ه‍.ش. ۱۳۹۳ شهریور ۷, جمعه

{تفريح و سرگرمي}, [23490] پژوهشی در

پژوهشي درباره مسجد جمكران
نويسنده: سعيد نوري

يكي از
اماكن منسوب به حضرت ولي عصر (ع)،
مسجدي واقع در شش كيلومتري شهر
مقدس قم است كه به مسجد جمكران مشهور شده است. در ساليان اخير، با
تبليغ و ترويج محافل و جريانات خاص
و بعضاً صاحب قدرت، زائران اين
مسجد رو به فزوني گذاشته و به
مراتب از زائران مرقد مطهر حضرت
معصومه (س) بيشتر شده است. چه بسا
افرادي هستند كه به زيارت اين مسجد
رفته و سپس به علت ضيق وقت، از
زيارت مرقد مطهر حضرت معصومه (كه
يكي از معدود امامزاده‌هاي موثق
كشور است) صرف نظر مي‌كنند. اين مساله و نيز عنايت
ويژه افراد و جرياناتي درون
حاكميت به اين مسجد، ضرورت تحقيق
پيرامون اين مكان را بيش از پيش
كرده است. نوشته حاضر بر آن است تا
با قواعد علوم مختلف حديثي مانند
علم تخريج، علم رجال و ...، اعتبار و
سنديت اين مسجد و نيز نسبت آن با
حضرت ولي عصر را بررسي نمايد و
گامي هر چند كوچك در مسير زدودن
گرد و غبار تحريف از چهره دين و
پيشوايان ديني بردارد. بعون الله و
فضله.
قبل از ورود در مطلب، توضيح اين
نكته ضروري مي‌نمايد كه وجود
اماكني كه مردم در آنجا بيشتر با
ياد و نام پيشوايان ديني همراه شده
و گام‌هاي معنوي بلندتري
بردارند، با مخالفت هيچ انسان
دينداري روبرو نيست، اما نكته مهم
اينجاست كه آيا ما مجازيم براي
بالابردن سطح معنويات در جامعه و
ترويج نام و ياد پيشوايان ديني، به
> دروغ چيزي را به آن بزرگان نسبت
> دهيم؟ به عبارت ديگر آيا ما مجازيم
تا براي رسيدن به هدف مقدس، از هر
وسيله و ابزاري هر چند نامشروع
بهره بگيريم؟ قطعا جواب منفي است و
منطق همان پيشوايان معصوم نيز
چنين چيزي را برنمي‌تابد. بعد از
ذكر اين نكته كوتاه ولي مهم، وارد
موضوع اصلي اين نوشته مي‌شويم.
ظاهرا اولين مصادري كه در دسترس
ماست و ماجراي مسجد جمكران را بيان
نموده‌اند، كتب محدث نوري
(متوفاي 1320 هـ . ق) مي‌باشند(1). وي
در چهار كتاب "جنت المأوي"،
"النجم الثاقب"، "الكلمه
الطيبه" و "مستدرك
الوسائل" خود، به تفصيل يا به
اجمال، ماجراي اين مسجد را نقل
کرده(2) و مانند هميشه كه دأبش
اثبات احاديث و مطالب سست و ضعيف،
با استناد به دلايل سست‌تر از اصل
مطلب است، در اينجا نيز سعي بليغ و
كوشش وافري کرده تا مطلب را داخل
در مطالب موثوق الصدور نمايد. حال
آنكه براي افرادي كه حتي اندك
اطلاعاتي از مباني علوم
حديث‌شناسي داشته باشند، ضعف و
سستي مطلب اظهر من الشمس است. ما
بيش از اين پيرامون محدث نوري و
مسلك حديثي و نيز تأليفات او سخني
نمي‌گوييم
و در اين زمينه فقط به گفتار امام
راحل در حاشيه شان بر كتاب كفايت
الاصول، اكتفا نموده و سپس مقصود
اصلي مقاله را پي مي‌گيريم. حضرت
امام (ره) در مبحث اصولي "حجيت
ظواهر كتاب" و هنگام بحث "عدم
تحريف قرآن" مي‌فرمايند: "...
صاحب فصل الخطاب، الذي كان كتبه
لايفيد علما و لاعملا، و انما هو
ايراد روايات ضعاف اعرض عنها
الاصحاب، و تنزه عنها اولوالالباب
من قدماء اصحابنا كالمحمدين
الثلاثه المتقدمين – رحمهم الله-
، هذا حال كتب روايته غالبا
كالمستدرك، ولا تسأل عن سائر كتبه
المشحونه بالقصص و الحكايات
الغريبه التي غالبها بالهزل اشبه
منه بالجد، و هو-
رحمه الله- شخص صالح متتبع، الا ان
اشتياقه لجمع الضعاف و الغرائب و
العجائب و مالايقبلها العقل
السليم و الرأي المستقيم، اكثر من
الكلام النافع ... "(3) "... غالب
كتاب‌هاي روايي محدث نوري مانند
مستدرك‌الوسايل، نه فايده علمي
دارد و نه فايده عملي، و مملو از
احاديث ضعيفي است كه علماي شيعه از
آنها رويگردانند و صاحب‌نظران از
بزرگان شیعه مانند كليني و صدوق و
طوسي، به آنها وقعي نمي‌نهند. و از
كتاب‌هاي غير روايي او نپرس كه پر
است از داستان‌ها و حكايات عجيب
كه اكثر آنها به شوخي شبيه‌تر است.
البته او- كه خدا رحمتش كند- فرد
صالح و محققي بود لكن
علاقه‌اش به جمع آوري منقولات
ضعيف و عجيب و غريب و چيزهايي كه
عقل سليم و نظر صائب آنها را
نمي‌پذيرد، بيشتر بود تا گردآوري
مطالب نافع ... ".
محدث نوري و تمام كساني‌ كه به
ادعاي او ماجراي مسجد جمكران را
ذكر كرده اند، آن را از كتابي به
نام "تاريخ قم" نوشته "حسن
بن محمد بن حسن قمي"، از معاصران
شيخ صدوق و او نيز به گفته آنان، از
كتاب "مونس الحزين في معرفه
الحق و اليقين"، نوشته شيخ
صدوق، و طبق قول آنان، صدوق – عليه
الرحمه_ نيز از فردي به نام "حسن
بن مثله جمكراني" نقل مي‌نمايد.
پيرامون استناد فوق الذكر، نكات
زير قابل توجه است:
1) هيچ كدام از
فهرست نويسان متقدم شيعه، مانند
نجاشي و طوسي – رحمت الله عليهما-
كه كوچك‌ترين تصنيف و مصنف شيعي
از چشم تيز بينشان پنهان نمانده
است، نامي از "حسن بن محمد بن
حسن قمي" و نيز كتابي موسوم به
"تاريخ قم" نبرده اند. علاوه
بر مجامع رجالي اوليه، هيچ كدام از
مجامع رجالي ثانويه و جوامع رجالي
متأخر شيعه نيز، نامي از چنين فرد
و چنين كتابي نمي‌برند. اصولا
"حسن بن محمد بن حسن قمي" فرد
مجهولي است كه نام او در هيچ كتاب
رجالي يافت نمي‌شود و ظاهرا كتاب
"تاريخ قم" هم كه به او منسوب
نموده‌اند، اصلا وجود خارجي
نداشته است.
2) همانطور كه گفته شد، فهرست
نويساني
مانند نجاشي و طوسي كه در تراجم و
رجال، سرآمد دوران خود بوده اند،
كوچكترين تأليف و حتي رساله‌اي را
با ذكر نام مولف آن در كتب خود ذكر
نموده‌اند. اما هيچ يك از آنان و
نيز ديگر رجاليان متقدم ما، در
فهرست مصنفات شيخ صدوق، كتابي به
نام "مونس الحزين في معرفت الحق
و اليقين" را ذكر نكرده اند(4)، و
ظاهراً اين كتاب، از بافته‌هاي
ذهن همان افرادي است كه كتاب تاريخ
قم و مؤلف آن را ساخته و پرداخته
كرده‌اند. اين مطلب وقتي بيشتر
روشن مي‌شود كه توجه كنيم، شيخ
صدوق يكي از مشهورترين و مهم‌ترين
روات و مولفين شيعه است، و لذا
كتاب‌هاي او نيز در غايت شهرت
قرار دارند و عدم ذكر اين نام در
بين مؤلفات او، ظن به جعل اين
عنوان را تقويت مي‌نمايد.
3) صرف نظر از مطالب فوق، راوي اين
حديث، يعني ماجراي مسجد جمكران،
فردي به نام "حسن بن مثله
جمكراني" است كه طبق قواعد علم
رجال، بايد از وثاقت او اطمينان
حاصل کرد. اما داستان وقتي زيباتر
مي‌شود كه بفهميم، اصولا هيچ كدام
از كتاب‌ها و جوامع رجالي متقدم و
متأخر، چنين نامي را اصلا ضبط
نکرده اند، چه رسد به اينكه در
مورد وثاقت آن نظر بدهند. پس
"حسن بن مثله جمكراني" نيز،
فرد مجهولي است كه نمي توان به
حديث و نقل او اعتماد نمود.
علاوه برموارد سه‌گانه بالا،
لازم است بدانيم كه اساسا محدث
نوري و ديگر نقل كنندگان، ماجراي
مسجد جمكران را مستقيما از كتاب
تاريخ قم (كه ذكر آن رفت)، نقل
نكرده‌اند. چرا كه به اذعان آنان،
اصل كتاب از بين رفته و به دستشان
نرسيده است و حتي علامه مجلسي-
رضوان الله عليه- نيز در
بحارالانوار(5) تصريح مي نمايد كه
به اصل كتاب دست پيدا ننموده است.
اما اينكه محدث نوري و ديگران،
چگونه به مطالب اين كتاب دسترسي
پيدا كرده‌اند، خود داستاني
شنيدني دارد. به گفته آنان، فردي
به نام "حسن بن علي بن حسن بن
عبدالملك قمي" (كه وثاقت او نيز
براي ما معلوم نيست)، در سال 865 هـ .
ق، كتاب تاريخ قم را
به فارسي ترجمه کرده است و هر آنچه
كه از محتويات كتاب تاريخ قم نقل
مي‌شود، از مطالب ترجمه شده اين
كتاب است. اما جالب اينجاست كه حتي
اين ترجمه فارسي هم به دست محدث
نوري نرسيده و او خود اذعان
مي‌كند كه بعد از جستجوي فراوان و
فحص شايع، فقط به هشت باب از اين
كتاب (كه در مجموع بيست باب بوده
است)، دست پيدا كرده است(6). و مطلب
وقتي جالب‌تر مي‌شود كه بفهميم،
شيخ آقا بزرگ تهراني، كتاب شناس
شهير، كه از شاگردان محدث نوري
بوده است، حتي به اين هشت باب هم
دسترسي پيدا ننموده و در الذريعه
تصريح مي‌كند كه در زمان ايشان،
فقط پنج باب از اين كتاب يافت
مي‌شود(7). حال آيا امروزه دسترسي
به آن پنج باب ميسر است يا از زمان
صاحب الذريعه تا امروز، آن نيز از
بين رفته است، خدا عالم است!
تمامي آنچه كه تا به حال گفته شد
مربوط به نقد سندي اين ماجرا بود،
> اما اگر بخواهيم به نقد متني آنچه
كه از زبان حسن بن مثله نقل نموده
اند و به ماجراي مسجد جمكران مشهور
شده است بپردازيم، توضيحاتي بسيار
بيشتر از آنچه در باب نقد سند
گفتيم، خواهيم داشت كه ما به علت
پرهيز از اطاله كلام، از ذكر آنها
خودداري نموده و آن را به مجالي
> ديگر وامي‌نهيم.
لذا با توجه به مطالب پيش گفته، به
جرأت مي‌توان گفت كه مسجد جمكران
و
منسوب بودن آن به حضرت ولي عصر
شديدا مورد تشكيك بوده و طبق قواعد
دانش حديث شناسي، نمي‌توان
هيچ‌گونه اعتباري براي آن قائل
بود. والله اعلم بالصواب.
پي نوشت‌ها:
(1) البته محدث نوري از آقا محمدعلي
كرمانشاهي (فرزند وحيد بهبهاني) در
حواشي‌اش بر نقد الرجال تفرشي و
نيز سيد نعمت الله جزايري در
مخطوطاتش، به عنوان افرادي نام
مي‌برد كه قبل از او، ماجراي مسجد
> جمكران را نقل كرده اند (جنت
الماوي، چاپ شده به همراه
بحارالانوار، الطبعه الثالثه،
دار احياء التراث العربي، بيروت،
ج 53، ص 234)، اما اين دست نوشته‌ها
فقط در اختيار خود محدث نوري بوده
و به
دست ما نرسيده است. همچنين شيخ
آقابزرگ تهراني از كتابي به نام
خلاصه البلدان تأليف سيدمحمد بن
هاشم رضوي قمي نام مي‌برد كه كتاب
خود را در سال 1179 هـ . ق. تأليف كرده
و در آن ماجراي مسجد جمكران را نقل
کرده است (الذريعه، الطبعه ثالثه،
دارالاضواء، بيروت، ج 7، ص 215). لكن
اين كتاب نيز به دليل عدم شهرت و
اهميت، استنساخ يا چاپ نشده و باز
هم به دست ما نرسيده است. لذا مجددا
تاكيد مي‌نماييم كه اولين و
كهن‌ترين مصادري كه در دسترس ما
هستند و ماجراي مسجد جمكران را نقل
نموده اند، كتب چهارگانه محدث
نوري مي‌باشند.
(2) جنه الماوي، چاپ شده به همراه
بحار
الانوار، ج 53، ص 230- 234؛ النجم
الثاقب، علميه اسلاميه، تهران، صص
212- 215؛ الكلمه الطيبه، چاپ سنگي،
بمبئي، ص 337؛ مستدرك الوسايل،
الطبعه الثانيه، موسسه آل البيت،
بيروت،‌ج 3، صص 432- 447.
(3) انوار الهدايه في التعليقه علي
الكفايه، الطبعه الاولي، موسسه
تنظيم و نشر آثار الامام الخميني،
ج 1، صص 244- 245 .
(4) رجال النجاشي، الطبعه الخامسه،
موسسه نشر الاسلامي، صص 389- 392،
الفهرست، الطبعه الاولي، موسسه
نشر الفقاهه، صص 237- 238.
(5) بحارالانوار، ج 1، ص 42.
(6) جنه الماوي، چاپ شده به همراه
بحارالانوار ، ج 53، ص 234.
(7) الذريعه، ج 3، ص 27---------- Forwarded message ----------
From: mohammad reza bazmshahi <bazmshah@gmail.com>
Date: Sat, 30 Aug 2014 00:01:19 +0430
Subject: پژوهشی درباره مسجد جمکران
To:

--
به سایت تفریح و سرگرمی هم سری بزنید
http://www.tafrihvsargarmi.ir
---
‏شما به این دلیل این پیام را دریافت کرده‌اید که در گروه Google Groups "تفريح و سرگرمي" مشترک شده‌اید.
برای لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیل‌های آن، ایمیلی به taf_sar+unsubscribe@googlegroups.com ارسال کنید.
از این گروه در http://groups.google.com/group/taf_sar دیدن کنید.
برای گزینه‌های بیشتر، از https://groups.google.com/d/optout دیدن کنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر