| ای خواب خوش شیرین من ای راحت جانهای بیقرار مرا باخود ببر ببر به شهر شیرین رویاها تا با تو پرواز کنم در سبز آسمان زیباییها بگذارتا دمی فراموش کنم اندوه زمانه را آزارهای بی بهانه را تنهاییم را مرا ببر به سرزمین خاطرات آفتاب خاطرات دور دور خاطرات شیرین کودکی خاطرات صفاو سادگی خاطرات قصه های شورانگیز مادر بزرگ خاطرات کرسی گرم و نگاه گرم و گویایش خاطرات سماور و چای گرم و چایدان مادر بزرگ وآینه و شعمدان نقره ای عروسیش که میدرخشید همچون نور نقره فام خورشید بر تارک طاقچه اش روی پارچه ی گلدوزی شده با دستان جوانیش
خاطرات خانه ی قدیمی هشت دری مادر بزرگ با شیشه های رنگی دیوارهای اینه کاری وحوض پراز ماهی زرد و قرمز و قهوه ای و سرداب وکوره و بادگیر در حیاط زیبای تابستانی
ودست نوازشگر مادر بزرگ که همراه بانسیم باد نوازش میداد گیسوان مرا و میبرد مرا به شهر شیرین رویاها شعر "شهر رویاها" از شاعر "شیرین |
--
=>=>=>=>=>=>=>=> آیا به همان میزان که کلاس "دشمن شناسی" میرویم در کلاس "دوست شناسی" هم شرکت می کنیم؟ <=<=<=<=<=<=<=<=
دریافت این پیام بدلیل ثبت نام شما در گروه است گروه Google Groups "لیمو
»« Lemon".
جهت ارسال به این گروه، ایمیل را ارسال کنید به lymoo@googlegroups.com
برای سایر گزینه ها، به این گروه مراجعه کنید در
http://groups.google.com/group/lymoo?hl=fa?hl=fa
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر