ه‍.ش. ۱۳۹۳ آبان ۶, سه‌شنبه

RE: استاد بزرگوار «ساسان سپنتا» درگذشت

جا دارد گفته شود کاش از بزرگان هنر و ادب در زمان حیاتشان
 گفتگو شود
که آنان در حیات ، ازهموطنان خویش قدر ببینند هنوز
 هم گرچه بسیاری ازین بزرگان چهره در نقاب خاک کشیده اند، هستند

هنرمندان و ادیبان  در حیات  ، و هموطنان بخصوص در داخل
باید به سراغشان بروند و حال و روزشان را مختصرا بنگارند
تصوّرش را بکنید که از خانم روشنک تا روز فقدان  هیچ سراغی
وجود نداشت و این بعهده هنردوستان هست که دنبال کار را بگیرند
و در زمان حیات سراغشان بروند
جواد چمشیدی


Date: Mon, 27 Oct 2014 12:46:53 +0000
From: friends-of-radio-golha@googlegroups.com
To: friends-of-radio-golha@googlegroups.com
Subject: Fw: استاد بزرگوار «ساسان سپنتا» درگذشت






دکتر ساسان سپنتا
زبانشناس، موسیقی شناس، محقق و مؤلف
تولد: ۱۳۱۳  بمبئی
وفات: 3آبان1393- اصفهان
 
تحصیلات در اصفهان، تهران و ایالات متحده آمریکا در رشته های ادبیات فارسی، زبان شناسی عمومی و ....
تحصیل موسیقی نزد ابوالحسن صبا، علینقی وزیری و محمود تاج بخش (نوازندگی ویولون) و استفاده از محضر روح الله خالقی و استادان دیگر.
فعالیت قلمی در زمینه موسیقی از سال ۱۳۳۶ در مجله موزیک ایران به سردبیری بهمن هیربد.
 
با این که رشته تخصصی وی در طول تحصیل و بعدها تدریس در دانشگاه، غیر از موسیقی بوده، با این وصف، او میان موسیقی شناسان، شناخته شده تر است تا نزد زبان شناسان و یا متخصصان ادب فارسی. می توان بخش موسیقی را فعالیت عاشقانه و بخش زبان شناسی و ادبیات را فعالیت عقلانی این چهره فرهنگی معاصر شناخت. اگرچه رویکرد او به موسیقی نیز هیچ وقت بری از عقلانیت نبوده و وی از نخستین نویسندگان جدی در این زمینه است که به جای افسانه پردازی های مرسوم، بر نگارش و تحقیق متکی بر اسناد و مدارک و دانش معتبر، تأکید داشته است.
او یکی از ۳ فرزند زنده یادان: عبدالحسین سپنتا و بانو گوهرتاج بزرگزاد ایمانی است. پدر، ادیب و تاریخدان و بانی سینما در ایران بود و بعدها که سینما را کنار گذاشت، مدیر روزنامه «سپنتا» که تا سال ۱۳۳۸ نیز منتشر می شد. او به همراه همسرش در اصفهان برای امور ترجمه و تألیف کتب مربوط به ایران باستان که از طرف دانشمند شهیر، دینشاه ایرانی (سیلستر) در بمبئی به عبدالحسین خان سپنتا واگذار شده بود، به هندوستان سفر کردند و فرزند آنها - ساسان - در بمبئی متولد شد. بعد از مدتی کوتاه، مادر به همراه خانواده به اصفهان مراجعت کرد و پدر نیز مدتی بعد آمدساسان سپنتا در محیط با فرهنگ و با اصالت خانواده خود، نغمه های موسیقی اصیل از ساز و آواز استادان و هنرمندانی چون صبا و نی داوود و قهر و تاج و ادیب را به گوش جان شنید و مجموعه این موسیقی متعالی که از صفحات گرامافون (تولید کارخانه های انگلیسی و آلمانی و آمریکایی) پخش می شد، شالوده ذهنی و پسند هنری او را شکل داد. پدر با موسیقی الفت داشت و خود نیز تصنیف هایی را در فیلم هایش خوانده بود و از این رو، مانعی برای یادگیری موسیقی در آن خانواده وجود نداشت. سپنتای جوان، دیپلم را در اصفهان گرفت و بلافاصله برای ادامه تحصیل به دانشگاه تهران رفت. دلمشغولی او در آنزمان، متفاوت با دلمشغولی های بسیاری از جوان های آن عصر، مطالعه و تعمق در ادبیات و تاریخ و جمع آوری صفحات قدیمی و کوهنوردی بود، ضمن این که در تمام دوره تحصیل تا آخرین مقطع دانشگاهی نیز شاگردی درسخوان و جدی شناخته می شد. او تحصیلات کلاسیک را به موازات آموزش موسیقی ادامه داد و هیچ کدام در زندگی او مانع دیگری نشد. نوازندگی ویولون را نزد آرمیک گورگین (از تحصیلکردگان موسیقی کلاسیک در روسیه) و سپس نزد ابوالحسن صبا، علینقی وزیری و محمود تاج بخش (از شاگردان قدیمی کلاس ویولون صباادامه داد و تکمیل کرد. گهگاهی نیز برنامه هایی به عنوان «بابک» در رادیو اصفهان داشت که گاه صدای استاد جلال تاج اصفهانی را همراهی می کرد و گاه نیز به تک نوازی می پرداخت.
سپنتا در سال ۱۳۳۸ آثار صوتی نفیس استادان موسیقی عصر ناصرالدین شاه را که بر استوانه‌های مومی دستگاه فنوگراف (حافظ‌الاصوات) ضبط شده بود و مدتی بیش از شصت سال به علت عدم راه کارهای فنی متروک و بلااستفاده مانده بود کشف و با ساختن و ابداع ادوات دست ساز و تمهیدات فنی بازیابی صوتی نمود و تحلیل و توصیف سبک و ویژگیهای هنری آثار بازیابی شده را در برنامه‌های رادیو تلویزیونی، تلویزیون ملی ایران (سالهای پیرامون ۱۳۵۰) عرضه کرد.
گفتنی این که در سال ،۱۳۳۰ وقتی همراه پدر به تهران آمد. او بعد از اخذ لیسانس در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران، در رشته زبان شناسی فوق لیسانس گرفت. گذشته از این، به کارهای فنی نیز بسیار علاقه مند بود و مشاغل دوره جوانی او همه در این زمینه گذشته است. از سال ،۱۳۳۹ کارمند فنی شبکه بی سیم در وزارت راه بود. بعد از کسب موفقیت در آزمون آموزش حین خدمت، به ایالات متحده آمریکا اعزام شد و به ادامه تحصیل و کارآموزی در رشته الکترونیک پرداخت و مطابق روش منظم و سالمی که هنگام زندگی در تهران داشت، در آمریکا نیز از اوقات فراغت خود برای تکمیل معلومات در زمینه موسیقی استفاده کرد. او در مؤسسه معروف آر. سی. ای در ایالت نیوجرسی به کار پرداخت و در رشته علوم ارتباطات در دانشگاه میشیگان درس خواند. در این زمان (۱۳۴۱)، ساسان سپنتای بیست و هشت ساله بین همنسلان خود از حیث تحصیل و تربیت علمی سرآمد بود.
در سال ،۱۳۳۶ بعد از جدال قلمی ای که در مجله موزیک ایران بین فریدون فرزانه (۱۳۶۴ - ۱۲۸۹) و روح الله خالقی (۱۳۴۳ - ۱۲۸۵) درگرفت، فریدون فرزانه به روش برخی موسیقیدان های شیفته غرب و بیگانه با ارزش های فرهنگ ملی، موسیقی ایرانی را فاقد ارزش هنری نامید و می توان گفت در پاسخ به او بود که نخستین یادداشت ساسان سپنتا در مجله موزیک ایران چاپ شد و بعد از آن، سلسله مقالات پربار و ارزنده ای (که فهرست مشخصات آن در «کتابشناسی موسیقی ایران» درج است)، به قلم او نوشته شد که جنبه های مختلف علمی و هنری موسیقی - بخصوص آواز ایرانی - را نشان می داداستقبال خوانندگان مجله موزیک ایران از مقاله های سپنتا که با دانش فنی کافی و قلمی صریح و روان نوشته می شد، تداوم در نگارش و نشر آنها را فراهم آورد. گذشته از این، تعدادی از مقاله های انتقادی او در بررسی وضع ناهنجار موسیقی رادیو تهران در سال های ۱۳۴۳ - ۱۳۳۶ از جمله نوشته های خواندنی و ماندنی در تاریخ موسیقی معاصر استانتقاد از مسئولان اداری موسیقی آن زمان در رادیو و وزارت فرهنگ و هنر که به هر حال از منسوبان دربار پهلوی بودندْ، خالی از خطر نبود، ولی ساسان سپنتا و گردانندگان آزاداندیش مجله موزیک ایران، هراس و پروایی از این خطرها نداشتند. او در این زمان مورد تشویق استاد روح الله خالقی قرار گرفت و با آن هنرمند بزرگ نیز تا آخر عمر او، دوستی عمیق و معاشرت پرفایده ای یافت. تعدادی از نامه های خصوصی خالقی به او که در سال های اخیر چاپ شده، گویای این رابطه پرمهر شاگرد و استادی است.
ساسان سپنتا بعد از مراجعت به ایران در دوره مترجمی دانشگاه تهران و مدرسه عالی ترجمه (که در سال های قبل از انقلاب در تهران فعال بود) و همچنین در دانشکده فنی وزارت راه، به تدریس پرداخت و بعد از مدتی برای مطالعه و تدریس به دانشگاه درهام (انگلستان) رفت. در آنجا نیز از معرفی موسیقی ایرانی غافل نبود و جزوه ای کوچک نیز در معرفی موسیقی ایرانی به زبان انگلیسی، یادگار آن ایام است. او در انگلستان در مؤسسه معروف لینگافن (مخصوص دوره های خودآموز زبان های زنده دنیا) به عنوان مشاور کار کرد و بعد از تحصیل در دوره دکترای زبان شناسی عمومی در دانشگاه تهران با پایان نامه مصوب با عنوان «بررسی فونتیکی خصوصیات واج های زبان فارسی» به سال ۱۳۵۱ در دانشگاه تهران، درجه دکترا گرفت و در دانشگاه اصفهان به تدریس پرداخت که هنوز هم ادامه دارد.
تاکنون در حدود یکصد و بیست مقاله تخصصی در رشته‌های ادبیات، زبانشناسی و موسیقی در نشریات علمی_پژوهشی از او به چاپ رسیده‌است. از جمله کتابهای چاپ شده از وی می‌توان به تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران، چشم انداز موسیقی ایران و آواشناسی فیزیکی زبان فارسی اشاره کرد.

 
برخی از آثار و تحقیقات ایشان
آثار و تحقیقات ساسان سپنتا از طرف دانشگاه درهام، سازمان جهانی یونسکو، دانشگاه اصفهان، کنسرواتوار شیان، انجمن خاورشناسان شوروی سابق (تاجیک)و موسسه بین‌المللی لینگافن (لندن) همواره مورد تقدیر رسمی قرار گرفته‌است. گزیده مقالات او عبارت‌اند از:
- سیر و تحول موسیقی ایران، ماهنامه موزیک ایران (۱۴ مقاله) خرداد تا مهر ۱۳۳۷
- آواز ایران ماهنامه موزیک ایران (۱۳مقاله) از بهمن ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۰
- مکتب‌های جدید موسیقی معاصر ایران، ماهنامه موزیک ایران، فروررین و اردیبهشت ۱۳۴۲
- بررسی فیزیکی واج‌های زبان فارسی، مقالات سومین کنگره تحقیقات ایرانی، شهریور ۱۳۵۱
- ابن سینا و ابتکارات زبان شناسی، ماهنامه آینده، فروردین و خرداد ۱۳۵۸
- تجزیه و بازسازی گفتار، (تعیین فرمان‌های واج‌های زبان فارسی) مجله زبان شناسی، ۱۳۶۶
- تأثیر انگیزی آهنگ حماسی شاه نامه فردوسی، مجله پژوهشی دانشگاه اصفهان ۱۳۶۶
- توجیه مواردی از تطور نظم و نثردر سبک‌شناسی زبان فارسی از دیدگاه زبان شناسی، مقالات دومین کنفرانس زبان شناسی، دانشگاه علامه طباطبایی ۱۳۷۳
- بررسی آزمایشگاهی چند گویش مرکزی ایران، فصل نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی، تابستان ۱۳۷۵
- بررسی‌های جدید آزمایشگاهی در مورد گام موسیقی ایران، کتاب ماهور، پائیز ۱۳۷۷
- بررسی تحلیلی و تطبیقی رساله موسیقی خیام، فصنامه ماهور، زمستان ۱۳۸۰
- خیام و موسیقی، فصل نامه فرهنگ، پائیز و زمستان ۱۳۸۰
- تأثیر عناصر نوائی در ادراک گفتار، مقالات پنجمین کنفرانس زبانشناسی، ۱۳۸۲
- پژوهشی در مباحث زبان‌شناسی خواجه نصیرالدین طوسی و مقایسه آن با زبان‌شناسی جدید، فصل نامه فرهنگ زمستان و بهار ۱۳۶۹
- نامه‌ای از روح‌الله خالقی به ساسان سپنتا ماهنامه هنر و موسیقی، اردیبهشت ۱۳۸۳
- تنها صداست که میماند فصل نامه ماهور، پائیز ۱۳۸۴
 
 



--










--

---
‏این پیام را به خاطر این دریافت کردید که برای مبحثی در گروه «دوستان راديو گلها» در Google Group ثبت‌نام شده‌اید.
جهت لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیل از آن، ایمیلی به friends-of-radio-golha+unsubscribe@googlegroups.com ارسال کنید.
برای گزینه‌های بیشتر از https://groups.google.com/d/optout بازدید کنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر