۱۳۹۰ تیر ۳, جمعه

[گروه لیمو:5912] یک انسان دویست وپنجااه ساله؟؟!!

انسان250 ساله
اصلاً ائمهعليهم‌السلام آيا يك زندگى سياسى داشتند يا نه؟ آيا زندگى ائمهعليهم‌السلام فقط اين بود كه يك عده شاگرد، يك عده مريد، يك عده علاقه‌مند را دور خودشان جمع كنند، احكام نماز و احكام زكات و احكام حج و اخلاقيات اسلامى و معارف و اصول دين و عرفان و اين چيزها را به آنها بيان كنند و همين و بس. يا نه، غير از اين چيزهايى كه گفته شد و روح آنچه كه گفته شد، يك چهارچوب ديگرى در زندگى ائمه است كه آن همان زندگى سياسى ائمهعليهم‌السلام است؛ اين يك مطلب بسيار مهمى است كه بايد روشن شود. البته در فرصت‌هاى كوتاه جاى بحث استدلالى و مشروح نيست. من رئوس مطالب را عرض مى‌كنم براى اين‌كه آن كسانى كه شوق دارند دنبال اين مسأله بروند، با اين چهارچوب يكبار ديگر روايات را نگاه كنند و كتب تاريخ را ببينند، آن وقت معلوم مى‌شود كه زندگى موسى‌بن‌جعفر يا ائمه‌ى ديگر ما عليهم‌السلام چه حقيقتى است كه امروز هم همچنان مبهم و ناگفته و ناشناخته است. ائمهعليهم‌السلام بعد از آنكه احساس كردند، در محيط امامت و محيط اهل‌بيت احساس شد، كه هدف پيغمبر برآورده نشد يعنى «يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة[1]» انجام نگرفت، بعد از آنى كه ديدند كه تشكيل يك نظام اسلامى، تشكيل يك دنياى اسلامى آن‌طورى كه پيغمبران خواسته بودند بعد از دوران صدر اول، به كلى فرمواش شد، جاى نبوت و امامت را سلطنت گرفت، كسری‌ها و قيصرها و قلدرها و اسكندرها و ديگر نامداران ظالم و طاغى تاريخ در لباس جانشينى و خلافت با نام سلسله‌ى بنى‌اميه و بنى‌عباس روى كار آمدند، و قرآن به آن شكلى كه ارباب ملك و قدرت مى‌خواستند تفسير شد، و ذهن‌هاى مردم تحت تأثير عملكرد خائنانه‌ى آن عالمانى كه سر در آخور مطامع و محبت‌هاى مادى ارباب حكومت و ملك داشتند، قرار گرفت، بعد كه اينها را ديدند يك نقشه‌ى كلى در زندگى ائمه به وجود آمد.
اينى كه مى‌گويم ائمه يعنى همه‌ى ائمه؛ از اميرالمؤمنين تا امام عسگرىعليهم‌السلام. بنده بارها گفتم زندگى ائمهعليهم‌السلام را كه دويست‌وپنجاه سال طول كشيده، زندگى يك انسان به حساب بياوريم، يك انسان دويست‌وپنجاه ساله؛ از هم جدا نيستند «كلّهم نور واحد» هر كدام از اينها كه يك حرفى زدند اين حرف در حقيقت از زبان آن ديگران هم هست. هر كدام از اينها كه يك كارى انجام داده‌اند، اين در حقيقت كار آن ديگران هم هست. يك انسانى كه دويست‌وپنجاه سال گویى عمر كرده است. تمام كارهاى ائمه در طول اين دويست‌وپنجاه سال كار يك انسان با يك هدف، با يك نيت، و با تاكتيك‌هاى مختلف است.23/1/1364
اين بزرگواران يک واحدند، يک شخصيتند. شک نميشود کرد که هدف و جهت آنها يکي است. پس ما به‌جاي اينکه بياييم زندگي امام حسن‌مجتبي و امام حسين و امام سجادعليهمالسلام را جداگانه تحليل کنيم -تا احياناً در دام اين اشتباه خطرناک بيفتيم که سيره‌ی اين سه امام به خاطر اختلاف ظاهري با هم متعارض و مخالفند- بايد يک انساني را فرض کنيم که دویست‌وپنجاه سال عمر کرده، و در سال یازده هجرت قدم در يک راهي گذاشته و تا سال دویست‌وشصت هجري اين راه را طي کرده است.
تمام حرکات اين انسان بزرگ و معصوم با اين ديد قابل فهم و قابل توجيه خواهد بود. هر انساني که از عقل و حکمت برخوردار باشد -ولو نه از عصمت- در يک حرکت بلندمدت، تاکتيک‌ها و اختيارهاي موضعي خواهد داشت. گاهي ممکن است لازم بداند که تند حرکت کند و گاهي کند، گاهي حتي ممکن است به عقبنشيني حکيمانه دست بزند، اما همان عقبنشيني هم از نظر کسانيکه علم و حکمت و هدف‌داري او را ميدانند، يک حرکتِ به جلو محسوب ميشود. با اين ديد، زندگي اميرالمؤمنين، زندگي امام مجتبي، زندگي حضرت اباعبدالله و زندگي هشت امام ديگر -تا سال دویست‌وشصت- يک حرکت مستمر است.28/4/1365
ائمة ما در طول اين دويست‌وپنجاه سال امامت -از روز رحلت نبى‌مكرم اسلامصلّى‌الله‌عليه‌واله تا روز وفات حضرت عسكرى، دویست‌وپنجاه سال است- خيلى زجر كشيدند، كشته شدند، مظلوم واقع شدند و جا هم دارد برايشان گريه كنيم؛ مظلوميتشان دل‌ها و عواطف را به خود متوجه كرده است؛ اما اين مظلوم‌ها غلبه كردند؛ هم مقطعى غلبه كردند، هم در مجموع و در طول زمان.30/5/1383


[1] . سوره‌ی مبارکه‌ی آل عمران/ آیه‌ی 164، «... پاكشان كند و كتاب و حكمتشان بياموزد.»
 
نقش ائمه در احیای دین"تالیف علامه سید مرتضی عسگری"
××××××××××××××××××××××××××××××××××
...«لَبّيکَ يا حُسَين» يَعني أنَّکَ تَکونُ حاضِراً في المَعرَکَة،
وَلو کُنتَ وَحدَه ، وَلو تَرَکَکَ النّاس ، وَاتَّهَمَکَ النّاس ، وَخَذَلَکَ النّاس؛
«لبّيکَ يا حُسَين» يَعني أن تَکونَ أنتَ و مالُکَ وَ أهلُکَ وَ أولادُکَ في هذه المَعرَکة؛
هذا يَعني «لََبَّيکَ يا حُسَين»....

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر