ظرف غذای نذری همسایه را نگرفتم،
هاج و واج نگاهم کرد.
گفتم غذا پخته ام و این زیادی است...
به او نگفتم که اگر فقط ده دقیقه سرکوچه بایستد حتما یک نفر را می بیند که سطل آشغال بزرگ را می کاود برای یافتن لقمه ای نان...
دوروبرم پر است از یتیم ، نیازمند و کودکان خیابانی.......
هاج و واج نگاهم کرد.
گفتم غذا پخته ام و این زیادی است...
به او نگفتم که اگر فقط ده دقیقه سرکوچه بایستد حتما یک نفر را می بیند که سطل آشغال بزرگ را می کاود برای یافتن لقمه ای نان...
دوروبرم پر است از یتیم ، نیازمند و کودکان خیابانی.......
یــــــــــــــک محل را نذری میدهید، بی آنکه حواستان باشد
نیازمندان، زورشان به صف ایستادن نمیرسد
و اگر هم برسد، از لباسهایشان خجالت می کشند......
نیازمندان، زورشان به صف ایستادن نمیرسد
و اگر هم برسد، از لباسهایشان خجالت می کشند......
نذرتان قبول!
که هم محلی هایتان
از زعفران برنج نذریتان تعریف میکنند......
که هم محلی هایتان
از زعفران برنج نذریتان تعریف میکنند......


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر