ه‍.ش. ۱۳۹۳ اسفند ۲۶, سه‌شنبه

Re: {تفريح و سرگرمي}, [25366] عیدتون آناناسی باد

در جواب فقط میتوان گفت:
خنده ی تلخ من از گریه غمانگیزترست
کارم از گریه گذشتهست بدان میخندم.
اینهایی که ستاره گفت طنز تلخی است که بعنوان واقعیت در جامعه ی ما رخ
مینماید. واقعیات تلخی که ظاهرا چاره ای جز خندیدن به آنها نداریم.
ستاره سمبل همه ی اینهاست. هم با همه ی وجودش واقعیات تلخ و شوم و تبعیض
و ناعدالتی و ظلم را احساس میکند و هم با پوزخند زدن بر آنها سعی دارد
اندکی از زشتی و شومی آن را حد اقل برای خودش کم کند.

On 3/17/15, Mohammad <m.behkam@gmail.com> wrote:
> ستاره خانم ماشالله end طنز نويسها هستي وجودت به گروه شادي ميده اميدوارم سال
> نو براي همه دوستان گروه وهمه مردم عزيز ايران پراز سلامتي وارامش وموفقيت
> باشد
>
> Sent from my iPhone
>
>> On 17 Mar 2015, at 15:07, ستاره <rira.2012@gmail.com> wrote:
>>
>>
>>
>>
>>
>>
>> دیگه واقعا خسته شدم.از بس دویدم و دویدم ..حالا مگه قراره چی بشه؟خوب شنبه
>> هم یک روزی هست مثل امروز..حالا خدا کنه مثل امروز باشه..یعنی بارون بیاد نم
>> نم...ومن بدون چتر برم زیر بارون
>> آخه دیگه چتر نخریدم..میترسیدم بخرم یابارون بند بیاد یا چترش خراب بشه..
>> به هرسختی بود خونه تکونی رو به سرانجام رسوندیم..به جون عمه ام
>> یه فرشی ما داریم حتی تابستون اگر بشوریمش بارون میاد تا 60روز خشک
>> نمیشه..گفتم هرجای ایران
>> خدای نکرده خشک سالی بود این فرش رو ببریم شاید بارون بیاد..حالا من شک کردم
>> که نکنه قالیچه
>> سلیمان باشه و من خبر نداشته باشم..حالا بماند که واسه تمیز کردن پنکه های
>> سقفی اتاق مون رفتم روی
>> یک چارپایه و وقتی کارم تموم شد دیگه نمیتونستم بیام پایین زنگ زدم اون
>> خواهرم بیاد چارپایه رو بگیره تا من نیفتم مثلا...خدا پدر همراه اول رو
>> بیامرزه وگرنه من اون بالا مونده بودم
>> خواهرم میگه همون جوری که بالا رفتی بیا پایین گفتم والا رفتنش آسون بود
>> اونجا که رفتم فهمیدم
>> چه شکری خوردم سرم داشت گیج میرفت آخه من از ارتفاع میترسم فقط خودم رو به
>> نترسی زدم
>> دور از جون شما ....ولی به جون چشمام های قشنگم که از همه دنیا بیشتر دوستش
>> دارم
>> (ها حالا فکر کردین اون چشام رو میگم؟نه..اینجا پیرزنهای محلی به کسی که خیلی
>> دوستش دارن میگن
>> چیییییییییشوم...منظورمنم همون چیشوم بود نه اون چشمم)دیروز با یکی دیگه از
>> خواهرام رفته بودم
>> بازار همین که قیمت اجیل و تخمه و پسته رو دیدم چنان سرم گیج رفت که با کمپوت
>> آناناس هم خوب شدنی نیست که نیست...یعنی ایقدر آناناس دوست
>> دارما<360.gif>یعنی هرکسی رو بیشتر دوست داشته باشم
>> علاوه بر چشمم بهش میگم آناناس<349.gif>
>> خلاصه خواهرم گفت چرا نمیخری؟بخر خوووو
>> گفت تو نفست از جای گرم درمیادخواهر..من حساب کردم روی هم رفته دست کم کمش
>> روز عید
>> و یک روز بعدش حدود100نفر به خونه ما واسه دیدو بازدید میان اونوقت من چقدر
>> تخمه و اجیل بخرم که خوب باشه و آبروداری کنه؟حالا قدیما یه چیزایی رو خودمون
>> درست میکردیم و سفره رو رنگین میکردیم الان که وقت و حوصله نداریم چطوری با
>> این نرخ گرون عید و نوروز رو گرامی بداریم وجدانا؟<323.gif>
>> خواهرم گفت گرون که نیست ببین من چقدر خریدکردم ؟گفتم موفق باشی خواهر
>> من مث تو ولخرج نیستم....حالا بگذریم از این یک قلم جنس... میریم لباس
>> بخریم<333.gif>
>> پناه برخدا <364.gif>علاوه برسرگیجه چشامون هم گرد شد و چنتا ستاره رو سرمون
>> در حال چرخش بودن<361.gif> که خواهرم گفت خوب چی میخوای بخر دیگه...گفتم والا
>> من هرچی فکرش رو میکنم همه چی دارم
>> ونیازی به خرید نیست..شکر خدا نعمت فراوونه..
>> حالا بماند که یک ماه قبلش یواشکی یک پارچه از صندوقچه مامانی کش رفته بودم و
>> خواهر زاده ام
>> برام دوخته بود که با این حساب هم پارچه اش مفتکی شده بود هم دوختش...ومن
>> مفتی مفتی صاحب
>> لباسی شده بودم درخور عید نوروز...الهی شکر.<347.gif>
>> خلاصه من دیگه چشم بصیرتم رو بروی هرچیزی تو بازار بستم نه به ماهی های خوشکل
>> نگاه کردم نه شیرینی های رنگارنگ
>> نه سفره های هفت سین قشنگ نه شمع های زیبا..نه آجیل های رنگارنگ
>> ولی یواشکی گاهی به سمنوها یه نیم نگاهی کردم آخه نه اینکه دوستش داشته
>> باشما..همینجور الکی نگاش کردم.<347.gif>..یعنی تو فکرشم که همین یک قلم جنسو
>> هم خودم یاد بگیرم و سال دیگه خودم بپزم<35C.gif>فوقش یاد هم نگرفتم به جاش
>> حلوامیپزم یه مقدارزیادی دارچین میریزم توش میذارم تو سفره آخر کار هم خودم
>> میخورمش<32B.gif>کسی هم بو نمی بره
>> به جای سبزه هم کلی نعنا و تربچه و پونه و شاهی توی باغچه مون کاشتم
>> که هم سبز باشه هم سبزی سالم بدون کود شیمیایی مصرف کنم<33E.gif>
>> ازاون نون یوخه ها هم ای بگی نگی اطرافیان میپزن به ما هم میدن <35D.gif>
>> سکه هم یه دونه سراغ دارم ته جیبم<35E.gif>
>> فکر کنم سفره هفت سین من خیلی عجیب بشه ها
>> ولی مهم نیست..مهم اینه که من خودم شاد باشم<360.gif>
>> وجدانا اگر دست من بود و کسی ایراد نمیگرفت به جای هفت سین7تاآناناس
>> میخریدم میذاشتم تو سفره ولی دورش سیم خاردار میکشیدم که کسی کش نره.بعدش
>> ازروز اول عید تا هفتم عید روزی یکشیش رو میخوردم
>> اصن اینجوری اگر میشدا نمیدونی چه سال خوبی درپیش داشتیم.یعنی عشق<35D.gif>
>> حالا من درهمین روز سه شنبه آخر سال که فقط سه روز به پایان سال93مونده و خدا
>> یه بارونی به ما داده که نگو و نپرس..دارم به این فکر میکنم که اگر ما حدودا
>> دوسه کیلومتری زیر خط فقریم
>> اونایی که 600/700کیلومتر زیر خط فقرند؟اونا چیکار میکنن؟
>> لامصب این خط فقر هم مثل خط استوا میمونه که هرکی نزدیکش باشه آب و هواش
>> سبزتر و بارانی تره..هی ازش دور بشی خشک و برهوتی میشی یا از سرما یخ
>> میزنی..
>> من دربرابر همین بارون اخرسالی علاوه بر شکرگذاری به خاطر نعمت های خداوندی
>> از خداوند
>> عزیزم میخوام که همه بنده هاش رو به خط استوا نزدیک کنه..تا یه وقتی کسی دلش
>> نگیره
>> تا همیشه هوای دلمون سبز بهاری باشه نه خاکستری زمستونی...
>> پیشاپیش عیدتون مبارک
>> دلتون شادولبریز ازعشق
>> خونه هاتون پراز محبت و صفا
>> وهوای دلتون بهاری
>> راستی من یه دوستی دارم سوپرمارکت داره هروقت میرم مغازه اش یه نگاهی به قفسه
>> هاش میندازم
>> و همین که آناناس دیدم بغلش میکنم و میگم..وای رفیق؟آناناسسسسسسسسسسسسس
>> اونم میگه زهر مار....اینم کمپوته که تودوست داری؟<320.gif>
>>
>>
>> عیدتون پراآناناس باد
>>
>>
>> <image.jpeg>
>>
>>
>>
>>
>>
>>
>>
>>
>>
>>
>>
>>
>>
>>
>>
>>
>>
>>
>> --
>> به سایت تفریح و سرگرمی هم سری بزنید
>> http://www.tafrihvsargarmi.ir
>> ---
>> ‏این پیام را به خاطر این دریافت کردید که برای مبحثی در گروه «تفريح و
>> سرگرمي» در Google Group ثبت‌نام شده‌اید.
>> جهت لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیل از آن، ایمیلی به
>> taf_sar+unsubscribe@googlegroups.com ارسال کنید.
>> از این گروه در http://groups.google.com/group/taf_sar بازدید کنید.
>> برای گزینه‌های بیشتر از https://groups.google.com/d/optout بازدید کنید.
>
> --
> به سایت تفریح و سرگرمی هم سری بزنید
> http://www.tafrihvsargarmi.ir
> ---
> ‏شما به این دلیل این پیام را دریافت کرده‌اید که در گروه Google Groups "تفريح
> و سرگرمي" مشترک شده‌اید.
> برای لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیل‌های آن، ایمیلی به
> taf_sar+unsubscribe@googlegroups.com ارسال کنید.
> از این گروه در http://groups.google.com/group/taf_sar دیدن کنید.
> برای گزینه‌های بیشتر، از https://groups.google.com/d/optout دیدن کنید.
>

--
به سایت تفریح و سرگرمی هم سری بزنید
http://www.tafrihvsargarmi.ir
---
‏شما به این دلیل این پیام را دریافت کرده‌اید که در گروه Google Groups "تفريح و سرگرمي" مشترک شده‌اید.
برای لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیل‌های آن، ایمیلی به taf_sar+unsubscribe@googlegroups.com ارسال کنید.
از این گروه در http://groups.google.com/group/taf_sar دیدن کنید.
برای گزینه‌های بیشتر، از https://groups.google.com/d/optout دیدن کنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر