ه‍.ش. ۱۳۹۱ شهریور ۲۷, دوشنبه

Fw: محمودی خوانساری و بهرام مشیری



درود بر شما جناب محمودی عزیز
 هروقت نام محمودی خوانساری رامیشنوم  بی اختیار یاداین غزل سعدی می افتم  که

بــیــا بــیــا کــه مـرا بـا تـو مـاجـرایـی هـسـت          بـگـوی  اگـر گـنـهـی رفت و گر خطایی هست
بـه جـان دوسـت که در اعتقاد سعدی نیست          که در جهان بجز از کوی دوست جایی هست

کیوان محمودی عزیز به نگرمن چهره شماخودگواهی میدهد پیوند فامیلیتان رابا روانشاداستادمحمودی خوانساری
ومتانت و سخن گفتنتان حکایت از پرورش وتربیتی دارد درخانواده ای اصیل وفرهنگی
بنده این بحث رادراین گروه ادامه ندادم ازآن جهت که برخی دوستان محترم مسائل مختلف راباهم مخلوط میکردند وبرخی متاسفانه باغرض ومرض سخن میگفتند
سخن شماکاملا آشکاراست: به عنوان برادرزاده استادخوانساری میگویید که آقای مشیری سخنانی خلاف واقع به ایشان نسبت داده اندوتمام
 بنده اضافه میکنم 
اگردوستان اندک فراستی داشته باشند درخواهندیافت که آقای مشیری به دنبال گرفتن بل سیاسی هستند
 که شوربختانه درجامعه ما بسیاررواج یافته
بنده ازاستادخالقی مطلق شاهنامه شناس وادیب بزرگ شنیدم که درانتقاد به کتاب سیمای دوزن نوشته زنده نام سعیدی سیرجانی که دانش و شخصیتشان قابل مقایسه باهیچ کس نیست گفت
سعیدی برای اینکه چهره زن ایرانی را مقابل زن عرب برکشد وازآن بهره ای سیاسی اجتماعی بگیردبیچاره لیلی نظامی را موردنقدگرفته
استادخالقی اضافه کردند
به ایشان گفتم اگرچنین قصدی داشتید لااقل می بایست مثلا شیرین ارمنی نظامی را برابرویس ایرانی فخرالدین اسدگرگانی قرارمیدادید
کوتاه سخن اینکه دوستان هنردوست باید نگاهبان هنرمندان بزرگ خودباشندونگذارندآنها دستمایه افرادی سودجوقراربگیرند
درپایان این غزل حافظ را وصف حال مدعیان علم و هنروفرهنگ میبینم
که درهمه چیزسخن به گزافه میگویند ودریای معلوماتشان بندانگشتی ژرفاندارد

نــه هـر کـه چـهـره بـرافـروخـت دلـبـری دانـد          نــه هــر کــه آیــنــه ســازد سـکـنـدری دانـد
نـه هـر کـه طـرف کـله کج نهاد و تند نشست          کــــلــــاه داری و آیــــیــــن ســــروری دانـــد
هــزار  نــکــتــه بــاریـکـتـر ز مـو ایـن جـاسـت          نــه هــر کــه ســر بــتــراشـد قـلـنـدری دانـد



From: Keivan Mahmoudi <keyvan.mahmoudi@gmail.com>
To: friends-of-radio-golha@googlegroups.com
Sent: Sunday, September 16, 2012 9:25 PMفتند
Subject: محمودی خوانساری و بهرام مشیری

درود به شما دوستان گرامی...
من کیوان محمودی برادرزاده روانشاد محمودی خوانساری هستم.با جستجوی اینترنتی به این گروه هدایت شدم و دیدم در جایی دوستان ویدئو صحبتهای بنده و گلایه به آقای مشیری را ادعاهای واهی و من را فردی که خود را فامیل محمودی خوانساری نامیده و هدفی جز مطرح کردن نام خود ندارد دانسته اند..من گمان می کنم نباید دلبستگی به آقای مشیری و نظرات ایشان باعث شود که چشمان خود را بر روی حقیقت ببندیم..روی صحبت من به ویژه با آقای آرتین و جناب منصور است...عموی من از اداره رادیو حقوق .می گرقتند و تا انقلاب ایران این حقوق و مزایا ادامه داشت..من کاری به نظرات سیاسی شما و آقای مشیری ندارم..اما هر نظری داشته باشند و پیرو هر عقیده ای باشند حق ندارند بی سند و مدرک صحبت کنند..جالبتر این است که صحبتهای این فرد که حتی در طول زندگی خود نه مرحوم محمودی را دیده و نه خانواده ایشان را از نزدیک می شناسد باید به سخن من که برادرزاده ایشان هستم ترجیح داشته باشد.سخن ایشان عین حق و حقیقت و سخن بنده به عنوان ادعای واهی و مطرح کردن نام شناخته شود..ایشان صحبتهای دیگری هم داشتند..هنرمندان را در جشن هنر شیراز به همراه بار آجر به محل مراسم می بردند!این حرف چه معنی می تواند داشته باشد..واقعا با خود صادق باشید..صحبتهای آقای مشیری توهین به شخصیت محمودی خوانساری و خانواده ایشان بود..فرد را به حق و حقیقت بسنجید نه حق و حقیقت را به فرد....
پیروز و موفق باشید.






هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر