۱۳۸۹ آبان ۲, یکشنبه

Morgh-e Baagh-e Malakootam

Bobak jaan

As discussed the other day, attached please find Morgh-e Baagh-e Malakootam song by an unknown singer on his "Blog D76" 5 or 6 years ago which I saved and cannot find it on Internet anylonger.

His voice is so pure and as we say in Farsi "Besyaar Delneshin"

I have listened to it tens of times and enjoy it a lot.

Hope that you enjoy it too.

Shaad-o Tandorost baashi

Kambiz

 

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

ازکجــــا آمده ام،  آمدنم بهـــر چــه بود؟

به کجــا می روم؟ آخر ننمائی وطنم

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا

یا چه بوده ست مراد وی ازین ساختنم

جان که از عالم علویست، یقین می دانم

رخت خود باز بر آنم که همانجــا فکنم

مـرغ بـاغ ملـــکوتم، نیم از عـالم خاک

    چند روزی قفسی ساخته اند از بدنــــم

خرم آن روز که پرواز کنم تا بر دوست

     بــه هوای سر کویش، پرو بـالی بزنم

کیست در گوش که او می شنود آوازم؟

یا کـدامست سخن می نهد اندر دهنم؟

کیست در دیده که از دیده برون می نگرد؟

یا چه جان است، نگوئی، که منش پیرهنم؟

تا به تحقیق مــرا منــزل و ره ننمائــی

یک دم آرام نگیــرم، نفسی دم نــزنم

می وصلم بچشـــان، تا در زندان ابـــد

از سر عربدهُ مستانه به هم در شکنم

من به خود نامدم اینجا، که به خود باز روم

آنکه آورد مـــرا، بــاز برد در وطنم

تو مپندار که من شعر به خود می گویم

تا که هشیارم و بیدار، یکی دم نزنم

شمس تبریز، اگر روی به من بنمائی

والله این قالب مردار، به هم درشکنم

 

 " منسوب به مولانا "

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر