote:
>>> با سلام
>>> بنظرم نظر قاضی درست باشد. اگر ایشان قصد تجاوز داشته اند. باید ایشان را از
>>> طرف جلو زخمی می کرد. درب منزل هم که باز بود. اگر دست و یا سینه و یا پایش
>>> را از جلو مجروح کرده بود. حق داشت. چون از خود دفاع کرده بود. ولی ضربه از
>>> پشت خورده است. پس موضوع تجاوز به عنف و دفاع در کار نبوده است. بهتر است
>>> خودمان را به موارد اخلاقی نیاندازیم. آنها با هم مسئله داشته اند. موضوعات
>>> مالی و جنسی که باعث درگیری و قتل عمد شده است. بنظر من ریحانه باید اعدام
>>> شود.تا از این دست مسائل در جامعه از بین برود.
>>>
>>>
>>> 2014-04-24 16:32 GMT+04:30 Mansour Rezaei <manrezaei655@gmail.com>:
>>>> دوستان عزیز ؛ از آنجایی که واقعیت موضوع قتل مرحوم سربندی بر ما نامعلوم
>>>> است لذا بدون هر گونه اظهار نظری ؛ پاسخ آقای محمد مصطفایی وکیل خانم
>>>> ریحانه جباری درج میشود و آرزو میکنیم که خانواده مقتول با گذشت از قصاص ؛
>>>> فرصت زندگی دوباره ای را به یکی از جوانان این کشور که مغلوب شرایط ناسالم
>>>> اجتماعی شده است را بدهند زیرا معتقدیم که با کشتن ریحانه و ریحانه ها و
>>>> بدون تغییر شرایط اجتماعی همچون بیکاری ؛ امنیت و سلامت به جامعه بر
>>>> نمیگردد ...
>>>>
>>>> واکنش‌ به سخنان قاضی پرونده ریحانه جباری
>>>>
>>>>
>>>> اندازه حروف
>>>> ۰۴/ارديبهشت/۱۳۹۳
>>>>
>>>> به دنبال انتشار گفتگوی قاضی پرونده ریحانه جباری با روزنامه قانون، محمد
>>>> مصطفایی به ادعاهای «قاضی تردست» پاسخ‌هایی سرگشاده داده‌اند.
>>>>
>>>>
>>>> روزنامه قانون، اخیرا با قاضی حسن تردست، رئیس شعبه دادگاهی که حکم اعدام
>>>> را برای ریحانه جباری صادر کرده، گفتگو کرده است. قاضی تردست ضمن دفاع از
>>>> رای خود، به وکلا و گروه‌های مدافع ریحانه جباری حمله می‌کند.
>>>>
>>>> تردست رفتار یکی از وکلا را زیر سوال برده و مدعی است کارهای وکیل برای
>>>> گرفتن پناهندگی در غرب بوده است: «اگر خانم جباری بر خلاف تعلیمات وکلای
>>>> سیاسی‌منش خود (که با خوراک این‌گونه پرونده‌ها زمینه پذیرش پناهندگی سیاسی
>>>> برای خود فراهم کرده‌اند)، از خود صداقت نشان می‌داد و می‌گفت که در شرایط
>>>> روحی و روانی سخت دچار اشتباه شده و از کرده خود اعلام پشیمانی و طلب بخشش
>>>> می‌کرد، مانند خیلی از پرونده‌ها می‌توانست رضایت اولیای دم را که دارای
>>>> تمکن مالی هستند، بگیرد.»
>>>>
>>>> محمد مصطفایی که وکالت ریحانه جباری را بر عهده داشته در پاسخ به ادعاهای
>>>> قاضی تردست می‌نویسد: «آقای تردست، آنچه که وکلای وی عنوان کرده‌اند، از
>>>> ذهن شخصیشان تراوش نکرده است و از خود چیزی اضافه نکرده اند، تمام موارد
>>>> بیان شده، مطالبی بود که در پرونده وجود داشت و وزمانی که بنده وارد پرونده
>>>> شدم با این واقعیات مواجه شدم آن وقت شما می خواهید صورت مساله را پاک کنید
>>>> و واقعیت‌ها را غیر واقعی جلوه داده و مسوولیتش را به عهده بنده بیاندازید؟
>>>> این برخلاف عدالت و وجدان است. بنده تمام تلاش خود را به کار بستم که هم
>>>> بازپرس و هم شما بتوانید واقعیت را بیابید اما چنین نکردید و متمرکز شدید
>>>> به اقرارهای ریحانه و این بزرگ‌ترین اشتباه شماها بود.»
>>>>
>>>> این وکیل سابق پرونده می‌افزاید: «شما به عنوان یک قاضی عالی رتبه مکلف
>>>> بودید که حقیقت را بیابید نه اینکه از ریحانه بازجویی کنید. بارها در جلسات
>>>> دادگاه به شما گفتم که حقیقت در نزد ریحانه نیست. گوش نکردید و بر اساس حرف
>>>> های بچگانه او که بسیاری از انها بر اثر شکنجه گرفته شده بود، وی را با
>>>> حوصله به اعدام محکوم کردید.»
>>>>
>>>> متن کامل پاسخ مصطفایی که در اختیار خودنویس قرار گرفته به شرح زیر است:
>>>>
>>>>
>>>> پاسخ و تاملی بر مصاحبه حسن تردست، قاضی پرونده ریحانه جباری
>>>>
>>>> روز گذشته آقای حسن تردست که چند ماه پیش قاضی شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان
>>>> بوده و حکم محکومیت ریحانه جباری در اصل توسط ایشان صادر شد مطالبی که در
>>>> مصاحبه با روزنامه قانون بیان کردند که ضروری دانستم به دلیل اینکه در قسمت
>>>> هایی مخاطب ایشان بنده بوده ام به این مصاحبه پاسخ دهم و درخواست می کنم
>>>> نوشته فوق را منتشر فرمایید.
>>>>
>>>> ترجیح می دهم که با آخرین پاسخ ایشان که موضوع پرونده بهنود شجاعی را مطرح
>>>> کردند شروع کنم چرا که در این پرونده نیز وکیل بهنود شجاعی بنده بوده ام.
>>>>
>>>>
>>>> ایشان در پاسخ به این سوال که شما موافق تلاش برای جلب رضایت اولیای دم
>>>> هستید؟ بیان داشتند:
>>>>
>>>> توصیه می‌کنم این سیاهکاران سیاستکار سرنوشت این‌گونه محکومان را با
>>>> تبلیغات رسانه‌ای و گزافه‌گویی‌هایی برای نمایاندن خود و چهره‌سازی مجازی
>>>> به نتیجه تلخ اجرای قانون و گرفتن فرصت رضایت اولیای‌ دم دچار نکنند. از
>>>> تجارب تلخ گذشته مانند پرونده مرحوم بهنود شجاعی که مداخلات علنی و
>>>> رسانه‌ای کردن موضوع باعث انفعال اولیای دم شد و نامبرده را از امکان گرفتن
>>>> رضایت اولیای دم محروم ساخت، عبرت گیرند.
>>>>
>>>> هیچ گاه عامل اصلی اعدام بهنود شجاعی را فراموش نمی کنم. با یقین و استدلال
>>>> می گویم که آقای حسن تردست عامل اصلی اعدام بهنود شجاعی بوده اند. در رابطه
>>>> با پرونده بهنود شجاعی دهها نفر از هنرمندان خواستار رضایت اولیای دم شدند
>>>> و در نهایت با تلا های بسیار توانستند رضایت اولیای دم را جلب کنند. اولیای
>>>> دم به صورت شفایی در حضور ستارگان سینمایی چون عزت الله انتظامی و پرویز
>>>> پرستویی اعلام کردند که از قصاص بهنود شجاعی گذشت کرده اند. پس از چند روز
>>>> سه نفر از هنرمندان برای اینکه دیه مقتول را جمع کنند، حساب بانکی افتتاح
>>>> نموده و اعلام عمومی نمودند تا دیگران به بهنود کمک کنند. اما بازپرس شاملو
>>>> همانی که کیفرخواست و قرارمجرمیت ریحانه را صادر کرد پرونده ای تحت عنوان
>>>> کلاهبرداری علیه آقایان عزت الله انتظامی و پرستویی تشکیل داد و آنها را به
>>>> دادسرا احضار و تهدید به جلب کرد. در آن زمان قاضی عصمت الله جباری همانی
>>>> که شهلا جاهد را اعدام کرد، مسول اجرای احکام اعدام بود. لایحه ای نوشتم و
>>>> تقدیم قاضی جباری کردم و ایشان با دیدن لایحه عصبانی شدند. تلفن را
>>>> برداشتند با قاضی تردست صحبت کردند. همان روز پرونده بهنود شجاعی را زیر
>>>> بغل گذاشتند و نزد آقای تردست رفتند. بنده خود را در آن روز به شعبه
>>>> رساندم. قاضی تردست با چهار قاضی دیگر در حال استراحت و نوشیدن چای با قاضی
>>>> اجرای احکام بودند. منتظر ماندم و دیدم که قاضی بیرون آمد و گفت فردا برای
>>>> نتیجه دادگاه به اجرای احکام بیایم. فردای آن روز در اجرای احکام پرونده را
>>>> برای مطالعه گرفتم و دیدم که قاضی تردست درخواست قانونی من را رد کرده است
>>>> و گفته که این رضایت چون شفاهی است، درست نیست و بهنود را اعدامش کنید. در
>>>> صورتی که ایشان می توانستند بهنود را از مرگ نجات دهند. چند نفر از فقها
>>>> استفتا داده بودند که گذشت شفاهی در قصاص قابل قبول است و این گذشت قابل
>>>> عدول نیست. بعد از چند روز بهنود شجاعی در کمال ناباوری اعدام شد. حال
>>>> بهنود نیست اما خدا را شکر می کنم که قاضی تردست دیگر قضاوت نمی کنند. هر
>>>> چند می دانم که ایشان امروز بر روی گنج بزرگی به نام دادگاه کیفری استان
>>>> نشسته و از قبول وکالت امرار معاش خوبی می کنند. موضوع بهنود را گفتم تا
>>>> بدانید روش قضات ما بر قضاوتشان چطور می تواندباشد.
>>>>
>>>> و اما مطالبی در مورد اظهارات قاضی تردست:
>>>>
>>>> ایشان در مورد حکمی که صادر شده است چنین گفتند:
>>>>
>>>> چه چیزی ممکن است نظر بنده را در مورد پرونده‌ای که با کمال حوصله، تامل و
>>>> تعمق و در یک دادرسی عادلانه با رعایت تشریفات کامل آیین دادرسی کیفری توسط
>>>> پنج قاضی رسیدگی شده و از ناحیه چند مرجع عالی قضایی اعم از دیوانعالی کشور
>>>> و مراجع نظارتی تأیید شده است، تغییر دهد؟!
>>>>
>>>> ایشان درست گفته اند، قاضی تردست برای محکوم نمودن ریحانه به قصاص از هیچ
>>>> تلاشی دریغ نکردند، همانطور که برای اعلام بهنود شجاعی موفق بوده اند و از
>>>> هیچ تلاشی برای اعدام وی دریغ نورزیدند. ایشان با کمال حوصله، تامل و تعمق
>>>> اما نه در یک دادرسی عالانه هر آنچه که به زیان ریحانه بود را جمع آوری و
>>>> مورد ارزیابی قرار دادند ولی دلایلی که به نفع ریحانه بود را کنار گذاشتند
>>>> و اهمیتی به اظهارات ریحانه نکردند. به خانواده اش تهمت زدند و وی و
>>>> خانواده اش را فردی فاسد معرفی کردند، همانطور که در مصاحبه چنین کردند.
>>>> اخلاق قضاوت حکم می کند که قاضی می بایست بی طرف باید. دلایل له و علیه
>>>> متهم و شاکی را جمع آوری کند از انتقام جویی و رفتار سلیقه ای دوری گزیند.
>>>> اما ایشان در این پرونده در جایی که به ضرر ریحانه بود تا توانستند سفسطه
>>>> کردند اما در جایی که به نفع ریحانه بود سهل و راحت گذر کردند. به عنوان
>>>> مثال در رابطه با کاندوم و شربت بی هوشی در حکمشان نوشتند که توقف مقتول
>>>> جلوی داروخانه و خرید کاندوم و وارد شدن به منزل مجتمع مسکونی و کشف کاندوم
>>>> روی میز پذیرایی که جلوی چشم متهمه بوده است و نیز وجود دو لیوان نوشیدنی و
>>>> دو عدد ساندیس همگی حکایت از یک ارتباط روان و ساده بک زن و مرد است (بند
>>>> بیست صفحه ۲۳ دادنامه ). و اینکه هیچ کوششی برای کشف حقیقت نکردند. حقیقت
>>>> را در ریحانه جستجو کرده بودند در حالی که حقیقت نزد مقتول بود. نه شاملو و
>>>> نه تردست هیچکدام به خود زحمت ندادند و نخواستند که پرینت تلفن و پیام های
>>>> مقتول از مخابرات گرفته شود چرا که به دنبال حقیقت نبودند. اگر پرینت تلفن
>>>> های مقتول اخذ می گردید، مطمنا قاتل اصلی نیز شناسایی می شد. ایشان می
>>>> گویند شیخی وجود خارجی نداشته است در حالی که حتی شیخی در بازجویی ها هم
>>>> شرکت داشته است اما از چنان قدرتی برخوردار بوده است که هیچ کدام از انها
>>>> جرات مواجهه با وی را نداشته اند. از طرفی در پرونده برای شیخی پرونده
>>>> مفتوح بوده است و بعد که تردست ایراد گرفتند، قرار منع تعقیب برای شیخی
>>>> صادر شد.
>>>>
>>>> آقای تردست می گویند:
>>>>
>>>> صادقانه متذکر می‌شوم چون در این پرونده ادعا شده بود مقتول وابسته وزارت
>>>> اطلاعات است و محتمل بود تحقیقات ابتدایی در دادسرا به‌ لحاظ اثرگذاری نهاد
>>>> امنیتی از مسیر قانونی خارج و حقوق قانونی متهمه رعایت نشده باشد، لذا حقیر
>>>> طبق رویه خدمتی (از ابتدای شروع خدمت قضایی از زمان دادیاری) بیش از حد
>>>> معمول و متعارف به این پرونده حساسیت نشان دادم و در جلسات دادرسی مانند یک
>>>> رسیدگی ابتدایی مانند بازپرس تحقیق سوال و جواب کردم.
>>>>
>>>> پاسخ می دهم:
>>>>
>>>> آقای تردست شما نمی بایست از ریحانه در این زمان پرسش و پاسخ می کردید، شما
>>>> می بایست مامورین وزارت اطلاعات را که در جلسات بازپرسی حاضر شده بودند را
>>>> به محکمه می کشاندید. شما می بایست کسانی که ریحانه را به انفرادی انداخته
>>>> بودند و از وی اقرار گرفته بودند را به محکمه می کشاندید. شما می بایست
>>>> حقیقت را در مقتول می کشتید نه در ریحانه.
>>>>
>>>> آقای تردست شما کاملا در اشتباه بودید. ریحانه جوان ۱۹ ساله خامی بود که
>>>> نقش دختر شما را داشت و به شما برای اجرای عدالت پناه آورده بود اما شما با
>>>> حوصله و تامل او را محکوم به اعدام کردید. قاتل و مسببین قتل را رها کردید
>>>> و از ریحانه سوال و جواب کردید.
>>>>
>>>> شما به عنوان یک قاضی عالی رتبه مکلف بودید که حقیقت را بیابید نه اینکه از
>>>> ریحانه بازجویی کنید. بارها در جلسات دادگاه به شما گفتم که حقیقت در نزد
>>>> ریحانه نیست. گوش نکردید و بر اساس حرف های بچگانه او که بسیاری از انها بر
>>>> اثر شکنجه گرفته شده بود، وی را با حوصله به اعدام محکوم کردید.
>>>>
>>>> شما در مصاحبه خود گفته اید:
>>>>
>>>> بنده شخصا در تمامی احکام صادره قصاص، با آموزه‌های اسلامی آرزومندم که در
>>>> مرحله اجرا با توجیه عاقلانه و عادلانه و با عاطفه اولیای دم نسبت به جلب
>>>> رضایت ایشان اقدام و قصاص منتفی شود و در هر مورد که پرونده منجر به رضایت
>>>> شده است، شاکر خداوند رحمان شده‌ام. لیکن با کمال تأسف طبق تجارب
>>>> پرونده‌های مشابه، مداخله و جوسازی سیاسی یک عده حقوقدان سیاسی‌کار و
>>>> خارج‌نشین و داخل کشور که به‌ فکر چهره‌سازی به قصد مخالفت سیاسی با نظام
>>>> حکومتی این کشور و زیر سوال بردن مطلق دستگاه قضایی هستند، همیشه کسب رضایت
>>>> از شکات سخت و ناممکن شده است. این افراد با سوءاستفاده از شبکه‌های گسترده
>>>> اجتماعی و رسانه‌ای متوسل به دروغ و قلب واقعیت‌ شده و با زدن تهمت به
>>>> مقتول موجب کدورت بیش از پیش اولیای دم شده و امکان جلب رضایت ایشان را از
>>>> بین می‌برند.
>>>>
>>>> پاسخ می دهم:
>>>>
>>>> ۱. دروغ می گویید. در پرونده بهنود شجاعی رضایت گرفته شد اما شما وی
>>>> درخواست توقف حکم بنده را رد کردید و اعدام را ترجیح دادید. شما قلمتان
>>>> برای محکوم کردن افراد بسیار تیز و توجیه کنند بود. شبها تا صبح بیداری می
>>>> کشیدید تا اعدام فردی را توجیه کنید و با حوصله و تامل این کار را می
>>>> کردید، شما صدها نفر را به این شیوه اعدام کرده اید.
>>>>
>>>> ۲. در جایی که رسانه های داخلی سانسور شده و توان رساندن صدای وکیل را به
>>>> گوش وجدان عمومی نمی دادند بنده مجبور بوده ام که به رسانه های خارجی پناه
>>>> ببرم. حال که این جملات را می نویسم مطمن هستم که رسانه های داخلی صحبت های
>>>> من را منعکس نمی کنند در حالی که طبق قانون مطبوعات مکلف به انتشار پاسخ
>>>> بنده هستند. بنده به هیچ عنوان نیازی به پناهندگی، پول و مال دنیا را
>>>> نداشتم. سفرهای خارجی ام را می رفتم، خانه ام را داشتم و بهترین ماشین زیر
>>>> پایم بود. از همه اینها به خصوص از همه عزیزانم که در راس آنها مادرم است
>>>> گذشت کردم و خطر را به جان خریدم تا موکلین بی گناهم از مرگ نجات دهم و با
>>>> همین روش ۵۰ نفر را از مرگ نجات دادم. به یقین می گویم اگر رسانه های داخلی
>>>> و خارجی حتی همان ضد انقلاب هایی که شما می گویید نبودند هرگز امکان اینکه
>>>> این افراد نجات یابند وجود نداشت.
>>>>
>>>> در جای دیگری از مصاحبه خود چنین عنوان نموده اید:
>>>>
>>>> در یکی از مراجعات خانواده مقتول به‌ دادگاه به ایشان عرض کردم که وکلای
>>>> متهمه روش غلطی را در دفاع از وی به کار بردند و با طرح تجاوز به‌ عنف، در
>>>> نتیجه نهایی، هم علیه موکله خود اقدام کرده هم موجب ناراحتی شما شدند ولی
>>>> به‌ هر حال پدرتان با آن سن و دارای شان خانوادگی و اجتماعی در ایجاد رابطه
>>>> غیراخلاقی با چنین دختری مرتکب گناه شده است
>>>>
>>>> آقای تردست شما به خوبی می دانستید که مرحوم سربندی رابطه غیر اخلاقی را با
>>>> ریحانه ایجاد کرده است و در این مصاحبه نیز به اقرار کرده اید اما در هیچ
>>>> جایی از دادنامتان چنین اقراری که امروز نموده اید وجود ندارد. شما در همین
>>>> مصاحبه گفته اید که مرحوم سربندی با آن سن و دارای شان خانوادگی و اجتماعی
>>>> در ایجاد رابطه غیراخلاقی با چنین دختری مرتکب گناه شده است. اما چشم خود
>>>> را کاملا بستید.
>>>>
>>>> در ادامه می گویید:
>>>>
>>>> اگر خانم جباری بر خلاف تعلیمات وکلای سیاسی‌منش خود (که با خوراک این‌گونه
>>>> پرونده‌ها زمینه پذیرش پناهندگی سیاسی برای خود فراهم کرده‌اند)، از خود
>>>> صداقت نشان می‌داد و می‌گفت که در شرایط روحی و روانی سخت دچار اشتباه شده
>>>> و از کرده خود اعلام پشیمانی و طلب بخشش می‌کرد، مانند خیلی از پرونده‌ها
>>>> می‌توانست رضایت اولیای دم را که دارای تمکن مالی هستند، بگیرد.
>>>>
>>>> آقای تردست، آنچه که وکلای وی عنوان کرده اند، از ذهن شخصیشان تراوش نکرده
>>>> است و از خود چیزی اضافه نکرده اند، تمام موارد بیان شده، مطالبی بود که در
>>>> پرونده وجود داشت و وزمانی که بنده وارد پرونده شدم با این واقعیات مواجه
>>>> شدم آن وقت شما می خواهید صورت مساله را پاک کنید و واقعیت ها را غیر واقعی
>>>> جلوه داده و مشولیتش را به عهده بنده بیاندازید؟ این برخلاف عدالت و وجدان
>>>> است. بنده تمام تلاش خود را به کار بستم که هم بازپرس و هم شما بتوانید
>>>> واقعیت را بیابید اما چنین نکردید و متمرکز شدید به اقرارهای ریحانه و این
>>>> بزرگ ترین اشتباه شماها بود.
>>>>
>>>> سالانه صدها نفر در ایران اعدام می شوند و صدایشان را هیچ کس نمی شوند.
>>>> آقای تردست با انکه صدای اعدام شدگان شنیده نشده بود، اعدام شدند برای این
>>>> عده چه دارید که بگویید؟ آنها که مصطفایی نداشتند که داد عدالتخواهی سر
>>>> زند.
>>>>
>>>> قسم می خورم بسیاری از پرونده های قضایی در ایران بر اساس دادرسی کیفری
>>>> عالانه نیست. این را می توان اثبات کنم. شما می توانید به دادگاه تجدیدنظر
>>>> مراجعه کنید و ببینید که چند درصد ارایی که توسط دادگاه بدوی صادر می شود
>>>> در تجدیدنظر رد شده است. من با شما چندین پرونده داشته ام که شما حکم به
>>>> اعدام دادید اما دیوانعالی کشور حکم شما را نقض کرده بود.
>>>>
>>>> آیا پرونده نازنین فاتحی را به یاد دارید. یک نفر از قضات در این پرونده
>>>> موافق اعدام بود و آن شما بودید و چهار نفر دیگر حکم به غیرعمد بودن قتل
>>>> توسط نازنین فاتحی دادند.
>>>>
>>>> در رابطه با این پرونده هم شاملو و هم آقای تردست اظهارنظر هایی کرده اند
>>>> که نشان از عدم استحقاق ریحانه به اعدام داشته و از دلایل اعاده دادرسی
>>>> محسوب می شود.
>>>>
>>>> به این جملات آقای تردست در پاسخ به این سوال که یعنی ریحانه با قصد قبلی
>>>> مرتکب قتل شده بود؟ توجه کنید:
>>>>
>>>> خانم جباری با خودشیفتگی به دنبال اثبات خود به خانواده بحران‌زده‌اش بود و
>>>> شاید با روحیه مردانه خود، فکر می‌کرد کنترل سرویس دادن‌هایش دست وی است و
>>>> بازیچه‌شدن را تحمل نمی‌کرد و لذا وقتی مقتول به‌ طرف وی می‌آید تا او را
>>>> طبق معمول این‌گونه روابط، لمس کند، وی امتناع کرده و در مقابل این جمله که
>>>> «روسری‌ات را درآر و راحت باش. جایی نمی‌تونی بری»، به‌شدت عصبانی و وقتی
>>>> مقتول برای نماز دوم به‌ طرف سجاده می‌رود، ریحانه بدون اعلام اعتراض و یا
>>>> فریاد اینکه می‌خواهد منزل را ترک کند از کیف خود چاقوی ۲۵ سانتی تازه
>>>> خریداری شده را درآورده و ناگهان از پشت به کتف او با شدت ضربه می‌زند که
>>>> به‌ علت بلندی تیغه، چاقو از بین استخوان‌ها وارد فضای سینه شده و ناف اصلی
>>>> ریه را می‌شکافد و حتی چاقو را هم با خود می‌برد و با جلد مقوایی زیر تختش
>>>> پنهان می‌کند. آثار خون در سجاده و صندلی کنار آن مشهود و در پرونده مضبوط
>>>> است.
>>>>
>>>> باید به صراحت بگویم که هیچ آثار خونی بر سجاده نبوده است و در قسمت
>>>> پذیرایی و میز آرایش آثار خون وجود داشت. اما جملات بالا نشان می دهد که
>>>> قرار بر این بود که مقتول به ریحانه تجاوز کند اما چون ریحانه می خواست خود
>>>> را کنترل کند اجازه چنین کاری را نمی داد. در اینجا شما به یک موضوع توجه
>>>> نکرده اید و آن نقش نفر سوم بوده است.
>>>>
>>>> بنده به یقین حتم دارم که قرار بر این بود که شیخی نیز با ریحانه ارتباط
>>>> جنسی برقرار کند به همین دلیل در بیرون از منزل منتظر بود تا کار مقتول
>>>> تمام شود و وی کارش را شروع کند. وقتی که مقتول با ضربه چاقو مجروح شد، در
>>>> این زمان شیخی وارد خانه شد. او اوضاع را آشفته دید و برخی از اسناد و
>>>> مدارکی که در منزل بود را برداشت و در اصل به سرقت برد به همین دلیل وقتی
>>>> که مقتول از منزل خارج می شود فریاد می زند... دزد... دزد ... و همسایه ها
>>>> این کلمه را به کرات شنیده بودند... اما شما غافل بودید و تنها می خواستید
>>>> با بازجویی کردن از ریحانه او را محکوم کنید. شما حتی توان این را نداشتید
>>>> که صورتجلساتی که توسط وزارت اطلاعات تنظیم شده بود را از انها بگیرید یا
>>>> اینکه پرینت تلفن وی را دریافت و بررسی کنید.
>>>>
>>>> آقای شاملو هم چنین نکرد و بزرگترین دلیل این پرونده که مبنی بر بی گناهی
>>>> ریحانه است را معدوم کرد. آقای شاملو حتی مصاحبه اش گفت که چون خانواده
>>>> مقتول یقین ندارند که قاتل ریحانه است این حکم از نظر شرعی قابل اجرا نیست.
>>>>
>>>>
>>>> شما در پاسخ به این سوال یعنی ضربه ریحانه نوعا کشنده بود؟ گفته اید:
>>>>
>>>> مشخصا ضربه وارده ریحانه به‌ علت نوک تیز بودن کارد و تیغه فولادی بلند آن،
>>>> ضربه را نوعا کشنده می‌کند زیرا وارد ریه شده بود. ادعای ضربه ساده به کتف
>>>> که از سوی آقای مصطفایی طرح شده خلاف نظریه صریح کالبدشکافی مرکز پزشکی
>>>> قانونی است.
>>>>
>>>> در حالی که چنین نیست. نوک تیز بودن کارد و تیغه فولادی به خودی خود وقتی
>>>> به کتف وارد شود کشنده نیست. ضربه چاقو به میزان هشت سانت از بالا به پایین
>>>> کتف مقتول وارد شده است. آن هم در سمت راست بدن وی نه در سمت چپش که احتمال
>>>> مرگ سریع وجود داشته باشد. ضربه وارده کشنده نبود و خونریزی شدید طبق نظریه
>>>> پزشکی قانونی علت تامه مرگ بوده است. اگر ریحانه قصد قتل داشت چندین ضربه
>>>> چاقو وارد می کرد نه اینکه یک ضربه به کتف مقتول وارد کند.
>>>>
>>>> به آنچه گفتم بسنده می کنم و تنها یک درخواست از خانواده محترم آقای سربندی
>>>> دارم و آن اینکه اگر موضوع شروع به تجاوز مطرح شد نه برای از بین بردن
>>>> حیثیت خانوادگی شما بوده است. این موارد حقیقت هایی بود که از بدو امر
>>>> اعلام شد. شما خود به خوبی می دانید که ریحانه قربانی است حال این قربانی
>>>> در ذهن خود چنین تصوراتی را داشته و در عمل نیز به این موارد گرایش پیدا
>>>> کرده است. اما همه ما و شما می دانیدکه مستحق اعدام نیست. او را اعدام
>>>> نکنید و جان او را نگیرید. مطمنم که با اعدام ریحانه هیچ دردی از شما درمان
>>>> نخواهد شد اما روح مرحوم سربندی را شاد خواهید کرد.
>>>>
>>>> ریحانه سالها پیش مرده است و کشتن ریحانه توسط شما هیچ فایده ای برای هیچ
>>>> کس جز داغ دیگری برای خانواده اش ندارد.
>>>>
>>>> ریحانه را به مادرش برگردانید....
>>>>
>>>> محمد مصطفایی
>>>>
>>>> وکیل پیشین ریحانه جباری
>>>>
>>>>
>>>> --
>>>> اين ايميل را براي دوستان خود هم بفرستيد.
>>>> و به آنها بفرماييد روي خط پايين كليك كنند تا آنها هم عضو گروه شوند و
>>>> براي آنها هم مطالب خوب و جالب بفرستيم
>>>> http://groups.google.com/group/taf_sar/subscribe
>>>> ---
>>>> ‏این پیام را به خاطر این دریافت کردید که برای مبحثی در گروه «تفريح و
>>>> سرگرمي» در Google Group ثبت‌نام شده‌اید.
>>>> جهت لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیل از آن، ایمیلی به
>>>> taf_sar+unsubscribe@googlegroups.com ارسال کنید.
>>>> از این گروه در http://groups.google.com/group/taf_sar بازدید کنید.
>>>> برای گزینه‌های بیشتر از https://groups.google.com/d/optout بازدید کنید.
>>>
>>>
>>>
>>> --
>>> saman homan
>>>
>>> --
>>> اين ايميل را براي دوستان خود هم بفرستيد.
>>> و به آنها بفرماييد روي خط پايين كليك كنند تا آنها هم عضو گروه شوند و براي
>>> آنها هم مطالب خوب و جالب بفرستيم
>>> http://groups.google.com/group/taf_sar/subscribe
>>> ---
>>> ‏این پیام را به خاطر این دریافت کردید که برای مبحثی در گروه «تفريح و
>>> سرگرمي» در Google Group ثبت‌نام شده‌اید.
>>> جهت لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیل از آن، ایمیلی به
>>> taf_sar+unsubscribe@googlegroups.com ارسال کنید.
>>> از این گروه در http://groups.google.com/group/taf_sar بازدید کنید.
>>> برای گزینه‌های بیشتر از https://groups.google.com/d/optout بازدید کنید.
>>
>> --
>> اين ايميل را براي دوستان خود هم بفرستيد.
>> و به آنها بفرماييد روي خط پايين كليك كنند تا آنها هم عضو گروه شوند و براي
>> آنها هم مطالب خوب و جالب بفرستيم
>> http://groups.google.com/group/taf_sar/subscribe
>> ---
>> ‏این پیام را به خاطر این دریافت کردید که برای مبحثی در گروه «تفريح و
>> سرگرمي» در Google Group ثبت‌نام شده‌اید.
>> جهت لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیل از آن، ایمیلی به
>> taf_sar+unsubscribe@googlegroups.com ارسال کنید.
>> از این گروه در http://groups.google.com/group/taf_sar بازدید کنید.
>> برای گزینه‌های بیشتر از https://groups.google.com/d/optout بازدید کنید.
>
> --
> اين ايميل را براي دوستان خود هم بفرستيد.
> و به آنها بفرماييد روي خط پايين كليك كنند تا آنها هم عضو گروه شوند و براي
> آنها هم مطالب خوب و جالب بفرستيم
> http://groups.google.com/group/taf_sar/subscribe
> ---
> ‏شما به این دلیل این پیام را دریافت کرده‌اید که در گروه Google Groups "تفريح
> و سرگرمي" مشترک شده‌اید.
> برای لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیل‌های آن، ایمیلی به
> taf_sar+unsubscribe@googlegroups.com ارسال کنید.
> از این گروه در http://groups.google.com/group/taf_sar دیدن کنید.
> برای گزینه‌های بیشتر، از https://groups.google.com/d/optout دیدن کنید.
>

--
اين ايميل را براي دوستان خود هم بفرستيد.
و به آنها بفرماييد روي خط پايين كليك كنند تا آنها هم عضو گروه شوند و براي آنها هم مطالب خوب و جالب بفرستيم
http://groups.google.com/group/taf_sar/subscribe
---
‏شما به این دلیل این پیام را دریافت کرده‌اید که در گروه Google Groups "تفريح و سرگرمي" مشترک شده‌اید.
برای لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیل‌های آن، ایمیلی به taf_sar+unsubscribe@googlegroups.com ارسال کنید.
از این گروه در http://groups.google.com/group/taf_sar دیدن کنید.
برای گزینه‌های بیشتر، از https://groups.google.com/d/optout دیدن کنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر