با درود به همه ی خردورزان
من در نیافتم که نویسنده ی مطلب زیر عنوان "علی جان سلام" کیست وبی هرکه هست ، ناز نفسش که حق گفته!
2011/10/4 Pari Shan <parishan69@yahoo.com>
----- Forwarded Message -----
From: Hossein Usofi <drusofi@yahoo.com>
To: Pari Shan <parishan69@yahoo.com>
Sent: Monday, October 3, 2011 3:11 PM
Subject: Re: جدیدترین سروده سیمین بهبهانی
علی جان سلام
شعری که بازهم طبق معمول این روزها به خانم سیمین بهبانی نسبت داده شدهبه نظر نمی آد از این شاعر باشههم سبک و زبانش با شعر سیمین تطبیق نمی کنه و هم دو سه مورد اشکال و ضعف هستکه هرگز نمی تونه در شعر شاعر پخته کلامی مثل سیمین راه پیدا کنهمتاسفانه درجامعۀ ما آفتی و ویروسی به نام « ... زدگی » از قدیم بوده و هستاز «غرب زدگی» که خدابیامرز جلال آل احمد پنبه اش را زد در کتابی با همین نامتا « عرب زدگی » که آفت هزارسالۀ آثار علمی و ادبی ما بودهو « برند زدگی » که در این آشفته بازار اقتصاد ایران رایج شده و مثلا کافی یه یک مارک یا برندی مشهور بشهدیگه می شه همۀ کالاها رو با اون برند آب کرد اگرچه اون برند مثلا مربوط به لباسهولی ماشین لباس شویی رو با همون برند به مردم غالب می کنند و کسی هم آخش درنمی آد!؟یک نمونه ش توی ایمیلی بود که خود فرستاده ای ( گلرنگ و اوه و جورج اند پیتر و مانند این ها)؟؟؟در حوزۀ هنر هم از قدیم این آفت بوده و حالا بیشتر شده و هرکس هر شعری رو به یکی نسبت می دهدو بقیه هم بی مطالعه و جستجو آن را برای دیگران می فرستند و این دور باطل تمومی نداره!؟یکی از این « ... زدگی » ها این روزها « سیمین زدگی» است!؟یعنی هرشعری را که به نوعی به زن و مخصوصا زن ایرانی معاصر مربوط می شودبه نام این بندۀ خدا توی سایت و ها و ایمیل ها منتشرمی کنندآخرین ورژن این آفت «...زدگی» به نظر من «فوروارد زدگی» است!؟بله یعنی هرکدام از ما ها هرچی به دستمون می رسه اون رو برای دیگران و معمولا درسطح وسیع فورواردمی کنیمچقدر خوبه چیزهایی رو فوروارد کنیم که نسبت به درستی اون ها اطمینان داشته باشیمبه هر حال ازت متشکرم که به بهانۀ این فورواردها از ما غربا هم یادمی کنیبه همه سلام برسونشب خوشFrom: Pari Shan <parishan69@yahoo.com>
To: "drusofi@yahoo.com" <drusofi@yahoo.com>; Zari Usofi <zari.usofi@gmail.com>; "leila_lv68@yahoo.com" <leila_lv68@yahoo.com>; "aarminaa@gmail.com" <aarminaa@gmail.com>
Sent: Monday, October 3, 2011 7:09 PM
Subject: Fw: جدیدترین سروده سیمین بهبهانی
----- Forwarded Message -----
From: said motamedi <shahedan2004@yahoo.com>
To:
Cc: Friends-of-Radio-Golha@googlegroups.com
Sent: Thursday, August 19, 2010 2:32 AM
Subject: جدیدترین سروده سیمین بهبهانی
دیدترین سروده سیمین بهبهانیسعنی
زنی را می شناسم من
که در یک گوشه ی خانهمیان شستن و پختندرون آشپزخانهسرود عشق می خواندنگاهش ساده و تنهاستصدایش خسته و محزونامیدش در ته فرداستزنی را می شناسم منکه می گوید پشیمان استچرا دل را به او بستهکجا او لایق آنستزنی هم زیر لب گویدگریزانم از این خانهولی از خود چنین پرسد:چه کس موهای طفلم راپس از من می زند شانه؟زنی آبستن درد استزنی نوزاد غم دارد
زنی با تار تنهاییلباس تور می بافدزنی در کنج تاریکینماز نور می خواندزنی خو کرده با زنجیرزنی مانوس با زندانتمام سهم او اینستنگاه سرد زندانبانزنی را می شناسم من....زنی را می شناسم منکه می میرد ز یک تحقیرولی آواز می خواندکه این است بازی تقدیرزنی با فقر می سازدزنی با اشک می خوابدزنی با حسرت و حیرتگناهش را نمی داندزنی واریس پایش رازنی درد نهانش راز مردم می کند مخفیکه یک باره نگویندشچه بد بختی ، چه بد بختیزنی را می شناسم منکه شعرش بوی غم داردولی می خندد و گویدکه دنیا پیچ و خم داردزنی را می شناسم منکه هر شب کودکانش رابه شعر و قصه می خوانداگر چه درد جانکاهیدرون سینه اش داردزنی می ترسد از رفتنکه او شمعی ست در خانهاگر بیرون رود از درچه تاریک است این خانهزنی شرمنده از کودککنار سفره ی خالیکه ای طفلم بخواب امشببخواب آریو من تکرار خواهم کردسرود لایی لالاییزنی را می شناسم منکه رنگ دامنش زرد استشب و روزش شده گریهکه او نازای پردرد استزنی را می شناسم منکه نای رفتنش رفتهقدم هایش همه خستهدلش در زیر پاهایشزند فریاد که بسهزنی را می شناسم منکه با شیطان نفس خودهزاران بار جنگیدهو چون فاتح شده آخربه بدنامی بد کارانتمسخر وار خندیدهزنی آواز می خواندزنی خاموش می ماندزنی حتی شبانگاهانمیان کوچه می ماندزنی در کار چون مرد استبه دستش تاول درد استز بس که رنج و غم داردفراموشش شده دیگرجنینی در شکم داردزنی در بستر مرگ استزنی نزدیکی مرگ استسراغش را که می گیردنمی دانم!شبی در بستری کوچکزنی آهسته می میردزنی هم انتقامش راز مردی هرزه می گیردزنی را می شناسم منزنی را....

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر