
شاعر براي فاطميه كم مي آورد
هر بيت يك مصيبت اعظم مي آورد
قافيه هاش شال عزا بسته بر كمر
در هر رديف دسته ي ماتم مي آورد
از كوچه هاي سينه زني رد كه مي شوم
يك خاطره ز كوچه به يادم مي آورد
باز اين چه شورش است كه در كوچه هاي شهر
حال و هواي ماه محرم مي آورد؟
ديگر نياز نيست به سبك و به مرثيه
"مادر" فقط همين كلمه غم مي آورد
اصلا تو تاكنون غم مادر چشيده اي؟!
ديدي غمش چه بر سر آدم مي آورد؟!
مادر، پسر، غلاف، پدر، تازيانه، در ...
اين واژه ها خدا چه به روزم مي آورد!
نامردي است بازي اين دهر حقه باز
هجده بهار برده، قدي خم مي آورد
ديگر توان شعر نوشتن نمانده است
شاعر براي فاطميه كم مي آورد!
***
اما تمام مي شود اين دردهاي ما
دردانه اش ميايد و مرهم مي آورد
شاعر : داود رحيمي
=>=>=>=>=>=>=>=> آیا به همان میزان که کلاس "دشمن شناسی" میرویم در کلاس "دوست شناسی" هم شرکت می کنیم؟ <=<=<=<=<=<=<=<=
دریافت این پیام بدلیل ثبت نام شما در گروه است گروه Google Groups "لیمو
»« Lemon".
جهت ارسال به این گروه، ایمیل را ارسال کنید به lymoo@googlegroups.com
برای سایر گزینه ها، به این گروه مراجعه کنید در
http://groups.google.com/group/lymoo?hl=fa?hl=fa

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر