یاددارم ،درغروبی سرد,سرد
می گذشت از توی کوچه
دوره گرد :
دوره گردم ،کهنه قالی می خرم
دست دوم ، جنس عالی میخرم ...
کاسه و ظرف سفالی میخرم
گر نداری ، کوزه خالی میخرم .
اشک در چشمان بابا حلقه بست
ناگهان آهی ...کشید , بغضش شکست .
اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شکرت , ولی این زندگیست ؟
بوی نان تازه هوش از ما ربود .
اتفاقآ مادرم هم روزه بود ...
دست خوش نقشش،ترک برداشته
صورتش پر چین و ... لک برداشته ،
س و خ ت م ، دیدم که بابا پیر بود ...
بد تر از آن خواهرم دلگیر بود :
دوره گردم : کهنه قالی میخرم
دست دوم جنس عالی میخرم
کاسه و ظرف سفالی میخرم ...
خواهرم بی روسری بیرون دوید :
آی آقا ...سفره خالی میخرید.
سفره خالی میخرید
سفره خالی میخرید
سفره خالی میخرید
سفره خالی میخرید
دریاب ضعیفان را ...
در وقت توانایی
=>=>=>=>=>=>=>=> آیا به همان میزان که کلاس "دشمن شناسی" میرویم در کلاس "دوست شناسی" هم شرکت می کنیم؟ <=<=<=<=<=<=<=<=
دریافت این پیام بدلیل ثبت نام شما در گروه است گروه Google Groups "لیمو
»« Lemon".
جهت ارسال به این گروه، ایمیل را ارسال کنید به lymoo@googlegroups.com
برای سایر گزینه ها، به این گروه مراجعه کنید در
http://groups.google.com/group/lymoo?hl=fa?hl=fa

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر