۱۳۸۹ مهر ۱۳, سه‌شنبه

خاطره مرغ سحر

خاطره ای از مرغ سحر استاد شجریان در قونیه اذر ماه88
دنبال صندلی ام در ردیف دوم میگشتم که متوجه شدم یک اقای مسن متشخص روی اون نشسته . شماره بلیطش را پرسیدم دیدم فارسی اصلا بلد نیست تعجب کردم که چرا اومده کنسرت . بالاخره به انگلیسی خودمانی ! بهش گفتم جای من نشسته عذر خواهی کرد و بلند شد .بلیطش را نگاه کردم اتفاقا صندلی اش کنار صندلی من بود . نشستیم .
برنامه شروع شد تا رسیدیم به مرغ سحر باور نمیکنید از اول تا اخر مرغ سحر را همراه با استاد و مردم خواند و چه با احساس خواند و من محو تماشای یک پیرمرد البانیایی که مرغ سحر می خواند مرغ سحر استاد را از دست  دادم
ارادتمند دوستداران استاد شجریان مهرداد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر