با سپاس از یکی از یاران گلها،منوچهر گرامی که ترجمه این ترانه زیبای
شمالی,مازندرانی را برای من فرستاد.آرتین
خدایا یار داره میاد ودل بیدارم داره میاد وصدای یارم داره میاد
ودل بیدارم داره میاد, بیا دلبر جانم وبنشینیم کنارچشمه
دیگر بس است وبس است, خدایا دلم دیگر خسته شده
دستت را در دستم بگذار, وبیا که جدائی دیگر بس است
وبیا که جدائی دیگربس است وای در این غروب غمناک
خبر نداری دلبر جانم که دیگر تنهاشدم وشیدا شدم وبین مردم رسواشدم
خبر نداری که دلم برات تنگ شده در این تنگ غروب و دراین صحرا ناله ها
دارم
شب فرا رسید و غصّه ی من چون کوه، سنگین شده.ودر کنار تو نشستن آرزوئی شد
در دلم
آرزوئی شده ,خبرت نیست که دلم تنگت شده
آری در این تنگ غروب در این صحرا ناله ها دارم
بازهم شب فرارسیدو غصّه ام چون کوه سنگین شد
ودرکنارت نشستن آرزوئی شد در دلم
آرزوئی شدو بازهم شب شد وغصّه ام چون کوه سنگین شد
و در کنارتو نشستن آرزوئی شده در دلمآرزوئی شد در دلم ,خدایا یارداره
میاد
---
On 8 Jan., 16:41, artin20 <
amirto...@yahoo.de> wrote:
> ترانه محلی بسیار زیبایی از شمال ایران به نام،خبر نری میدل ترا
> تنگه.آرتین
>
>
http://www.4shared.com/mp3/mBnxA27w/Tarane_MahaliKhabar_NareiMi_De.htm>
>
http://www.mediafire.com/?kiaptb2fuigb17x>
>
http://radio-golha.mihanblog.com/post/668>
> ---
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر