۱۳۹۰ آبان ۶, جمعه

{تفريح و سرگرمي}, [12643] یک مکالمه زن و شوهری



 



یک مکالمه بالای 16 سال
 ~X( at wits' end~X( at wits' end~X( at wits' end~X( at wits' end~X( at wits' end~X( at wits' end~X( at wits' end~X( at wits' end
مرد توی تختخواب کتاب می خوند
زن لخت روبروی آیینه وایستاده بود و در حالی که خودش رو انداز ورانداز می کرد گفت:
" دارم پیر می شم ، چاقم شدم ، دیگه خوشگل نیستم … "
اینا رو می گفت و منتظر واکنشی از طرف مرد بود
ولی هر چی از دیوار صدا دراومد از مرد هم اومد
تا اینکه زن خودش گفت : لااقل تو یه کم ازم تعریف کن
مرد سرش رو از روی کتاب برداشت و گفت :
چشمات عزیزم !
چشمات !
چشمات هنوز خوب می بینند !!!







--
اين ايميل را براي دوستان خود هم بفرستيد.
و به آنها بفرماييد، روي خط پايين كليك كنند تا براي آنها هم مطالب خوب و جالب بفرستيم
http://groups.google.com/group/taf_sar/subscribe
اين ايميل بدليل عضويت شما در گروه تفريح و سرگرمي است.
ايميل گروه اين است. taf_sar@googlegroups.com
اگر از دست ما ناراحت هستيد و نمي خواهيد مطالب ما بدست شما برسد پس خط پايين را كليك كنيد.
taf_sar+unsubscribe@googlegroups.com

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر