۱۳۹۰ تیر ۳, جمعه

[گروه لیمو:5902] شُکلات شهادت




*بسم رب المهدی الغریب العزیز*


....یکی از شکلات‌ها رو برداشتم. صدا زدم: «منصور، بگیر! نصفش کن! همش رو حالا نخور!» دیدم جواب نمی‌ده. صداش کردم. جوابی نداد. سرم رو بالا کردم.....


http://sayeban14.blogfa.com/post-227.aspx


بارهاگفت محمد که علی جان من است
هم به جان علی وجان محمد  صلوات
یاعلی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر