ه‍.ش. ۱۳۹۳ خرداد ۱۷, شنبه

{تفريح و سرگرمي}, [22905]

با سلام
جناب آقاي موحد زاده نمي خواهم با مطالبي كه شما نوشته ايد مخالفت و يا موافقت كنم.
ولي وقتي مطالبي كه درمورد نجاست را فرستادي يك حرف بحق هم داشتيد. و حرف بحق شما اين بود كه نوشتن رساله به اين نحو باعث مي شود، افراد غير مسلمان اين مطالب را نوعي توهين به خود قلمداد كنند و از دين گريزان شوند. در صورتيكه يك روحاني وظيفه دارد، ديگران را بطرف دين خود جلب كند.
اين انتقاد را بايد منتقل كرد. ولي شرط اول انتقاد اين است كه ما از دلايلي  استفاده كنيم كه فرد انتقاد شونده آنرا جزو اصول خود مي داند. اگر از مطالب ديگري استفاده شود. فرد انتقاد شونده ممكن است آنرا نپذيرد و يا اينكه در مقابل آن موضع بگيرد. كه در آن صورت ما به هدف انتقاد خود نرسيده ايم.
بنظرم با اين استدلال مطالب شما تا همين مقدار كافي باشد. شما مي توانيد همين مطلب خود را به سمع و نظر هر روحاني و يا مرجع تقليدي كه مي شناسيد برسانيد. اگر آنها به حرف شما توجه كردند و خواستند تغييري انجام دهند. آن موقع مي توانيد بقيه مطالب خود را هم بصورت شفاهي به آنها بگوييد.
لذا براي ابتداي انتقاد همين مقدار مطلب بنظرم كفايت مي كند.

---------- Forwarded message ----------
From: Hossin Movahedzadeh <h.movahedzadeh@gmail.com>
Date: 2014-06-07 10:42 GMT+04:30
Subject: {تفريح و سرگرمي}, [22901] ضمن تشکر از جناب آقای احمد قربانی
To: taf_sar <taf_sar@googlegroups.com>


از اینکه این برادر گرامی اقدام به تأسیس سایتی بمنظور هم فکری و هم
اندیشی بین مخاطبین کرده اندخرسندم و به این دوست فهیم تبریک میگویم.
اینجانب مطلب ارسالی خود در خصوص احکام نجاسات به این گروه را در سایت
rooshan.ir خواندم. البته همه ی متن  مقاله مندرج در سایت روشن, متعلق به
این جانب نیست و جناب خود بر آن تعریض داشته و بخش نتیجهگیری را خود
تکمیل کرده اند به شرح ذیل:

پیشنهاد می شود. احکام نجاسات به سه دسته تقسیم شود. 1- نجس و پاکی در
عبادت  2- نجس و پاکی در مواد خوراکی  3- نجس و پاکی در برخورد های
اجتماعی

واقعا نجسی و پاکی در این سه دسته با هم متفاوت است. مثلا خاک در احکام
عبادت پاک است ولی در احکام مواد خوراکی نجس است و نباید خورد.  پس مناسب
است، نجس و پاکی در عبادت و مواد خوراکی  از هم جدا شود .

نجس و پاکی در برخورد های اجتماعی با آن دو كاملا متفاوت است.

در مورد نجس بودن کافر يا غير مسلمان ، آیه صریح قرآن این است که کافران
نجس هستند ونباید به شهر مکه وارد شوند. این موضوع عقلایی است. در شهر
مکه مناسکی انجام می شود که حتماً فرد باید مسلمان باشد. و غیر مسلمان
نباید وارد شهر مكه شوند. در اينجا نجس بودن غير مسلمان به منزله عدم
ورود او به شهر مكه است.  اين موضع را يك غير مسلمان توهين به خود قلمداد
نمي كند. چون غير مسلمان نيازي به انجام مناسك حج و مكه ندارد.

مسئله دوم ازدواج است. افراد کافر نمی توانند با با يك فرد مسلمان ازدواج
کنند. در اينجا قرآن لفظ نجس بودن غير مسلمان را در مورد ازدواج بيان
نكرده است. ولي براي آن حرمت قائل شده است.  اين موضوع هم عقلايي است. به
هر فرد غير مسلماني كه گفته شود.شرط مسلمانان براي ازدواج دين مشترك است،
مي پذيرد . و آنرا توهين به خود قلمداد نمي كند. چون يكي از اصول مسلم
ازدواج داشتن تفاهم بين زن و مرد است. يكي از راههاي تفاهم هم داشتن
اعتقادات يكسان است. اگر اعتقادات يكسان نباشد. ادامه زندگي با مشكلات
زيادي مواجه است.

درجاي ديگر  همکاری با افراد غير مسلمان منع شده است.  چون کافران ممکن
است بر علیه دین اسلام اقداماتی انجام دهند در نتیجه در همکاری با افراد
کافر باید احتیاط شود، بطوریکه همکاری باعث ضربه زدن به دین اسلام  نشود.
اين هم يك دليل عقلي است كه غير مسلمان هم آنرا مي فهمد و آنرا توهين به
خود قلمداد نمي كند

دلایل فوق و دلایل دیگری که در اينجا گفته نشده است،  موجب می شود، تا
مسلمانان در رفتار خود  با  افراد غیر مسلمان احتیاط کنند. این رفتار
احتیاط آمیز را پیامبر اکرم (ص) و معصومین هم داشتند.  ولی  پيامبر اكرم
(ص) و ساير معصومين با کافران  و افراد مخالف خود رفتار ملایم و نرمی
داشتند ، بطوریکه باعث جذب غیر مسلمانان و مخالفين خود می شدند.

به عبارت ديگر رفتار پيامبر اكرم (ص) و معصومين موجب توهين و اذيت و آزار
به غير مسلمانان نمي شد. لذا آنها بعد از مدتي مراوده و معاشرت، مسلمان
مي شدند. ولي شكل بيان احكام نجاسات در رساله ها و فهم مقلدين از اين
احكام،  باعث مي شود تا افراد غير مسلمان اين احكام را توهين به خود
قلمداد كنند و از دين اسلام دوري كنند.

بنظر مي رسد اين نحوه بيان بايد تغيير كند.

لذا یپشنهاد کلی این است که احکام پاكي و نجاسات در روابط اجتماعي ،
بصورتی بازبینی شود که موجب بیزاری غیر مسلمانان از اسلام نشود.

به اميد روزي كه غير مسلمانان شيفته رفتار و كردار مسلمانان شوند و جذب اسلام شوند

من باز ضمن تشکر از جناب قربانی که سعی کرده اند از مطلب من نتیجه مطلوب
و احسن اتخاذ کنند, ولی حقیقتا مقصود و مراد من کاملا آن چیزی نبود که
جناب قربانی نیت خوانی کرده اند.
اولا ایشان در طرح موضوع گفته اند که ما کاری به محتوای احکام نداریم چون
آنها بحثهای فقهی هستند و اینگونه مباحث در حیطه متخصصان فقه است و ما
نباید وارد آن شویم, در حالی که من با این دیدگاه نمیتوانم موافق باشم.
اصولا روحانیون مردم را با همین استدلال از ورود به مباحث دینی برحذر
میدارند و درواقع منع میکنند. من حق دارم که بگویم احکام امروز دیگر
جوابگوی نیازهای  بشر امروز نیستند و ما نمیتوانیم به بهانه ی فقهی بودن
احکام کفر و نجاسات از ورود به آنها خودداری کنیم و به علما نگوییم که
این احکام ادعایی شما غیر انسانی هستند و باید از ریشه و بن تغییر کنند.
ما تا کی و تا کجا باید به اصطلاح به توجیه و  ماستمالی کردن احکام
بپردازیم و دچار تناقض و دوگانهگویی شویم؟
آقای قربانی نوشته اند که آیه داریم که کافران وارد مکه نشوند و این امر
طبیعی است و هیچ کافری از این حکم نمیرنجد, جناب قربانی ما اصلا در مورد
کافر و غیر کافر بحث داریم که امروزه و در این دهکده ی کوچک جهانی معنی
ندارد که انسانها را بر اساس اعتقاداتشان طبقهبندی کنیم. در خصوص این آیه
هم باید عرض کنم که اگر غیر مسلمانان بخواهند بعنوان توریست از مکه دیدن
کنند آیا باید جلوی آنها را گرفت؟ آیا این باعث نمیشود که دیگرانی هم
مسلمانان را از ورود به کشورها و شهرهایی منع کنند و آیا این خود به
منازعه و اختلاف و دشمنی تبدیل نخواهد شد؟
باز در خصوص ازدواج هم گفته اند که این بخاطر تفاهم بین زن و مرد بوده که
اسلام ازدواج با کفار را منع کرده است, ولی جناب قربانی اگر اینگونه بود
که این ممنوعیت باید شامل دو طرف قضیه یعنی هم زن و هم مرد شود, ولی
میدانید که ازدواج مرد مسلمان با زن کافر بلا اشکال است و این فقط زن
بدبخت است که نباید حق انتخاب داشته باشد و نمیتواند با یک مثلا!! کافر
ازدواج کند.
در مورد اینکه بهتر است احکام نجاسات به نجاسات در عبادات و خوراکیها و
امور اجتماعی تقسیم شود البته قدمی به جلوست ولی خود در مثالی که در مورد
خاک گفته اید بخوبی مطلب را ادا نکرده اید چون اسلام خوردن خاک را نجس و
حرام اعلام نکرده است بلکه این علم است که آن را بخاطر مضر بودن و آلوده
بودن منع کرده است. بنا بر این, اینکه سعی کنیم تلاش کنیم احکام اسلام را
ناشی از حکمت و منطقی که در پشت آن نهفته است, تلقی کنیم, تلاشی نه چندان
موفق است. مثلا در مورد عدم ازدواج زن مسلمان و مرد غیر مسلمان اصلا
بخاطر تفاهم نبوده و قضیه ابعاد سیاسی دارد که مبادا تعداد کافران زیاد
شود و در این افزایش مسلمانان هم نقش داشته باشند.
در مورد عدم ورود کافران به مکه هم موضوعی سیاسی بوده مربوط به زمان خود
پیامبر, و امروزه اصلا کاربرد و کارایی ندارد, و ما با شجاعت باید آن را
اعلام کنیم و اینقدر به توجیه کردن نپردازیم.
دوستان باز هم میگویم: باید به انسان و انسانیت روی آوریم, مذاهب نباید و
حق ندارند بین انسانها خط کفر و نجاست بکشند. امروز برادر یا خواهر چینی
یا ژاپنی یا هندی من دشمن من نیست نجس نیست انسان است اگر به مکه هم برود
هیچ تهدید و خطری برای این شهر ایجاد نمیکند.
پس بیایید واقعا معتقد باشیم که: چشمها را باید شست, جور دیگر باید دید.

در پایان از جناب قربانی میخواهم که این مطلب مرا در بخش دیدگاه های
سایتشان قرار دهند.
از سرکار خانم طوسی و آقای رضایی هم میخواهم که مطلبی را که در خصوص
اهمیت توحید به گروه ارسال کردم و ایشان آن را منتشر نکردند, آن را منتشر
کنند تا  جناب قربانی آن را در سایت قرار دهند.

--
اين ايميل را براي دوستان خود هم بفرستيد.
و به آنها بفرماييد روي خط پايين كليك كنند تا آنها هم عضو گروه شوند و براي آنها هم مطالب خوب و جالب بفرستيم
http://groups.google.com/group/taf_sar/subscribe
---
‏شما به این دلیل این پیام را دریافت کرده‌اید که در گروه Google Groups "تفريح و سرگرمي" مشترک شده‌اید.
برای لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیل‌های آن، ایمیلی به taf_sar+unsubscribe@googlegroups.com ارسال کنید.
از این گروه در http://groups.google.com/group/taf_sar دیدن کنید.
برای گزینه‌های بیشتر، از https://groups.google.com/d/optout دیدن کنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر