رفاقت
رفاقت شانه میخواهد
از آنهایی که بر آن می توان تا صبح؛
بی شک,
بی هراس از خنجر تند خیانت,
بی صدا و بی ریا با بغض خود
اشک مداوم ریخت
هادی بهروزی
رفاقت شانه میخواهد
از آنهایی که بر آن می توان تا صبح؛
بی شک,
بی هراس از خنجر تند خیانت,
بی صدا و بی ریا با بغض خود
اشک مداوم ریخت
هادی بهروزی

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر