سخنی از این داستان: «هرکس از راه خودش به خدا میرسد.»
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
یک روز صبح «بودا»[۱] در بین شاگردانش نشسته بود که مردی به جمع آنان
نزدیک شد و پرسید:
- آیا خدا وجود دارد؟
«بودا» پاسخ داد:
- بله، خدا وجود دارد.
بعد از ناهار سروکلهی مرد دیگری پیدا شد که پرسید:
- آیا خدا وجود دارد؟
«بودا» پاسخ داد:
- نه، خدا وجود ندارد.
اواخر روز مرد سومی همین سؤال را از«بودا» پرسید. پاسخ بودا به او چنین بود:
- خودت باید این را برایخودت روشن کنی.
یکی از شاگردان گفت:
- استاد این منطقی نیست. شما چطور میتوانید به یک سؤال سه جواب بدهید؟
بودا که به روشنبینی رسیده بود، پاسخ داد:
- چون آنان سه شخص مختلف بودند و هرکس از راه خودش به خدا میرسد:
عدهای با اطمینان، عدهای با انکار و عدهای با تردید.
------------------------------ -------------
۱. بودا به زبان سانسکریت به معنی روشن و آگاه، لقب«گوتمه سدهارته» (حدود
۵۶۳ - ۴۸۳ قبل از میلاد) که از طبقهی نجبا و امرای هند بود؛ اما در
۲۹سالگی به دنیا پشت پا زد و زاهد شد وسرانجام آیین بودا را تأسیس نمود.
--
=>=>=>=>=>=>=>=> آیا به همان میزان که کلاس "دشمن شناسی" میرویم در کلاس "دوست شناسی" هم شرکت می کنیم؟ <=<=<=<=<=<=<=<=
دریافت این پیام بدلیل ثبت نام شما در گروه است گروه Google Groups "لیمو
»« Lemon".
جهت ارسال به این گروه، ایمیل را ارسال کنید به lymoo@googlegroups.com
برای سایر گزینه ها، به این گروه مراجعه کنید در
http://groups.google.com/group/lymoo?hl=fa?hl=fa
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر