۱۳۹۰ اسفند ۱۷, چهارشنبه

{تفريح و سرگرمي}, [14734] ديباچه جديد گلستان سعدي

 
ديپاچه جديد گلستان سعدي
منت خدای را عزوجل که به ظاهر زن را قند و عسل قرار داد و مرد را بسان جمل. جنس مرد را چون سپر ساخت و زبان زن را همچو زهر. ديدارش منشا بيداد است و گفتارش مملو از فرياد.
همو که ازدواجش موجب محنت است و مرد را به طلاق اندرش مزید رحمت.
هر لنگه كفشی كه بر سر مرد فرود مي آيد، مضر حیات است و چون تكرار گردد، موجب ممات.
پس در هر لنگه كفش دو ضربت موجود و بر هر ضربت آخی واجب.
مرد همان به كه به وقت نزاع عذر به درگاه نساء آورد، ور نه زنش از اثر لنگه كفش حال دلش خوب به جا آورد.
 ضربت لنگه كفش، لاحسابش هم از راه رسیده و جیب شوهر بدبخت را به قیچی خیاطی دريده و حقوق یكماهه او را به بهانه جوئی بخوريده است.
شوهر و نوكر و بد بخت و فلک دركارند تا تو پولی به کف آوری و ماشین نو بخری.
 شوهرت با كت و شلوار پر از وصله بود، پس شرط انصاف نباشد كه تو مانتو بخری!
مردان همه عمر گريه كنند  زار و زار
كه يكي زن هم كم بود و هم بسيار
اي مرد تو كه تكليف خود نمي داني
بپرهيز از اين پالان و بند و افسار
حافظ كه به همه عمر خواجه ماند
كرد كيف اين دنيا و برد عشق روزگار
گر ديدي به عمرخويش همسر خوبي
به گينس بفرست نشان آن ركوردار
آدم كه همه عمر كشيد ناز حوا
جز طعنه كه نشنيد زان يار وفادار!
سارا كه همه عمر لاف وفاداري زد
ديدي كه چه سان كرد آن خليل كردگار
دارم دو كلمه حرف حساب شما را
آويزه گوشتان اي مردان اهل شعار
هركس كه بخواهد آسايش دو گيتي
بايد كه بگريزد از همسر دمار
سعديا! نصيحت نمودي اهل دو عالم
خاكت به سر، خود نشنيدي آن پند گهربار
 
ربيع الاول سنه 1433- كنار آب ركناباد شيراز


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر