۱۳۹۰ تیر ۴, شنبه

[گروه لیمو:5948] حتی بعد هزار سال؟

مردي بنام کامران در جمعي نشسته بود ،
ناگهان بادي صدا دار از او خارج شد.
و جماعت به او خنديدند ، کامران بسيار خجالت کشيد.
و از خدا خواست که او را چون اصحاب کهف به خوابي هزار ساله ببرد و دعايش مستجاب شد .
و او پس پس از هزار سال از خواب بيدار شد و چون احساس گرسنگي مي کرد به نانوائي رفت و سکه اي براي خريد نان به نانوا داد .
نانوا نگاهي به سکه انداخت و گفت سکه گران بهائيست.
بايد مال دوران کامران گوزو باشد




--
--~--~---------~--~----~------------~-------~--~----~
-------------------ـگروه‌فرهنگی‌لیموـ----------------------
جهت بازدید از وبسایت گروه http://lymoo-group.ir
قابل توجه تازه‌واردا جهت مشاهده قوانین گروه http://lymoo-group.ir/lymoo-grooh
جهت ارسال به این گروه، ایمیل را ارسال کنید به lymoo@googlegroups.com
آدرس آینده گروه لیمو https://groups.google.com/forum/#!forum/lymoo
آدرس فعلی گروه http://groups.google.com/group/lymoo?hl=fa
-------------------ـگروه‌فرهنگی‌لیموـ----------------------
-~----------~----~----~----~------~----~------~--~---

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر