۱۳۹۰ مهر ۱۲, سه‌شنبه

[گروه لیمو:7224] امام خامنه اي:اشرافيگري در مسئولان با قانون و دادگاه قابل علاج نيست بايد فرهنگ شود

چه دليلي وجود دارد كه با اشرافيگري ايجاد شده در بسياري از مقامات كشوري، برخورد قاطع صورت نمي‌گيرد؟ چرا اصل قانون اساسي در مورد بررسي اموال اشخاص حكومتي به‌طور دقيق اجرا نمي‌شود؟
 البته اين‌كه اموال مسؤولان كشور را به طور دقيق رسيدگي كنند، چنين چيزي در قانون اساسي نيست. فقط در مورد تعدادي از مقامات - مثل رهبري، رياست جمهوري و بعضيهاي ديگر - هست كه اينها اوّلِ مسؤوليتشان بايد گزارش موجودي مال خودشان را بدهند؛ از مسؤوليت هم كه كنار رفتند، باز بايستي صورت موجوديشان را بدهند، تا معلوم شود كه در اين مدّت چه‌چيزي گيرشان آمده و چه چيزي اضافه كرده‌اند. البته اين اصل هم اجرا مي‌شود. بنده خودم به مناسبت شروع مسؤوليت رياست جمهوري و پايانش و نيز مسؤوليت بعدي، بارها اين ورقه را پُر كردم و براي قوّه‌ي قضايّيه فرستادم. ديگران هم اين كار را مي‌كنند؛ منتها اين سؤال راجع به اشرافيت، سؤال بسيار درستي است. اگر واقعاً من احساس كنم كه اين سؤال و اين مطالبه و اين گرايش، در مجموعه‌ي جوانان دانشجو هست، حقيقتاً خدا را شكر مي‌كنم. شما بدانيد كه گرايش اشرافيگري، آن چيزي نيست كه بشود با قانون و با دادگاه و با بازجويي و با امثال اينها علاجش كرد؛ خيلي سخت‌تر از اين حرفهاست. اين از جمله مقولاتي است كه بايستي فضاي عمومي كشور - احساسات مردم، خواست مردم و به تعبير رساتر، فرهنگ عمومي مردم - آن را دفع كند تا اين علاج شود. آن كساني كه به اشرافيگري گرايش دارند و دلشان براي زندگي اشرافي لك مي‌زند - يعني خوردن و پوشيدن و زندگي كردن و مشي كردن به سبك اشراف و دور از زندگي متوسّط مردم - يكي از كارهايي كه مي‌كنند، اين است كه اين ديد و ذهنيت را در مردم به‌وجود آورند كه اين چيز خوبي است و ارزش است؛ كمااين‌كه قبل از انقلاب اين‌گونه بود. قبل از انقلاب، مسؤولان حكومت، هرچه بيشتر با تشريفات و جاه و جلال و تكبّر و تفرعن و لباسهاي فاخر ظاهر مي‌شدند، يك عدّه از عوام مردم بيشتر خوششان مي‌آمد! فرهنگ عمومي را اين‌گونه شكل داده بودند. بعد از انقلاب بعكس شد. لذا كساني هم كه اهل كارهاي اشرافيگري بودند، از ترس گرايش مردم، اجتناب مي‌كردند؛ اما امروز بتدريج مي‌خواهند كار را بعكس كنند. به نظر من، اشرافيگري براي يك كشور آفت است؛ اشرافيگري مسؤولان، آفت مضاعف است؛ به‌خاطر اين‌كه اگر اشراف عالَم از مال خودشان - حالا حلال و حرامش به عهده‌ي خودشان - خرج مي‌كنند، از مال خودشان اشرافيگري مي‌كنند؛ اما اگر مسؤولان اشرافيگري كنند، از مال مردم خرج مي‌كنند؛ مال خودشان كه نيست. اين اشرافيگري، با احساس عمومي مردم، با نوشتن، با گفتن و با ترويج اين فكر، درست خواهد شد. اين بايد به يك فرهنگ تبديل شود؛ كاري نيست كه بشود به‌صورت دادگاه ويژه و محاكمه و امثال اينها درستش كرد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر