ه‍.ش. ۱۳۹۲ تیر ۷, جمعه

MediaNews.ir

MediaNews.ir


درس‌های انتخابات برای دانشجویان ارتباطات

Posted: 28 Jun 2013 12:19 PM PDT

زینب کوهیار - حضور شهروندان، کنشگران سیاسی و رسانه ها در صحنه مشارکت سیاسی پررنگ تر از سایر عرصه‌هاست. اوج فعالیت این سه ضلع مثلت مشارکت سیاسی را باید در کارزار انتخابات جست وجو کرد. کارزاری که برای دانش آموختگان هر رشته ای، درس هایی دارد. با دکتر حسینعلی افخمی، استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی به گفت‌وگو نشستیم تا ظرفیت های پژوهشی انتخابات برای دانشجویان ارتباطات را بررسی کنیم.

* دانشجویان ارتباطات این روزها این جمله را زیاد از شما می‌شنوند: از هر انتخابات می‌شود ده ها پروژه پژوهشی استخراج کرد.

البته این خاص ارتباطاتی ها نیست. ببینید، حوزه مطالعات مربوط به انتخابات حوزه گسترده ای است. رشته هایی مثل جامعه شناسی، روان شناسی، اقتصاد، علوم سیاسی و حقوق پنج رشته مهم در علوم اجتماعی هستند که در زمینه پژوهش‌های انتخاباتی دستشان باز است. کاری که حقوقی ها می‌کنند این است که مقررات انتخابات را بررسی کنند تا ببینند این قوانین و مقررات چقدر کارگشاست؟ اگر تغییرش بدهیم چه تغییری در رفتار رای دهنده ایجاد می‌شود. روان شناس ها بار روانی انتخابات را مطالعه می‌کنند. افراد وقتی رای می‌دهند و نامزدشان برنده نمی شود، به نوعی دچار ناکامی می‌شوند، و پشت ناکامی پرخاشگری است و این پرخاشگری می‌تواند به شکل افسردگی هم بروز کند. جامعه شناس ها در کارزار انتخابات رابطه قدرت و ساختار قدرت را بررسی می‌کنند، و اینکه چه لایه هایی از قدرت جابه جا شده و چه تغییراتی در قشربندی اجتماعی تحت تاثیر انتخابات ایجاد شده است. همه این رشته ها زمینه کار در انتخابات دارند. کسی که اقتصاد خوانده هم همینطور. او نگاه می‌کند که چه شعارها و برنامه هایی گفته شده و می‌تواند آنها را با هم مقایسه کند. برای مثال در تمام انتخابات های دنیا بحث منبع درآمد مطرح بوده و اینکه نامزدها باید موضع روشن خودشان را نسبت به دو سیاست اقتصادی که یکی مالیات گرفتن و دیگری سیاست های گمرکی مربوط به واردات و صادرات است روشن کنند. یکی از موضوعات اقتصادی که در کارزار انتخابات در کشورهای دیگر به آن پرداخته نمی شود بحث تورم است چون آن مساله تابع قوانین اقتصادی است و دست رییس جمهور نیست. کسی که اقتصاد خوانده روی این وعده ها و حرف های اقتصادی می‌تواند تمرکز کند. حوزه علوم سیاسی هم در زمینه جامعه شناسی سیاسی می‌تواند به مفهوم عام سازوکارهای قدرت و ترکیب آراء و احزاب را مطالعه کند و اینکه افزایش جمعیت ها و صنوف کشور روی رفتارهای انتخاباتی چه تاثیری دارد.

* به نظر می‌رسد که پژوهش های ارتباطاتی با محور انتخابات با تمام این رشته ها مرز مشترک دارد.

بله. در حوزه ارتباطات ما می‌توانیم تمام این رویکردها را داشته باشیم و با هرکدام از این رشته ها با محوریت انتخابات پژوهش کنیم. در ارتباطات روش هایی داریم مثل تحلیل محتوا که می‌توانیم تک تک این موضوعات را با استفاده از این روش در رسانه ها دنبال کنیم. می‌توانیم تمام این پرسش ها را در یک پیمایش مورد بررسی قرار داده و فرایند ارتباطات در انتخابات را بسنجیم. سئوال های زیادی هست که پژوهش های ارتباطی در حوزه انتخاب می‌تواند به آن جواب بدهد. پژوهشگر ارتباطات باید بگوید که نقش آن نیرویی که در کارزار انتخابات بودجه ها را تعیین و تامین می‌کند چیست و چه تاثیری بر رفتار نامزدها و رای دهندگان دارد. در فرایند ارتباطات انتخابات یک پیام ده ثانیه ای تلویزیونی یا تیزر می‌تواند سرنوشت انتخابات را تغییر بدهد تا یک بنگاه مالی که میلیاردها پول پشت یک نامزد خوابانده است. این موضوع اهمیت رسانه را در این فرایند نشان می‌دهد. در واقع رسانه های زیادی اعم از تلویزیون، رادیو، روزنامه ها، ماهواره ها و رسانه های تحت وب در جریان انتخابات فعالند و هرکدام از این ها ژانر های مختلفی را مد نظر دارند مثل مصاحبه، یادداشت و گزارش و یک پژوهشگر ارتباطات باید این ها را زیر نظر بگیرد. آن ده ها پایان نامه ای که معمولا اشاره می‌کنم از همین رسانه ها، ژانرهای مورد استفاده توسط آن ها و پیام هایشان استخراج می‌شود.

* دقیقا از چه زمانی باید فرایند ارتباطات انتخابات را دنبال کنیم؟

پژوهشگر ارتباطی کسی است که هم قبل از انتخابات به او نیاز هست، هم طی مبارزات انتخاباتی و هم پس از انتخابات. نتایج تحقیقات و پژوهش های اوست که می‌تواند به نامزدها امکان برنامه ریزی بدهد تا تاکتیک جدیدی را بشناسند، به کار بگیرند و موفق شوند، یا تاکتیکی را کنار بگذارند تا شکست نخورند. همانطور که هیچ چیز را نمی شود از رسانه پنهان کرد و رسانه همه چیز را رصد می‌کند، پژوهشگر ارتباطی هم باید رسانه ها و هرآنچه اتفاق می‌افتد را رصد کند و تاکتیک های ارتباطاتی و رسانه ای در انتخابات را بشناسد. برای مثال یکی از مسائل مهمی که یک پژوهشگر ارتباطاتی باید نامزد انتخابات را ازآن مطلع کند این است که رسانه مهم است اما همیشه اینکه مالک رسانه ها باشیم و تعداد این رسانه ها زیاد باشد، تعیین کننده نیست. رفتار رای دهنده در بسیار از مواقع تابع تیراژ روزنامه ها و میزان ساعات تماشای تلویزیون یا گوش کردن به رادیو نیست. باید گروه های راهبردی و مرجع را شناخت که می‌تواند در رسانه باشد یا نباشد. فهم این مسائل و علمی کردن آن کار پژوهشگر ارتباطات است. اجازه بدهید درباره یک مثال ملموس تر صحبت کنم. در کلاس های روزنامه نگاری همیشه از عینیت در حرفه روزنامه نگاری حرف می‌زنند. در کارزار انتخابات یکی از موضوعات مهم این است که ببینیم کدام روزنامه از این اصل رسانه ای یعنی عینیت تخطی می‌کند. اگر روزنامه ارگان حزبی باشد می‌تواند اخبار را همانطور که دوست دارد دروازه بانی کندو اخبار برخی را برجسته تر نماید. وجود این روزنامه های حزبی ممکن است کنش گران عرصه سیاسی را به این شک بیندازد که اگر برای مثال 60 روزنامه داریم، 60 صدای متفاوت در کشور هست، اما در واقع اینطور نیست. یک پژوهشگر ارتباطات اگر عرصه رسانه را خوب رصد کرده باشد می‌داند که در سیاست این صداهای متفاوت باهم ترکیب شده و یک صدا می‌شوند. چون برنده کسی است که 50 درصد آراء را به اضافه یک رای داشته باشد و آن 49 درصد مقابل، یا باید 49 صدای متفاوت باشد یا باید تبدیل به یک کل واحد شوند تا امکان غلبه بر برنده این دوره برای دوره های بعد فراهم شود. می‌بینید که برخی اتفاقات مربوط به رسانه خارج از فضای آن است. تاکتیک های سیاسی وجود دارد که بر رسانه در انتخابات تاثیر می‌گذارد و شناساندن آن به نامزد ها کار پژوهشگر ارتباطات است.

* وضعیت پژوهش های ارتباطی انتخابات را در ایران چطور می‌بینید؟

در 15 سال گذشته دو پایان نامه در دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی داشتیم که درباره انتخابات کار کرده اند، یکی شان از تحلیل محتوا استفاده کرده است اما نظریه ای که مبنای کار قرار داده اشتباه بود. اگر قرار به کار پژوهشی قوی و ارتباطاتی در حوزه انتخابات هست، پژوهشگران بخصوص کسانی که قصد مشاوره تبلیغاتی دادن به کاندیداها را دارند، باید بلافاصله بعد از اعلام نتایج این دوره از ریاست جمهوری، رسانه ها را رصد کنند تا برای چهارسال آینده آماده شوند. این یک پروژه طولانی مدت است و منحصر به یک هفته و دو هفته انتخابات نیست. متاسفانه در ایران چنین نگاهی به ارتباطات انتخابات وجود ندارد و هیچ پروژه بلند مدت پژوهشی انجام نشده است تا به ما قدرت پیش بینی انتخابات را بدهد. اینکه نتوانیم انتخابات را پیش بینی کنیم یک پیشرفت نیست، یک عقب ماندگی است. امروز در ایران نهادهایی هم هستند که برای انجام پروژه های ارتباطی درباره انتخابات هزینه می‌کنند اما علاوه بر محدودیت های خاص این نوع پژوهش ها، فشار این نهاد ها به پژوهشگر برای استخراج نتیجه دلخواه نهاد معضل مهمی است. مسئله دیگر این است که نگاه ها متمرکز به انتخابات ریاست جمهوری است و پژوهشگران از انتخابات پارلمانی غافل شده اند.

* منشا این نقاط ضعف کجاست؟محدودیت های پژوهش ارتباطی درباره انتخابات در دانشگاه ها و مراکز علمی ما چیست؟

در گذشته این مباحث جز مباحث ممنوعه بوده است هرچند من به یاد ندارم که تا الان کسی به من به عنوان یک محقق عرصه ارتباطات سیاسی درباره تحقیق در زمینه انتخابات حرفی زده باشد یا مانع من شده باشد. درواقع خودم سراغ مباحثی که داده های اولیه اش فراهم نبوده نرفتم. نکته بعدی این است که نقش رسانه ها در انتخابات معاصر ما بیش از گذشته پررنگ شده و پیش از این جدی گرفته نشده بود. امروز رسانه ها بر سیاست داخلی کشورها تاثیر می‌گذارند و باید جدی گرفته شوند. نکته مهم تر اینکه داده های خام مربوط به انتخابات برای انجام پژوهش های ارتباطاتی و اجتماعی که منجر به پیش بینی انتخابات و حفظ ثبات و آرامش جامعه شود، در دسترس محققان نیست. آمار جمعیت واجدین شرایط رای دادن، رای های شهرها به تفکیک که البته مدتی بعد اعلام می‌شود و الان که چندین روز از انتخابات گذشته هنوز در روزنامه ها درج نشده و آمارهای دیگری که لازمه کار علمی است در دسترس محققان نیست. ما از نظر آگاهی از آمار انتخابات مشکلات بسیاری داریم. درحالی که فیلم و صوت روسای جمهور آمریکا همه در پایگاه های اینترنتی در اختیار نه تنها محققان دنیا بلکه در دسترس مردم عادی هم هست. یکی از راه های پیش بینی، بررسی روند گذشته برای برنامه ریزی آینده است. یعنی ما باید اطلاعات گذشته را داشته باشیم که بتوانیم آینده را پیش بینی کنیم اما این اطلاعات در اختیار ما نیست.

منبع: وب‌سایت مرکز آموزش و پژوهش همشهری

پزشک‌های بلعیدنی

Posted: 28 Jun 2013 12:18 PM PDT

برخی از کمپانی‌های فعال در عرصه بهداشت دیجیتال قرص‌هایی را طراحی و آزمایش کرده‌اند که درون خود حسگر و فرستنده دارند. این قرص‌ها داده‌ها در مورد وضعیت بدن را به اپلیکیشن مخصوصی در گوشی موبایل پزشکان می‌فرستند.

به گزارش دویچوله، روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارشی به قلم نیک بیلتون، از تکنولوژی‌نویسان برجسته جهان، از آزمایش قرص‌هایی خبر داده که همچون همه قرص‌های دیگر برای بازیابی سلامتی توسط بیماران بلعیده می‌شوند؛ با این تفاوت که سنسورهای ظریف و پردازنده‌های کامپیوتری موجود در این قرص‌ها قابلیت‌های گسترده‌ای دارند که می‌تواند در روند درمان بیماران، یاری‌گر پزشکان باشند.

نیک بیلتون می‌گوید «احتمالا در آینده نه چندان دور دکترتان به شما خواهد گفت که این دو قرص را ببلعید تا صبح روز بعد آخرین وضعیت بدن شما از طریق همین قرص‌ها برای من با ایمیل ارسال شود.» گروهی از پزشکان اکنون در حال آزمایش این قرص‌ها هستند؛ قرص‌هایی که وضعیت بدن را به دقت مانیتور می‌کنند و داده‌های مرتبط با آن را به صورت بی‌سیم (وایرلس) با پزشکان به اشتراک می‌گذارند.

فرستنده‌ها و حس‌گرهایی که درون این قرص‌ها تعبیه شده‌اند پس از خوردن قرص با آب یا شیر وارد بدن می‌شوند؛ به بررسی امعاء و احشاء بدن بیمار می‌پردازند و گزارش‌های دقیقی را برای پزشکان ارسال می‌کنند، بدون آن‌که آسیبی به بدن برسانند. این قرص‌ها در واقع روبات‌هایی میکروسکوپی هستند که برای کنترل و نظارت بر وضعیت سلامت شهروندان طراحی شده‌اند.

اگر این سوال برای‌تان پیش آمده که پس از اتمام ماموریت‌این قرص‌ها چه بر سرشان می‌آید، پاسخ این است که ظرف ۲۴ ساعت به طور کاملا طبیعی و بدون هیچ مشکلی از بدن دفع خواهند شد. پیش‌بینی می‌شود هر یک از این قرص‌ها بهایی در حدود ۴۶ دلار داشته باشند.

پیوند معجزه‌آسای دنیای پزشکی و جهان تکنولوژی

کمپانی "پروتیوس"، مستقر در کالیفرنیا، از جمله پیش‌گامان بهداشت دیجیتال در جهان است. این شرکت نمونه‌ای از قرص‌های کامپیوتری را طراحی کرده که حتی نیازی به باتری هم ندارند و در عوض از بدن بیمار به عنوان منبع انرژی استفاده می‌کنند. این کمپانی دو طرف سنسور کوچک درون این قرص‌ها را با منیزیم و مس پوشانده و از این طریق با بهره‌گیری از اسید موجود در معده بیماران، الکتریسیته لازم برای فعالیت این روبات‌های مینیاتوری را تامین می‌کند.

این سنسورها اطلاعات را به اپلیکیشن مخصوصی که برای گوشی‌های هوشمند طراحی شده ارسال می‌کنند و علاوه بر این می‌توانند رفتار بدن در واکنش به داروهای مختلف را هم به دقت بررسی کنند و گزارش دهند. مدیران این کمپانی به نیویورک‌تایمز گفته‌اند در آینده نزدیک بیمارانی که مشکل قلبی و اختلالات جدی عصبی دارند، می‌توانند جریان خون، دمای بدن، رفتار عصب‌ها و دیگر علائم حیاتی خود را از طریق این قرص‌ها با دقتی بی‌نظیر زیر نظر بگیرند. گفته می‌شود این قرص‌ها می‌توانند در روند درمان آلزایمر و روان‌گسیختگی (شیزوفرنی) تحولی انقلابی ایجاد کنند.

به گزارش نیویورک‌تایمز، تا کنون آتش‌نشان‌ها، فوتبالیست‌ها، سربازان و فضانوردان بسیاری داروهایی از این دست را امتحان کرده‌اند و نتایج به دست آمده نشان از موفقیت این سیستم در نظارت بر فعالیت‌های ظریف درون بدن دارد و به همین خاطر است که به تایید اداره دارو و تغذیه آمریکا (FDA) هم رسیده است.

هنوز تکنولوژی‌های پوشیدنی، از جمله عینک گوگل و ساعت مچی هوشمند اپل تبدیل به پدیده‌های فراگیری نشده‌اند، اما در آینده نه چندان دور فراگیری این ابزارهای نوین و ترکیب اپلیکیشن‌های آنها با جادوهایی نظیر قرص‌های هوشمند، دنیای پزشکی و سلامت را از اساس دگرگون خواهند کرد.

سریال به مثابه رسانه: صبح‌ها، فوکو، شب‌ها، حریم سلطان

Posted: 28 Jun 2013 12:17 PM PDT

محسن آزموده - در سال های اخیر سریال هایی که مخاطب آن ها عمدتا خانواده هستند، خواه از رسانه های ملی پخش شوند(سریال های تاریخی یا خانوادگی)، خواه به صورت دی وی دی از طریق شبکه های مجاز منتشر شوند(قهوه تلخ و قلب یخی و ...)، خواه از ماهواره پخش شوند(از شبکه های ماهواره ای مثل جم یا فارسی وان) و خواه به صورت دی وی دی های غیر مجاز(سریال هایی مثل لاست یا 24 یا پریسون بریک یا بورجیاس) مخاطبان گسترده ای یافته اند. تا جایی که می توان بدون اغراق از تاثیرات اجتماعی و فرهنگی آن ها یاد کرد. بحث ما عمدتا به کارکرد رسانه ای این سریال هاست. شما بهتر می دانید که رسانه سه کارکرد عمده دارد: اطلاع رسانی، سرگرمی و آموزش. پرسش ها را از همین نکته ی اخیر آغاز می کنم:


پرسش نخست: آیا می توان سریال را رسانه دانست؟ اگر آری به چه معنا؟ و کدام یک از کارکردهای رسانه ای در سریال بیشتر مشهود است؟

رسانه یا media از ریشه لاتین medius به معنای «واسطه» می آید و با واژه «ارتباطات» (communication) که آن هم از ریشه ای لاتین می آید به معنای نوعی به اشتراک گذاشتن و ایجاد رابطه اند که امروز ما بیشتر آن را با واژه «پست» می شناسیم. ایجاد رابطه در هر دو معنا در واقع هم به معنی وصل کردن نشانه ای – نمادین – زبانی میان دو یا چند نظام شناختی (مثلا دو یا چند انسان) است و هم به معنی وسیله ای که برای این کار استفاده می شود. در واژه «رسانه» تا چند دهه اخیر یعنی حتی تا دوره رایانه ها بیشتر منظور از «رسانه»، ابزار ارتباط بوده است و نه محتوا که از آن با عنوان «داده» (data) یاد می کنیم. از همین جا بوده است که روش های تحلیل محتوا و تحلیل گفتمان در میان روش های کیفی در علوم اجتماعی مطرح شده اند. منظور این است که جدایی میان شکل و محتوا که ریشه خود را از تفکر دو سوسوری در زبان شناسی ابتدای قرن بیستم می گیرند تا همین اواخر و از جمله از خلال انسان شناسی ساختاری لوی استروس، مسئله را به این صورت مطرح می کرد که باید میان قالب (رسانه) و محتوا(پیام) تفکیک معنایی و شکلی قائل شد. اما در مقابل این تزها که به دورانی پشت سر گذاشته تعلق دارند و نماینده آنها عمدتا مارشال مک لوهان کانادایی بود، نظرات جدید از جمله ویلیام مک کافی (William McGaughey) نظام های دیگر معنایی را مطرح می کنند که ما قادریم آنها را در جهان شبکه ای کنونی درک کنیم و با نسل جدید ابزارهای تصویری – شنیداری و نحوه استفاده از آنها مثلا در شبکه های اجتماعی کاربرد پذیر کنیم.

با توجه به آنچه گفته شد، بحث تغییر مسیری اصلی می دهد که عمدتا در انسان شناسی شناختی پیگیری شده است و این امر را باید در نظام های بازنمایی هنری دنبال کرد که گستره بزرگی را شامل می شوند از سینما و عکس مستند و داستانی گرفته، تا هنرهای تجسمی، از هنرهای نمایشی گرفته تا آنچه امروز نا-هنر و آخرین اشکال آوانگارد هنری می نامند. بنابراین به گمان من ما امروز فاصله زیادی با نظریه های «مطالعات فرهنگی» (cultural studies) بیرمنگام (هوگارت، هال) درباره سریال های عامیانه (soap opera) و روزنامه های زرد داریم که مسئله را صرفا در تداوم مکتب فرانکفورت و در گسترش و تعمیم فرهنگ به مثابه صنعت می دیدند. برعکس برای ما مسئله سریال ها هم به مثابه رسانه و هم به مثابه داده، در رویکردی فرایندی و چرخه ای مطرح است که جریان های اندیشه و تصویر و پنداره های فکری و مادی را به چرخش در می آورد و تاثیرات اساسی بر نظام های گوناگون مادی (مد) و غیر مادی (زبان) باقی می گذارد. از این نقطه نظر بحث های کارکردگرایانه مثل آنکه در پرسش شما مطرح شده یعنی مثلا اینکه کدام کارکرد سریال ها بیشتر اهمیت دارند؟ امروز چندان مطرح نیستند زیرا رابطه ایجاد شده میان سریال ها به مثابه ساخت های پیچیده از بازنمایی بسیار پیچیده تر از بحث های کارکردگرایانه هستند.

پرسش دوم: تعامل سریال به مثابه رسانه با سایر رسانه ها به چه صورت است؟ آیا جای آن ها را پر می کند؟ (چنان که می بینیم در عمل این اتفاق می افتد و مخاطبان سریال معمولا از سایر رسانه ها غافل می شوند)

در تداوم همان چیزی که گفتم و با دیدگاهی که بیشتر از انسان شناسی شناختی، تصویری و رسانه ای حرکت می کند و بسیار کمتر از مباحث ارتباطات، باید بگویم که مسئله به این شکل مکانیکی دیگر مطرح نیست. به عبارت دیگر اینکه افراد سریال می بینند، به معنی قطع ارتباط آنها با سایر رسانه ها نیست. درون هر سریال، نظام پیچیده ای از نشانه ها، نظام های نمادین، موسیقی، روایت داستانی یا مستند، روایت زبانی و ... عناصر دیگری وجود دارند که با یکدیگر و با سایر عناصر بیرون از سریال در جهان رسانه ای و در جهان واقعی وارد تعامل می شوند. به عبارت دیگر تماشا کردن حتی یک سریال بسیار پیش پا افتاده و به ظاهر «زرد» به معنی آن نیست که فرد از جهان ذهنی فاصله بگیرد. برعکس این گونه رابطه می تواند حتی از کسی که هیچ رابطه ای با سیستم های رسانه ای ندارد، بسیار وی را با جهان بیشتر آشنا کند. مسئله آن است که تزهای مبتنی بر از خود بیگانگی که بسیار در دوره ای رایج بودند امروز دیگر قابل دفاع نیستند. سریال، لایه های متعددی دارد و می تواند با صورت های مختلفی مورد خوانش قرار بگیرد و تاثیرات بسیار زیادی بر کنش و ذهنیت مخاطب باقی گذارد و به هیچ وجه نمی توان با اطمینان گفت که سریال مخاطب را درون انفعال فرو می برد. این در حالی است که واقعیت کنش اجتماعی خود می تواند عامل بسیار انفعال دهنده تری از داستان و تخیلی باشد که در یک نظام تصویری مثل یک سریال به او منتقل می شود.

پرسش سوم: تفاوت تولید کننده سریال ها و نحوه عرضه در زمینه سریال چه تاثیری اولا در مخاطبان دارد و ثانیا این تفاوت ها نشان گر چه چیز هستند؟(به عبارت دیگر این که سریال از تلویزیون پخش شود یا ماهواره یا دی وی دی، نشان گر چه چیز هستند و مخاطبان آن ها چه تفاوت هایی با هم دارند؟)

شیوه توزیع که در ایران در حال حاضر وجود دارد هنوز به شدت تحت تاثیر کمبودها و گروهی از الزامات و محدودیت ها است که دیر یا زود از میان می روند زیرا قابلیت انطباق با تغییرات در سطح سیستم جهانی را ندارند. این امر مثل آن است که خواسته باشیم مثلا هواپیماهایمان را هنوز از طریق سیستم های ناوبری پنجاه سال پیش کنترل کرده و از جایی به جای دیگر بفرستیم و کاری هم به آن نداشته باشیم که در جهان چه می گذرد. بدیهی است که اگر کشوری در این زمینه هزینه های هرچه سرسام آورتری بکند شاید بتواند مدتی (آن هم فقط مدتی) موفق به این کار بشود، اما در نهایت باید خود را با موقعیت محیط منطبق کند. بنابراین کار عاقلانه آن است که هر چه زودتر نیاز به این انطباق و یا به عبارتی قواعد بازی را بپذیریم. این قواعد نیز بر این اساس هستند که نظام توزیع به صورت کاملا رادیکال در حال دگرگونی است یعنی رابطه مخاطبان سریال ها و برنامه های تلویزیونی و اصولا هر گونه تصویر صدایی ، امروز هر چه بیشتر و بزودی تنها و تنها از خلال شبکه های اینترنتی و رایانه ای می گذرد در این حال از یک سو ما به سوی سخت افرارهای توزیع هر چه کوچمتر به ویژه در قالب موبایل ها می رویم از طرف دیگر به سوی سخت افزارهای بزرگ نظیر تلویزیون های نمایش در سالن، اما تلویزیون های نسل جدیدی که رابطه ای کاملا متفاوت با زمان دارند، یعنی به شبکه اینترنت وصل هستند و برنامه های متعددی را هم زمان پخش و ضبط می کنند و مخاطب می تواند به گونه ای که می خواهد با آنها رابطه برقرار کند. تفاوت میان سیستم های مختلف پخش در فاصله ای نه چندان دور با ما تاثیر چندانی در رابطه برقرار کردن با مخاطبان ندارد البته با توجه به این نکته اساسی که هر اندازه از سیستم های بزرگ پخش (تلویزیون) به طرف سیستم های کوچک آن (لپ تاپ و موبایل) برویم، میزان مشارکت و همزمانی تماشای مخاطبان و امکان شکل گیری اجتماعی (یا جماعت) بر اساس مصرف تصویر نیز کاهش می یابد. احتمالا در سال هایی نه چندان دور، و همین امروز در بسیاری از کشورها، رفتن به سینما دیگر صرفا برای تماشای یک فیلم نیست بلکه در مجموعه ای زنجیره ای از تفریح قرار می گیرد و سکانسی از یک «شب» تفریحی را می سازد و نه مصرف فیلم را به تنهایی که به صورت های متعدد دیگر نیز ممکن است. بنابراین هر چند می توان پیش بینی کرد که هنوز تا سال های سال سیستم های ماهواره ای ، لوح های فشرده و تلویزیون کلاسیک باقی بمانند، به نظر می رسد که فردی شدن مصرف رسانه ای گرایشی قالب را تشکیل می دهد و جمعی شدن نه در سلول های فیزیکی زمان/مکان (مثل خانواده) بلکه در سلول های مجازی زمان /مکان (شبکه دوستان) انجام بگیرد و در نتیجه روندی از حرکت از شکل گیری سلول های مشابه زیستی ( بیولوژیک) را به طرف سلول های جامعه شناختی (سوسیولوژیک) شاهد باشیم با پی آمدهایی که هنوز ناشناخته اند اما بی شک مهم خواهند بود.

پرسش سوم: نگاه نخبگان به سریال ها عمدتا از بالا و تحقیر آمیز است و آن ها را آثاری مصرفی، فاقد ارزش هنری یا علمی و وقت حرام کن می دانند. ریشه این نگاه در چیست و دیدگاه شما در این زمینه کدام است؟

به نظر نمی رسد که این نگاه با واقعیت انطباق داشته باشد، هر چند نمی توان این را با اطمینان گفت زیرا ما از پژوهش های لازم در این زمینه برخوردار نیستیم. اما می توان بر اساس مشاهدات و چارچوب های نظری این فرضیه را به صورت جدی مطرح کرد که نگاه از بالا و تحقیر آمیز یک میراث قرن بیستمی است که شاید ریشه هایش به طرز تلقی نسبت به فرهنگ برسد. این همان روندی است که مکتب مطالعات فرهنگی بر اساس تفکر فرانکفورتی بر آن تاکید داشت. اما در واقعیت اجتماعی ما لزوما این را نمی بینیم. در کشور خود ما اغلب روشنفکران و کسانی که بهر حال مایل به آن هستند که خود را به گونه ای دارای سرمایه فرهنگی بالا نشان دهند تظاهر به آن می کنند که این سریال ها را مصرف نمی کنند (چیزی که نمی توان آن را چندان بدون مطالعات میدانی پیشرفته ثابت یا رد کرد) اما نکته جالب توجه فروش سرسام آور فیلم های سینمایی با همان محتواهای سریالی در سینما ها و شبکه خانگی است که نشان دهنده مصرف بسیار بالایی از این محصولات حتی در میان اقشار تحصیلکرده و با سرمایه بالای ما است. با توجه به تعداد و پراکنش جمعیت دانشجویی و فارغ التحصیل ما و همچنین میزان سن متوسط ، نمی توان پذیرفت که میزان مصرف این سریال ها در میان آنها کم باشد، اما نگاه تحقیر آمیز به مثابه پدیده مد ، بسیار رایج است. به عبارتی گمان می کنم با نگاهی طنز آمیز بتوان گفت که بسیاری آدم ها صبح «فوکو» می خرند و شب «حریم سلطان» نگاه می کنند. هر چند می پذیرم که این تصویر بسیار کاریکاتور مانند است اما برای بیان تمثیلی آنچه می خواهم بگویم فکر می کنم گویا باشد.

پرسش چهارم: دلیل جذابیت سریال چیست؟ چرا سایر محصولات رسانه ای نمی توانند چنین جذابیتی را فراهم سازند؟

دلایل متعددی را می توان بر شمرد اما به نظر من به طور کلی در جهان و به طور خاص در کشور ما سه محور اساسی می تواند این امر را توجیه کند: یکی هم ذات پنداری هویتی با موقعیت ها و کنشگران سریال ؛ دوم رابطه زمانی و ضرب آهنگی مخاطبان با روند سریال؛ و سوم امکان ایجاد جریان «منظر ایده ها » در اصطلاح آپادورای به وسیله سریال ها. که در اینجا در هر مورد توضیح کوتاهی می دهم. نخستین امر ایجاد رابطه هویت یابی و هم ذات پنداری است که امکان می دهد کنشگران اجتماعی با یک یا چندین شخصیت از سریال و یا یک یا چندین موقعیت مطرح شده در آن رابطه برقرار کنند و خود را به نوعی در قالب آن شخصیت ها و موقعیت ها بپندارند و این امر به ویژه به دلیل آنکه فرو رفتن در حوزه تخیل هزینه بسیار کمتری از حوزه کنش داشته و تقریبا فاقد پی آمدهای بلافصل است، بسیار جذاب می نماید و عاملی مهم در ایجاد علاقمندی در مخاطبان است. نکته دوم رابطه ای ضرب آهنگی یا ریتمیک با زمان است که سریال ایجاد می کند، به گونه ای که یا هر روز یا هر هفته، در ساعت مشخصی، امکان ایجاد رابطه ای خاص را با یک محیط خیالین و البته مورد پسند به دلایلی که در بالا آورده شد می دهد. به عبارت دیگر سریال نوعی «اعتیاد» سبک به وجود می آورد که کنشگر بدون آنکه متوجه آن باشد، دائما بیشتر درون آن می غلتد و گرفتارش می شود. نتیجه آنکه می بینید که برخی از سریال ها عمری چند ساله و حتی چند ده ساله پیدا می کنند زیرا توانسته اند عنصر اعتیاد را در مخاطب ایجاد کنند. البته این امر تبعاتی برای خود دست اندرکاران سریال نیز دارد مثلا هنرپیشگان یک سریال طولانی مدت در نقش سریالی خود تثبیت شده و سپس دیگر نمی توانند در فیلم یا سریال دیگری بازی کنند. این اتفاق البته برای سریال های بسیار دراز مدت می افتد. و بالاخره سومین دلیل ، پدیده جریان های رسانه ای و فکری یا ایده ها است که انسان شناس آمریکایی آرجون آپادورای به آن به خوبی پرداخته است و نشان می دهد که واقعیت جهانی شدن امروز دیگر نه یک رابطه تک سویه و یک دست بلکه رابطه ای چند سویه و متنوع است که در آن جریان های گوناگونی به چرخش در می آیند مثل جریان کالاها، انسان ها، رسانه ها، پول و ایده ها. در این میان، سریال ها از بهترین ابزارها برای این گونه جریان های جهانی شدن هستند. امروز این امری کاملا رایج است که برخی از کشورها نظیر مکزیک؛ کره جنوبی و ترکیه، از استراتژی سریال برای گسترش نفوذ خود از لحاظ فرهنگی و یا کسب درآمدهای بزرگ در سطح جهانی بهره می برند. نبود امکان پاسخ دادن به نیازهای مخاطبان در سطح یک پهنه ملی، بهترین امکانات را در اختیار این گونه استراتژی ها قرار می دهد، کما اینکه در کشور خود ما با نفوذ شدید شبکه های ماهواره ای و سریال های آنها سروکار داریم که علاوه بر اهداف فرهنگی اهداف سیاسی را نیز دنبال می کنند.


پرسش پنجم: آیا می توان از محصولی چون سریال چنان استفاده کرد که از بین برنده ارزش های والای فرهنگی نباشد؟ چگونه؟(آیا مثالی در این زمینه دارید؟)

بدون شک می توان چنین کرد اما این کار باید با ظرافت انجام بگیرد. برخی از سریال ها، به شدت ایدئولوژیک هستند و به همین دلیل اثر دافعه و معکوس به جای می گذارند. برخی دیگر نیز اصولا تلاش می کنند که پایین ترین غرایز انسانی را تحریک و تشویق کنند و با استفاده از عناصری چون خشونت یا روابط جنسی، مخاطبان زیادی به دست بیاورند. اما این دلیلی نیست که ما این ابزار رسانه ای پر اهمیت را نادیده بگیریم. سریال ها می توانند نقش مهمی برای ایجاد علاقمندی در یک حوزه و یا آموزش غیر رسمی داسته باشند. ترجیح می دهم مثالی نیاورم زیرا ممکن است تبلیغ به حساب بیاید. اما در تاریخ تلویزیون خود ما و در تلویزیون های مهم جهان مثال های زیادی وجود دارند که سریال هایی علاوه بر جذابیت داشتن داستانی توانسته اند مخاطبان را از لحاظ فرهنگی تقویت کنند . اصولا در مباحث جدید تفریح و فراغت ما بیش از پیش بر این نکته تاکید می کنیم که اوقات فراغت را می توان به گونه ای طراحی کرد که سرمایه فرهنگی را نیز افزایش دهد. اما همواره باید متوجه دام تمایل به تحمیل نظر خود و مباحث ایدئولوژیک نیز بود که در این صورت نه تنها سریال یا هر برنامه تفریحی نقش خود را در ایجاد سرگرمی از دست می دهد بلکه از لحاظ فرهنگی اغلب اثر درست معکوس ایجاد می کند.


پرسش ششم: تاثیر سریال در سبک زندگی عمومی چیست؟ آِیا سریال می توان الگوهای رفتاری در جامعه ایجاد کند و چگونه؟ تاثیر این الگوها تا چه حد است؟

سریال ها می توانند دارای تاثیرات کوتاه مدت یا دراز مدت باشند واین بستگی دارد که سیاست های رسانه ای در یک پهنه فرهنگی چه باشد. برای مثال سریال های کوتاه مدت، ممکن است بلافاصله نوعی مد در لباس یا طرز حرف زدن و غیره ایجاد کنند که این گونه تاثیرات چندان اهمیت ندارند و از بین می روند. اما اگر سیاست کلی بر تداوم بخشیدن به تبلیغ و گسترش نوعی سبک زندگی باشد، تاثیر می تواند بسیار عمیق تر اتفاق بیافتد. اما نکته مهمی را توجه داشته باشیم و آن این است که تبلیغ و به نمایش در آوردن یک سبک زندگی در سریال در صورتی که هم جهت با روند عمومی جامعه نباشد هیچ تاثیری نه کوتاه و نه دراز مدت بر سبک زندگی نخواهد داشت. در این صورت ما به منطق ایدئولوژیک شدن می رسیم و همانطور که گفتم تاثیر به صورت معکوس اتفاق خواهد افتاد. ولی اگر سریال و برنامه های تلویزیون در همان جهتی انجام بگیرد که روند عمومی جامعه در آن سو است، تاثیر نیز بالا خواهد بود. این امر چه در زمینه مثبت چه در زمینه منفی صدق می کند.

پرسش نهایی: ملاحظه انتقادی شما درباره سریال چیست؟ آینده سریال ها به کدام سمت می رود؟

به نظر من ما به طور کلی در سطح نظام های دیداری – شنیداری در حال حرکت به سوی نوعی تغییرات رادیکال هستیم که نظام های پیوستاری را تبدیل به نظام های شکسته و در هم پیچیده می کند که رابطه ای خاص با واحد فضا / زمان در معنای جدیدش ایجاد خواهند کرد. بنابراین باید انتظار تغییرات زیادی را در شیوه بیان، شکل و محتوای سریال ها و همچنین سایر اشکال روایت داشت. اگر خواسته باشم مثالی تاریخی برایتان بزنم ، ظهور فیلم های موج نو و رمان نو را به یاد می آورم که در طول چند دهه در کشورهای اروپایی همه چیز را تغییر داد. اما هر چند پایدار نبود بسیاری از روندها، از جمله سینمای تجاری و تلویزیون، را برای همیشه درگون کرد. تغییراتی که من از آنها صحبت می کنم به دلیل برخورداری از پایه های فناورانه و درونی شده در زندگی روزمره بسیار عمیق تر و پایدار تر خواهند بود. برای نمونه نگاه کنید به شیوه ای که امروز مردم در جهان با سیستم های تصویری و صوتی رابطه برقرار می کنند که عمدتا از طریق سایت هایی چون یوتیوب و شبکه های اجتماعی است و همین طور شکل و محتوایی کاملا بریده بریده و ناپیوسته در زمان و مکان دارد. ورود گسترده نسل موبایل های تلویزیونی که از همین امروز نیز آغاز شده است، مسئله این رابطه را در همین جهت باز هم تقویت خواهد کرد و در نهایت ممکن است روابط جدیدی را در چرخه تولید و توزیع و حتی در چرخه آفرینش و خلاقیت ایجاد کند. همان روابطی که ما امروز بین تولید متن هنجارمند آکادمیک و مطبوعاتی از یک سو و متن در شبکه های اجتماعی می بینیم در آینده ای نه چندان دور به نظر من به تولید تصویر و حتی فیلم و سریال نیز خواهد کشید. این ها نتایج انقلاب اطلاعاتی هستند که به تدریج در حال ظهور هستند و کسانی که حاضر نیستند این روابط جدید را بپذیرند و در برابر آنها موانع مکانیکی ایجاد می کنند، بنا بر شواهد تاریخی، معمولا بیشترین ضربه و تخریب را از آنها تجربه خواهند کرد.

منبع: این گفتگو در چارچوب همکاری مشترک سایت انسان شناسی و فرهنگ و ماهنامه مدیریت ارتباطات در خرداد 1392 انجام شده است و در شماره 38 آن به چاپ رسیده است.

فتوشاپ در خدمت سیاست

Posted: 28 Jun 2013 12:17 PM PDT

خبرگزاری مهر - طی سالهای اخیر نرم افزارهای ویرایش و اصلاح عکس به ابزار پرکاربردی در عرصه سیاست تبدیل شده است. هر چند از آغاز کاربرد رایانه برای ایجاد تصاویر غیرواقعی زمان زیادی نمی گذرد، اما دست کاری در تصاویر با اهداف سیاسی با پیدایش وسایل عکاسی آغاز شده است.

"ولادیمیر لنین" رهبر انقلاب روسیه در سال 1920 برای هوادارانش سخنرانی می کند. در تصویر دستکاری شده تصاویر "لئو تروتسکی" و "لئو کامنوف" انقلابیونی که بعدها مورد غضب استالین قرار گرفتند، از تصویر حذف شده اند. استالین بعدها این تصویری را با حضور خود منتشر کرد تا نشان دهد جانشین قانونی لنین است.

این تصویر مربوط به مذاکرات خاورمیانه در سال 2010 است که در کاخ سفید برگزار شد. از آنجا که موقعیت "حسنی مبارک" دیکتاتور پیشین مصر در تصویر واقعی در بالا، به مذاق روزنامه نیمه دولتی "الاهرام" خوش نیامده، تصویر پایین را به سلیقه خود مونتاژ کرده است.

تصویری که در بحبوحه تنش های سیاسی شبه جزیره کره در ماه مارس توسط خبرگزاری دولتی کره شمالی از مانور دریایی ارتش این کشور منتشر شد. کارشناسان می گویند هاورکرافت هایی که در پس زمینه دیده می شوند، وجود خارجی نداشته اند.

تصویری از تجمع هواداران حزب عدالت و توسعه در ترکیه؛ مخالفان دولت "رجب طیب اردوغان" با انتشار این تصویر در شبکه های اجتماعی وی را به جعل تصاویر برای محبوب نشان دادن خود در رسانه ها متهم کرده اند. در این تصویر نقاطی که با دایره های همرنگ نشان داده شده، صحنه های بازسازی شده و تکراری است.

چرا هرگز از ایمیل استفاده نمی‌کنم؟

Posted: 28 Jun 2013 12:17 PM PDT

تری ایگلتون - من به زودی تنها "ب. ا. م." (باکره ایمیلی) خواهم بود که در انگلیس باقی مانده است.

من هیچ گاه ایمیل نفرستاده ام؛ اگرچه گاهی اوقات خیانت کرده ام و از پسر نوجوانم خواسته ام که این کار را برایم انجام دهد. از اینترنت هم هیچ گاه استفاده نکرده ام. توانایی من برای آنلاین شدن در حد توانایی من برای رفتن به [سیاره] کیوان است. من نمی دانم چگونه پیامک بفرستم. من یک تلفن همراه دارم اما آن را همراه نمی برم. به خاطر وحشت از همراهی با برخی روندهای مضحک که در آن انبوه آدم ها در خیابان پیاده روی می کنند و در این ابزارک های شیطانی فریاد می زنند، هیچ گاه تلفن همراهم را از خانه بیرون نبرده ام. اگر اجازه دهید که مردم در مکان های عمومی از تلفن های همراه استفاده کنند، احتمالا منجر به این می شود که مجبور شوید در قطارها و کافه ها به مکالمه آن ها که با صدای بلند می پرسند آیا صورت حساب هایشان رسیده یا نه گوش کنید. حتی تصور چنین چشم اندازی بسیار هولناک است. احتمالا تنها زمانی که من به یک تلفن همراه بیرون از خانه نیاز پیدا کردم زمانی بود که در کوه های ایرلند ماشینم را چپ کرده بودم و برای مدتی درون ماشین گیر افتاده بودم. با این حال، زمانی که در نهایت یک رهگذر تلاش کرد از تلفن همراهش استفاده کند، تلفن به این خاطر که کوه ها بسیار مرتفع بودند کار نکرد. در حالی که مثل یک خفاش غول پیکر سر و ته آویزان بودم و سینه ام به شکل دردناکی به کیسه هوا فشرده می شد، احساس کردم کاملا حق با من است.

با وجود این ها، من به روشی بی همتا برای انتقام گرفتن از دسته "آیا صورت حساب ها رسیده اند؟" رسیدم. هر گاه در قطاری می نشینم، موز کوچکی را روی میز در برابر خودم قرار می دهم. اگر در موقعیتی قرار بگیرم که کسی مجبورم کند به مکالمه کسل کننده و پوچ او گوش کنم، با صدای بلند می گویم "زینگ زینگ". بعد موز را برمی دارم و یک شبهِ - مکالمه کر کننده با محتوایی ملال آور و روح کش انجام می دهم. اگر فرد مقابل اعتراض کند که خواسته ام مسخره اش کنم، با لحن یک آدم رنجیده می پرسم آیا او به مکالمه خصوصی من گوش می کرده است.

مقاومت من در برابر ایمیل به شکل یک اعتراض آغاز نشد. این مقاومت فقط بُعدی از عقب ماندگی فناورانه عمومی من است. من پس از اختراع خلال دندان، دندان هایم را با یک شاخه کوچک تمیز می کردم و مدت ها پس از آن که همه به استفاده از رایانه روی آورده بودند من همچنان از ماشین تحریر استفاده می کردم. از من می پرسیدند "اما چطور متن ها را تصحیح می کنی؟". با ناباوری و در حالی که یکی از ابروهایم را متکبرانه بالا می بردم پاسخ می دادم "تصحیح؟". همین مشکل را با دوش های حمام هم دارم. معمولا صبر می کنم تا باران ببارد و بعد از خانه بیرون بزنم و در چمن های روبروی خانه غلت بخورم.

اگرچه این روزها، قطعا، بکارت ایمیلی من به یک جور اعتراض تبدیل شده است. من شاهد زنده ای هستم برای [اثبات] این که همه این ارتباطات دیوانه وار، و در بیشتر موارد بی معنی، غیرضروری هستند. همه ما پیش از آغاز این دوران زندگی مان را می گذراندیم و من شخصا تاکنون بدون این فناوری ها زنده مانده ام. اگر افراد واقعا بخواهند با من تماس بگیرند برایم می نویسند. اگر آن ها نمی توانند به خودشان زحمت بدهند یا فراموش کرده اند که چه طور این کار را انجام بدهند یا تصور می کنند که نوشتن همراه با نورمن ویزدام و شلوارهای جین لوله ای محو شده است این مشکل آن هاست. به علاوه، یقینا ایمیل فقط یک مد زود گذر است. پیش بینی من این است که تا کریسمس آینده پایان می یابد و همه بعد از آن،مانند من، به وضع پاکدامنی فناورانه بازمی گردند.

به نظر من، اینترنت به این دلیل که همه ما را کند کرده است و ضرب آهنگ زندگی ما را به [دوران] تمدن های کهن تر و آرام تر بازگردانده است، ابزاری ضد مدرن است. در سال های پر جوش و خروش و زودگذر پیش از [دوران] اپل و گوگل، شما تقاضای یک اتاق در یک هتل می کردید و متصدی پذیرش هتل فقط اسم شما را در یک دفتر می نوشت. همه چیز در 20 ثانیه تمام بود. این روزها شما تقاضای یک اتاق می کنید و متصدی پذیرش شروع به تایپ کردن یک فصل از رمان اش می کند. زمانی که یک یا دو پلات فرعی را گسترش داد و تعدادی کاراکتر پیچیده جدید به رمانش اضافه کرد، به یاد می آورد که قرار بوده چه کاری انجام دهد و کلیدهای اتاق را به شما تحویل می دهد.

زبان پیش از هر چیز راهی برای بودن با افراد دیگر است و پس از آن و در مرتبه دوم راهی برای انجام دادن کارها. به همین دلیل است که پارادایم ارتباط انسانی بنگاه روابط عمومی نیست بلکه میخانه است. گفته می شود آخرین کلمات استیو جابز:"آه، چه جالب، آه، چه جالب، آه، چه جالب!" بود. با اندیشیدن در مورد "لیر شاه"، حس کردن این که چیزی گم شده است دشوار نیست. حالا تنها مشکل من این است که چه طور این یادداشت را به سردبیر برسانم.

ترجمه محمد احمدی
منبع: وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ

نویسندگانی در میان ۱۰۰ چهره پرقدرت جهان

Posted: 28 Jun 2013 11:53 AM PDT

پنج نویسنده موفق شدند تا در میان ۱۰۰ چهره پرقدرت جهان از نگاه سایت فوربس، جای بگیرند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از کریستین ساینس مونیتور، سایت فوربس با انتشار فهرست 100 نفره سالانه‌اش که هر سال به معرفی تاثیرگذارترین چهره های مشهور جهان اختصاص پیدا می‌کند، 5 نویسنده را در این فهرست قرار داد.

با این حال تاثیرگذارترین نویسنده این فهرست برخلاف سال‌های اخیر، دیگر رولینگ خالق «هری پاتر» نبود، بلکه یک نویسنده تازه از راه رسیده که خیلی‌ها او را به عنوان نویسنده قبول هم ندارند، موفق شده این جایگاه را به دست بیاورد. «ای.ال. جیمز» خانم نویسنده‌ای است که با نوشتن یک سه گانه با عنوان «پنجاه طیف خاکستری» نام خود را به عنوان اولین نویسنده این فهرست در مکان چهل و دوم ثبت کرده است.

او که نام واقعی‌اش اریکا لئونارد است، اولین کتاب از این سه گانه را سال 2011 منتشر کرد. اسم خانم جیمز در فهرست تاثیرگذارترین چهره‌های مجله تایم هم در میان 100 چهره سال قرار گرفت. او که این مجموعه را ابتدا به صورت الکترونیک منتشر کرد، به تدریج موفق شد سر و صدایی به پا کند و با بالا رفتن فروش این کتاب، نسخه چاپی آن را هم به بازار فرستاد.

«جیمز پترسون» نویسنده آمریکایی که سال پیش 29 عنوان کتاب الکترونیک پرفروش داشت، در مکان 49 این فهرست جای گرفته است. او سال پیش 94 میلیون دلار درآمد داشت که بخش بزرگی از آن برای فروش امتیاز ساخت آثارش برای فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی بود.

سومین نویسنده این فهرست «استفن کینگ» است که در رتبه 75 جای گرفته است. او که رمان «سرزمین شادی» را به تازگی منتشر کرده، تا سپتامبر «دکتر اسلیپ» را به بازار می فرستد. او امسال موفق شد تا رمان «زیر گنبد» را به صورت یک مجموعه تلویزیونی 13 قسمتی راهی تلویزیون کند.

«جی. کی. رولینگ» نویسنده‌ای که اسمش با «هری پاتر» گره خوده است، نیز امسال در این فهرست حضور دارد. اما دلیل حضور او انتشار اولین رمانی است که برای بزرگسالان نوشته و با عنوان «خلاء ناگهانی» در سال 2012 منتشر شد. رولینگ با این رمان سر و صدای زیادی ایجاد کرد و برای نوشتن آن هشت میلیون دلار دستمزد دریافت کرد.

«سوزان کالینز» هم که با کتاب «بازی‌های گرسنگی» فروش زیادی کرد و فیلمش در سینما هم کاملاً موفق بود، رتبه 87 این فهرست را به دست آورده است. او با درآمد 20 میلیون دلاری که از انتشار سه‌گانه «بازی‌های گرسنگی» در سال 2012 عایدش شد، با اکران فیلمی که از اولین کتاب این مجموعه ساخته شد، نام خود را به عنوان سومین فیلم پرفروش در روز افتتاحیه، در تاریخ سینما ثبت کرد. سه گانه سوزان کالینز تنها در سال 2011 بیش از 9 میلیون نسخه فروش را ثبت کرده بود.

مقالات برتر دومین همایش روز رسانه‌های اجتماعی معرفی شدند

Posted: 28 Jun 2013 11:53 AM PDT

دکتر حسین امامی، دبیرعلمی دومین همایش روز رسانه‌های اجتماعی مقالات برتر این همایش را معرفی کرد.

به گزارش دبیرخانه این همایش، وی با بیان اینکه 30 مقاله کامل به دبیرخانه همایش ارسال شد که از این تعداد 15 مقاله مرتبط با محورهای همایش پذیرفته شد، اظهار داشت: از میان این 15 مقاله سه مقاله زیر به عنوان مقاله برتر برگزیده شدند که در روز همایش مورد تقدیر قرار می‌گیرند.

رتبه اول، مقاله موانع به کارگیری رسانه اجتماعی در سازمان‌ها (مطالعه موردی سازمان شهرداری تهران) نوشته مشترک دکتر سید وحید عقیلی، آذر اسدی کرم و محیا برکت

رتبه دوم، مقاله کتابخانه‌های روی ابر: بهره‌گیری از رسانه‌های اجتماعی در کتابخانه های دانشگاهی نوشته مشترک دکتر امیر رضا اصنافی و مریم پاکدامن نائینی

رتبه سوم، مقاله کاربرد رسانه های اجتماعی در سازمان های مردم نهاد نوشته زهرا صبورنژاد

وی با اشاره به اینکه 15 مقاله پذیرفته شده در همایش در کتاب الکترونیکی دومین همایش روز رسانه‌های اجتماعی منتشر می‌شود اظهار داشت: با توجه به سخنرانی دیگر کارشناسان و زمان محدود این همایش، دو مقاله برتر فرصت ارائه مقاله در روز همایش را خواهند داشت.

گفتنی است، دومین همایش روز رسانه‌های اجتماعی با رویکرد رسانه‌های اجتماعی در سازمان همزمان با روز جهانی رسانه‌های اجتماعی 9 تیرماه در تالار ایوان شمس تهران برگزار می‌شود.

موزه ملی مطبوعات در یکی از شب‌های ماه رمضان افتتاح می‌شود

Posted: 28 Jun 2013 11:53 AM PDT

مدیر سرای روزنامه‌نگاران از افتتاح موزه ملی مطبوعات در یکی از شب‌های ماه مبارک رمضان خبر داد و گفت: به دنبال افتتاح این موزه، نخستین موزه مطبوعات استانی در استان کرمان افتتاح می‌شود.

مجید امرایی در گفت‌‌وگو با خبرنگار جامعه فارس با اشاره به افتتاح موزه ملی مطبوعات در ماه مبارک رمضان اظهار داشت: این موزه در تهران در کنار بنای فرهنگی «بقعه سر قبر آقا» افتتاح و راه‌اندازی خواهد شد.

مدیر سرای روزنامه‌نگاران افزود: در این موزه دستگاه‌های قدیمی صنعت چاپ، دست‌نوشته‌های اولیه روزنامه‌نگاران، نسخه‌های قدیمی، عکس‌های قدیمی حوزه روزنامه‌نگاری و همچنین لوگوها، سرلیست پیشگامان حوزه روزنامه‌نگاری کشور و ابزار و ادوات مرتبط با حوزه روزنامه‌نگاری قرار داده خواهد شد.

وی ادامه داد: قدیمی‌ترین شیئی که در این موزه به نمایش گذاشته می‌شود دستگاه چاپی است که مربوط به 100 سال گذشته می‌شود و با حروف سربی کار می‌کرده است.

امرایی اضافه کرد: در صدد هستیم که موزه مطبوعاتی منطقه‌ای را نیز در استان‌های مختلف راه‌اندازی کنیم بر همین اساس اولین موزه مطبوعاتی استانی در استان کرمان نیز در آینده نزدیک افتتاح می‌شود.

حذف سؤال‌های عجیب از آزمون استخدامی گوگل

Posted: 28 Jun 2013 11:52 AM PDT

اگر از این به بعد فردی برای استخدام به گوگل مراجعه کند، با سوالات عجیبی از این دست مواجه نمی‌شود که مدیر گوگل برای خوابیدن به چند بالش بزرگ نیاز دارد!

به گزارش فارس به نقل از کوارتز، شرکت گوگل که به خاطر طرح سوالات مضحک و عجیب و غریب در آزمون‌های استخدامی خود شهرت دارد، قصد دارد از این پس این روند را متوقف کند. از جمله این سوال ها می توان به این مورد اشاره کرد که چند توپ گلف برای پر کردن فضای یک اتوبوس مدرسه لازم است؟ یا اینکه چرا همه درپوش‌ها را گرد می‌سازند؟

مدیران گوگل پیش از این فکر می کردند با طرح سوالاتی از این دست می توانند به ویژگی های شخصیتی و روحیات افراد پی ببرند، اما لازلو باک می‌گوید برای ما مشخص شده که این سوالات سوهان روح کاملا وقت تلف می‌کنند و با استفاده از آنها نمی توان چیزی را پیش‌بینی کرد. ما قبلا فکر می کردیم با طرح این سوالات، مصاحبه کاری هوشمندانه به نظر می‌رسد.

از جمله مضحک ترین سوالات استخدامی گوگل می توان به موارد زیر اشاره کرد: برای شستن همه شیشه‌های پنجره ساختمان های شهر سیاتل چقدر باید هزینه کرد؟ یک طرح تخلیه اضطراری برای شهر سان فرانسیسکو طراحی کنید؟ هر روز چند بار عقربه‌های یک ساعت روی هم قرار می گیرند؟ اگر شما را به داخل یک ماشین مخلوط کن بیندازند و بگویند تا 60 ثانیه دیگر تیغه‌های آن به راه می‌افتند چه می‌کنید؟ فکر می‌کنید در آینده افراد از طریق چه برنامه ای با هم آشنا شوند؟ و ...

نویسندگانی در میان ۱۰۰ چهره پرقدرت جهان

Posted: 28 Jun 2013 11:43 AM PDT

پنج نویسنده موفق شدند تا در میان ۱۰۰ چهره پرقدرت جهان از نگاه سایت فوربس، جای بگیرند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از کریستین ساینس مونیتور، سایت فوربس با انتشار فهرست 100 نفره سالانه‌اش که هر سال به معرفی تاثیرگذارترین چهره های مشهور جهان اختصاص پیدا می‌کند، 5 نویسنده را در این فهرست قرار داد.

با این حال تاثیرگذارترین نویسنده این فهرست برخلاف سال‌های اخیر، دیگر رولینگ خالق «هری پاتر» نبود، بلکه یک نویسنده تازه از راه رسیده که خیلی‌ها او را به عنوان نویسنده قبول هم ندارند، موفق شده این جایگاه را به دست بیاورد. «ای.ال. جیمز» خانم نویسنده‌ای است که با نوشتن یک سه گانه با عنوان «پنجاه طیف خاکستری» نام خود را به عنوان اولین نویسنده این فهرست در مکان چهل و دوم ثبت کرده است.

او که نام واقعی‌اش اریکا لئونارد است، اولین کتاب از این سه گانه را سال 2011 منتشر کرد. اسم خانم جیمز در فهرست تاثیرگذارترین چهره‌های مجله تایم هم در میان 100 چهره سال قرار گرفت. او که این مجموعه را ابتدا به صورت الکترونیک منتشر کرد، به تدریج موفق شد سر و صدایی به پا کند و با بالا رفتن فروش این کتاب، نسخه چاپی آن را هم به بازار فرستاد.

«جیمز پترسون» نویسنده آمریکایی که سال پیش 29 عنوان کتاب الکترونیک پرفروش داشت، در مکان 49 این فهرست جای گرفته است. او سال پیش 94 میلیون دلار درآمد داشت که بخش بزرگی از آن برای فروش امتیاز ساخت آثارش برای فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی بود.

سومین نویسنده این فهرست «استفن کینگ» است که در رتبه 75 جای گرفته است. او که رمان «سرزمین شادی» را به تازگی منتشر کرده، تا سپتامبر «دکتر اسلیپ» را به بازار می فرستد. او امسال موفق شد تا رمان «زیر گنبد» را به صورت یک مجموعه تلویزیونی 13 قسمتی راهی تلویزیون کند.

«جی. کی. رولینگ» نویسنده‌ای که اسمش با «هری پاتر» گره خوده است، نیز امسال در این فهرست حضور دارد. اما دلیل حضور او انتشار اولین رمانی است که برای بزرگسالان نوشته و با عنوان «خلاء ناگهانی» در سال 2012 منتشر شد. رولینگ با این رمان سر و صدای زیادی ایجاد کرد و برای نوشتن آن هشت میلیون دلار دستمزد دریافت کرد.

«سوزان کالینز» هم که با کتاب «بازی‌های گرسنگی» فروش زیادی کرد و فیلمش در سینما هم کاملاً موفق بود، رتبه 87 این فهرست را به دست آورده است. او با درآمد 20 میلیون دلاری که از انتشار سه‌گانه «بازی‌های گرسنگی» در سال 2012 عایدش شد، با اکران فیلمی که از اولین کتاب این مجموعه ساخته شد، نام خود را به عنوان سومین فیلم پرفروش در روز افتتاحیه، در تاریخ سینما ثبت کرد. سه گانه سوزان کالینز تنها در سال 2011 بیش از 9 میلیون نسخه فروش را ثبت کرده بود.

ژاپن به جنگ ثبت تصاویر در عینک گوگل رفت

Posted: 28 Jun 2013 11:43 AM PDT

محققان ژاپنی یک فناوری ضد عینک گوگل ساخته‌اند که از مشاهده چهره کاربر توسط آن جلوگیری می‌کند.

به گزارش ایسنا، محققان موسسه ملی انفورماتیک ژاپن عینک خود را با 11 چراغ ال‌ای‌دی ساخته‌اند که نور نزدیک مادون قرمز در دوربینهای عینک گوگل می‌تابانند.

این نور برای چشم غیرمسلح انسان قابل مشاهده نیست، اما در فیلم بقدری درخشان است که فرد دارای عینک گوگل نمی‌تواند چهره کاربر مجهز به عینک ضد آن را ببیند.

این پژوهش افراطی‌ترین اقدام صورت گرفته تاکنون از سوی افرادی است که تلاش می‌کنند از ثبت تصاویرشان توسط عینکهای گوگل خودداری کنند.

قیمت این عینکها 1500 دلار بوده و تاکنون تنها برای 2000 کاربر تولید شده، اما قرار است به شکل گسترده‌تری در دسترس مردم قرار بگیرد.

عینکهای گوگل باعث نگرانی برخی افراد هستند، چرا که از دوربینی در کنار چشم کاربر برخوردار بوده و بدون نور قرمز یا صدای شاتر از دیگران عکس برداشته یا فیلمبرداری می‌کند.

فناوری ضد عینک گوگل در حال حاضر بر روی عدسی دوربینهایی کار می‌کند که به نور مادون قرمز حساس هستند. اما این محققان اکنون در حال کار بر روی مواد بازتابنده هستند که از تاثیر مشابه با مزاحمت کمتر برخوردارند.

استفاده از عینک آفتابی کافی نبوده و از شناسایی شدن توسط این عینکها جلوگیری نخواهد کرد، چرا که این کار با استفاده از بینی نیز بجای چشمها قابل انجام است.

خبرگزاری «موشنا» اعلام موجودیت می‌کند

Posted: 28 Jun 2013 11:42 AM PDT

منیژه حکمت گفت: برنامه‌ی ویژه‌ای برای نشست خبری فیلم «شهر موش‌ها 2» که روز یکشنبه 9 تیر ماه برگزار می‌شود، تدارک دیده‌ایم.

تهیه‌کننده‌ی این فیلم در گفت‌و‌گویی با ایسنا، گفت: اولین نشست رسانه‌ای فیلم «شهر موش‌ها» با حضور عوامل فیلم ساعت 10 صبح یکشنبه 9 تیرماه در آمفی‌تئاتر باغ موزه قصر برگزار می‌شود و از خبرنگاران خواسته‌ایم هر کدام کودکی را به همراه خود داشته باشند.

وی افزود: جدا از اینکه گزارش شش ماه‌ی پیش تولید ارائه می‌شود، اتفاقات جدیدی نیز در این نشست رقم خواهد خورد که قطعا برای خبرنگاران و مردم بسیار جذاب خواهد بود.

حکمت تاکید کرد: حضور در این نشست صرفا با ارائه دعوت‌نامه خواهد بود.

این تهیه‌کننده «شهر موش‌ها 2» را اتفاق 20 ساله‌ی اخیر دانست و گفت: بخش خصوصی به همراه اسپانسرهای موجود، اتفاقی را در سینمای کودک رقم خواهند زد که تا کنون رخ نداده است.

وی از اعلام موجودیت خبرگزاری «موشنا» در این نشست خبر داد و اظهار کرد: خبرهای فیلم پس از آن از طریق این خبرگزاری به اطلاع عموم خواهد رسید.

مرضیه برومند کارگردانی «شهرموشها2» را برعهده دارد.

انتشار نخستین شماره‌ ماهنامه سه‌بعدی

Posted: 28 Jun 2013 11:39 AM PDT

نخستین شماره از ماهنامه‌ی سه‌بعدی «دی‌وان» منتشر شد.

به گزارش ایسنا، «دی‌وان» ماهنامه‌ای فرهنگی، هنری و آموزشی است که عکس‌های تعدادی از صفحات آن به‌شکل سه‌بعدی چاپ شده است.

موسسه‌ی منتشرکننده‌ی این ماهنامه برای این‌که علاقه‌مندان بتوانند تصاویر سه‌بعدی را ببینند، همراه مجله، یک عینک سه‌بعدی در اختیار علاقه‌مندان می‌گذارد. همچنین برای این مجله، وب‌سایتی طراحی شده است که بنابر ادعای صاحبانش، امکاناتی فراتر از مجله‌ی کاغذی دارد.

براساس آنچه در مجله‌ی «دی‌وان» به آن اشاره شده، هریک از مجله‌ها هلوگرام اختصاصی دارد که نمایانگر کد مجله‌ی مورد نظر است. علاقه‌مندان می‌توانند پس از ثبت‌ نام در سایت، یک کد اختصاصی را وارد و به محتوای سه‌بعدی بیشتری دست پیدا کنند. همچنین یک برنامه‌ی موبایل برای این ماهنامه‌ی سه‌بعدی طراحی شده است که علاقه‌مندان از طریق آن می‌توانند محتوای بیشتری از مجله را داشته باشند.

مدیرمسوول ماهنامه‌ی «دی‌وان» محسن بوربور است و سردبیری آن را حسین نیکزاد برعهده دارد.

در شماره‌ی نخست ماهنامه‌ی سه‌بعدی «دی‌وان» گفت‌وگو با منوچهر والی‌زاده با عنوان «صدای سه نسل در یک حنجره»،‌ گفت‌وگو با اکبر عبدی، رضا یزدانی، روح‌الله طالبی و بهمن دان و همچنین گزارش‌هایی درباره‌ی شیراز، محصول جدید مرسدس بنز، 10 تکنولوژی برتر پزشکی، چوگان، نایک، آشپزی و بازی‌های کنسول گنجانده شده است.

ماهنامه‌ی سه بعدی «دی‌وان» با قیمت 10هزار تومان توزیع شده است.

مشاهده نقشه ترافیکی جاده‌ها روی تلفن همراه

Posted: 28 Jun 2013 11:39 AM PDT

به منظور سهولت دسترسی به آخرین وضعیت ترافیکی راه‌ها، نرم‌افزار نقشه گرافیکی بر خط راه‌ها روی تلفن‌های همراه تا یک ماه آینده فعال می‌شود.

به گزارش ایسنا، قیصر یاراحمدی - معاون مرکز مدیریت راه‌های کشور - اظهار کرد: با هدف تسهیل و تسریع دستیابی به آخرین وضعیت ترافیکی راه‌های کشور، نرم‌افزار نقشه گرافیکی بر خط راه‌ها روی تلفن‌های همراه فعال می‌شود تا افرادی که قصد سفر به نقاط مختلف کشور را دارند، با فعال‌سازی نرم‌افزار روی خط تلفن همراه از آخرین وضعیت ترافیکی جاده‌های کشور در لحظه مطلع شوند.

وی درباره چگونگی نحوه دریافت اطلاعات از این نرم‌افزار گفت: با اجرای این برنامه نرم‌افزار، نقشه کشور به تفکیک استان و شهر روی صفحه گوشی همراه نمایش داده می‌شود و بعد از انتخاب استان از آخرین وضعیت ترافیکی محورهای استان مطلع می‌شوند.

یاراحمدی افزود: این سامانه از طریق چهار رنگ سبز (ترافیک روان)، زرد (نیمه سنگین)، قرمز (سنگین) و مشکی (خیلی سنگین) شرایط مسیر مورد نظر را در لحظه اطلاع‌رسانی می‌کند.

چهار جایگزین مناسب و رایگان برای گوگل ریدر

Posted: 28 Jun 2013 11:18 AM PDT

گوگل ریدر، از مفیدترین و مهم‌ترین ابزارهای پی‌گیری خبرها و اطلاعات آنلاین، در نخستین روز ماه ژوئیه (۱۰ تیر) رسما بسته خواهد شد. در این مطلب چهار جایگزین رایگان و مناسب برای این سرویس کمپانی گوگل را معرفی کرده‌ایم.

حوزه‌های خبر و کسانی که مشتاقانه اطلاعات آنلاین را از منابع گوناگون پی‌گیری می‌کنند، می‌دانند که دنبال کردن سازمان‌یافته این فیدها و داده‌ها جز با بهره‌گیری از ابزارهای مخصوص این کار ممکن نیست. خبرخوان‌ها، یا ابزارهایی که فیدها را دنبال می‌کنند و با امکانات جانبی بسیاری در اختیار کاربر قرار می‌دهند، روند پی‌گیری و جست‌وجوی اطلاعات در فضای مجازی را به‌طور چشمگیری تسهیل و تسریع می‌کنند.

با بسته شدن گوگل ریدر که یکی از مهم‌ترین خبرخوان‌ها به خصوص برای جامعه ایرانی بود، حالا شبکه‌ها و وب‌سایت‌های گوناگون معرفی سرویس‌های جایگزین را آغاز کرده‌اند. در ادامه می‌توانید معرفی چهار سرویس مناسب و کاربرپسندی را بخوانید که در هفته‌های اخیر توجه بسیاری از کاربران سابق گوگل ریدر را جلب کرده‌اند. هر چهار سرویس رایگان‌اند و کاربری‌شان بسیار ساده است.

۱) فیدلی (Feedly)

در میان جایگزین‌هایی که تا کنون برای گوگل ریدر معرفی شده، فیدلی سریع‌ترین رشد را در جذب کاربران داشته است. فیدلی با محیط کاربری ساده و جذابش حالا بیش از ۱۲ میلیون کاربر دارد. این سرویس روی کلاودهای همین کمپانی کار می‌کند و نسخه‌های متعددی از آن هم ارائه شده است: نسخه ویژه مرورگر، موبایل و همین‌طور نسخه دسکتاپ. علاوه بر این‌ها، می‌توانید از نسخه آنلاین آن هم استفاده کنید.

www.cloud.feedly.com

فیدلی در کنار پست‌ها آیکون کوچکی هم قرار داده که نشان می‌دهد تا کنون آن پست چند بار در گوگل پلاس و فیس‌بوک به اشتراک گذاشته شده است. احتمالا به زودی تعداد دفعات به‌اشتراک‌گذاری مطالب در توییتر هم به این سرویس اضافه خواهد شد. تنها نقطه ضعف این سرویس برای کاربران گوگل ریدر احتمالا این است که در اینجا کلیدهای میان‌بر گاها با کلید‌های ریدر تفاوت دارند و کاربر نمی‌تواند کلید‌های میان‌بر مورد نظر خود را در آن تعریف کند.

فیدلی هم برای آی‌فون و هم اندروید اپلیکیشن‌های مخصوصی ارائه کرده و به نظر می‌رسد سرویس پایداری خواهد بود. افزونه‌های فیدلی هم روی مرورگرهای کروم، فایرفاکس و سافاری به خوبی کار می‌کنند.

۲) دیگ ریدر (Digg Reader)

اگر پیش از بسته شدن گوگل ریدر (۱۰ تیر) به وب‌سایت ویژه دیگ ریدر (www.digg.com/reader) بروید خواهید دید که تاریخ دقیق راه‌اندازی آن دقیقا همان تاریخی است که قرار است گوگل ریدر رسما بسته شود. هنوز محصول نهایی کمپانی دیگ آماده نشده، اما آنها از پیش‌تازان طراحی ابزارهای مخصوص پی‌گیری خبرهای اجتماعی‌اند.

وارد کردن فیدهای گوگل ریدر به دیگ ریدر بسیار ساده است. فیدها را می‌توانید در دیگ در دو حالت باز و بسته ببینید و نسخه وب آن هم در کنار اپلیکیشن‌های مخصوص آی‌فون و آی‌پد در روز راه‌اندازی رسمی ارائه خواهد شد. نسخه اندروید آن سه چهار هفته پس از راه‌اندازی رسمی ارائه خواهد شد.

تب Popular هم در این سرویس تعبیه شده و پست‌هایی که بیشتر مورد توجه دیگر کاربران این سرویس بوده را به نمایش می‌گذارد. در این سرویس شما می‌توانید کلیدواژه‌ها را در همه مجموعه فیدهایی که دارید جست‌وجو کنید و آیتم‌های ریدر خود را بر اساس میزان محبوبیت، یا منطقه جغرافیایی و بسیاری گزینه‌های دیگر مرتب کنید.

۳) اولد ریدر (The Old Reader)

سرویس اولد ریدر از نزدیک به یک سال پیش راه‌اندازی شد. وقتی فیدهای گوگل ریدرتان را وارد این سرویس می‌کنید، محیط این سرویس بسیار شبیه به گوگل ریدر است، اما نکته اینجاست که وارد کردن فیدها باید از طریق Google Takeout انجام شود و انجام اتوماتیک آن در این سرویس غیرممکن است.

بسیاری از کلیدهای میان‌بر آن مشابه کلیدهای گوگل ریدر است و گزینه‌های نظیر لایک و شر گوگل ریدر که از مدت‌ها پیش در توسط گوگل ریدر غیرفعال شده بود نیز در این سرویس احیا شده است.

www.theoldreader.com

یکی از ضعف‌های بزرگ این سرویس این است که نسخه موبایل ندارد و امکان به‌اشتراک‌گذاری مستقیم پست‌ها هم از درون این سرویس به فیس‌بوک و توییتر وجود ندارد. گذشته از این، تعداد کم کاربران آن، استفاده از امکانات اجتماعی آن را کم‌رمق می‌کند، اما برای کسانی که می‌خواهند محیطی کاملا شبیه به گوگل ریدر داشته باشند، احتمالا اولد ریدر بهترین گزینه موجود است.

به این نکته هم توجه کنید که طراحان آن بارها تاکید کرده‌اند که همه وقت خود را به گسترش این سرویس اختصاص نمی‌دهند و برای پیش‌برد کار به کمک‌های مالی کاربران نیاز دارند، بنابراین ممکن است اولد ریدر هم مثل گوگل ریدر سرویس پایداری نباشد و در آینده با اختلالتی مواجه شود.

۴) پالس (Pulse)

سرویس پالس، که سال گذشته توسط کمپانی لینکدین خریداری شده، بیشتر عکس‌محور است و کمتر از گزینه‌های دیگر به گوگل ریدر شبیه است. شباهت پالس به سرویس‌هایی نظیر فلیپ‌برد و زایت (Zite) بیشتر است، تا گوگل ریدر. با این حال، خبرخوانی با پالس هم جذابیت‌های خاص خود را دارد. این سرویس هم برای آی‌فون و هم برای اندروید اپلیکیشن‌های مخصوصی ارائه کرده است. (www.pulse.me)

پالس هم نسخه آنلاین دارد و هم نسخه‌های موبایل برای آی‌فون و اندروید. به‌اشتراک‌گذاری آیتم‌های درون این سرویس در سرویس‌های دیگر از جمله توییتر، فیس‌بوک و لینکدین هم به سادگی میسر است.

منبع: دویچوله

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر