یه روز یه بسیجی واقعی بود اسمش مهدی بود! میره جبهه فرمانده میشه و میخواستن عملیات کنن میره میزنه به صف صدامیان و تا غرب دجله میره... چند روز بعد نیروهاش محاصره میشن اما او کنار دوستاش میمونه و تا آخرین قطره خونش می جنگه... وقتی زخمی بوده میخوان برش گردونن قایقشو تو آب میزنن ولی جسدش رو دجله می بره تا طبق وصیتش حتی یه وجب هم از خاک این دنیارو نگیره ...
روحت شاد آقا مهدی باکری...
--
اين ايميل را براي دوستان خود هم بفرستيد.
و به آنها بفرماييد، روي خط پايين كليك كنند تا براي آنها هم مطالب خوب و جالب بفرستيم
http://groups.google.com/group/taf_sar/subscribe
اين ايميل بدليل عضويت شما در گروه تفريح و سرگرمي است.
ايميل گروه اين است. taf_sar@googlegroups.com
اگر از دست ما ناراحت هستيد و نمي خواهيد مطالب ما بدست شما برسد پس خط پايين را كليك كنيد.
taf_sar+unsubscribe@googlegroups.com

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر