مهاتما گاندي
سخني از اين داستان: « مردمان، مرگ را سیاهی و کراهت میدانند،
درنمییابند که جز فراغت نيست.»
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
وقتی چنین زیاد نامههايي به دستم میرسد که در هر سطرشان، ترس از مرگو
متعاقب آن، تقلید هجوآمیزِ پایبندی به اهیمسا هويدا است، به یاد این
گفتگوی زیبا ميافتم:
تسوکونگ به کنفسیوس گفت: «استاد،من خستهام و دلم استراحت و فراغت میخواهد.»
آن مرد فرزانه در پاسخ گفت: «در زندگی ازفراغت خبری نیست.»
مرید پرسید: «یعنی من هیچگاه فراغت نخواهم یافت؟»
کنفسيوس گفت: «چرا، به این گورهای اطراف بنگر: برخی باشکوه، بعضي
معمولی. تو نیز در یکی ازآنها فراغتخواهی یافت.»
تسو کونگ در جواب گفت: «چه زیباست مرگ. حکیمان در آن، فراغت مییابند و
دنیازدگان، بلعيده میشوند.»
کنفسیوس گفت:«فرزندم، ميبینم سخنم را درک کردهای. مردمان زندگی را جز
برکت نمیدانند، درنمییابند که جز مایهي فلاکت نیست. مردمان کهولت را
مرحلهي سستی و ضعف میدانند، درنميیابند که جز مايهي آسودگی و
راحتنیست. مردمان، مرگ را سیاهی و کراهت میدانند، درنمییابند که جز
فراغت نيست.»
--
=>=>=>=>=>=>=>=> آیا به همان میزان که کلاس "دشمن شناسی" میرویم در کلاس "دوست شناسی" هم شرکت می کنیم؟ <=<=<=<=<=<=<=<=
دریافت این پیام بدلیل ثبت نام شما در گروه است گروه Google Groups "لیمو
»« Lemon".
جهت ارسال به این گروه، ایمیل را ارسال کنید به lymoo@googlegroups.com
برای سایر گزینه ها، به این گروه مراجعه کنید در
http://groups.google.com/group/lymoo?hl=fa?hl=fa
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر