۱۳۹۱ فروردین ۹, چهارشنبه

[گروه لیمو:8947] مسافر



مسافر

مسافری با یک الاغ، یک خروس و در دست داشتن چراغ روغنی مسافرت می کرد. شبی او در جنگل سکونت کرد. چراغ روغنی را روشن کرد، اما ناگهان باد تندی آمد و چراغ را خاموش کرد. در تاریکی حیوانات وحشی خروس را خوردند و الاغ نیز گم شد. مسافر بر بخت خود لعنت می فرستاد و نمی دانست باید چکار کند.
صبح روز بعد، وی به دهکده ای رسید. روستاییان به وی گفتند که دیشب راهزنان در جنگل بودند. اگر چراغ روغنی خاموش نمی شد، راهزنان وی را می یافتند. اگر خروس توسط حیوانات خورده نمی شد، بانگ خروس توجه راهزنان را جلب می کرد و اگر الاغ گم نمی شد، صدایش پناهگاه مرد را مشخص می کرد.
مسافر بعد از شنیدن این خبر، خود را خوشبخت ترین فرد دنیا دانست….

--
=>=>=>=>=>=>=>=> آیا به همان میزان که کلاس "دشمن شناسی" میرویم در کلاس "دوست شناسی" هم شرکت می کنیم؟ <=<=<=<=<=<=<=<=
دریافت این پیام بدلیل ثبت نام شما در گروه است گروه Google Groups "لیمو
»« Lemon".
جهت ارسال به این گروه، ایمیل را ارسال کنید به lymoo@googlegroups.com
 
برای سایر گزینه ها، به این گروه مراجعه کنید در
http://groups.google.com/group/lymoo?hl=fa?hl=fa

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر